شوخی اسحاق

شوخي اسحاق

 

مشخص نيست عباراتي که معاون اول رئيس‌جمهوري درباره عملکرد وزارت نفت بکار مي‌برد از سر مزاح است يا خالي نبودن عريضه! 
وي در ديدار با وزير نفت و مديران وي، عملکرد وزارت نفت را در مقابله با تحريم «کارستان» ناميده است! و در فرازي فرموده‌اند آمريکا با انبوهي از فشارهاي خود نتوانست صادرات نفت ايران را صفر کند!!

 

اينکه صادرات نفت ايران صفر شود يا نه مسئله‌اي است که نياز به دسترسي به آمارهاي رسمي دارد اما بر اساس آماري که در اختيار داريم، چيزي که وزارت نفت در دست دارد چيزي کمتر از صفر شدن صادرات نفت ايران ندارد!

 

 اينکه جهانگيري کار وزارت نفت را کارستان مي‌داند يا از بي‌اطلاعي اوست و يا براي حمايت از وزيري است که ضعف عملکردي‌اش اعتراضات زيادي را حتي در داخل دولت در پي داشته است.

 

چه زنگنه وزير بود و چه فرد ديگر، صادرات نفت ايران هيچ‌گاه به صفر نمي‌رسيد کما اينکه قطعاً با وزيري ديگر جز زنگنه، وضعيت صادرات نفت ايران بهتر از دوران تحريمي است که زنگنه مسئول دور زدنش بود. به‌هرحال معاون اول، وظيفه دارد از وزير دولتش حمايت کند چون احتمالاً کار ديگري ندارد. کما اينکه وي پيش‌تر گفته بود به حدي بي‌اختيار است که حتي نمي‌تواند منشي دفترش را تغيير دهد!

 

جهانگيري در فراز ديگري به موضوع همکاري وزارت نفت با دانشگاه‌ها براي فعاليت نهادهاي آموزشي در نفت و ساخت داخل اشاره‌ کرده ولي حتماً به وي نگفته‌اند تنها چيزي که از اين همکاري عايدي داشته، ميلياردها توماني بود که به جيب دانشگاه‌ها و اساتيد رفت و در عمل خروجي خاصي نداشت! چند سال از اين همکاري‌ها گذشته است ولي هيچ اقدام عملي و مثبتي به ثبت نرسيده است که اگر اين‌گونه نبود، وزارت نفت دستاوردهاي قراردادهايش را با دانشگاه‌ها در بوق و کرنا مي‌کرد.

 

تعريفي که جهانگيري از حمايت وزارت نفت از ساخت داخل ارائه داده است براي مجالس «دورهمي دولتي و انتخاباتي» خوراک خوبي است اما در عمل، پرونده خالي از مصاديق روشن است.

 

او در بخش ديگري از اظهارات خود گفت مديران توتال گفته بودند خود ايراني‌ها مي‌توانند سکوهاي 20 هزار تني را ساخته و نصب کنند که احتمالاً اين اظهارنظر در يک «شور نفتي» بيان‌شده است چراکه چند سالي است که وزير نفت و مديرانش بارها گفته‌اند چون خودمان نمي‌توانيم اين سکوها را بسازيم، با توتال قرارداد امضا کرده‌ايم!

 

اينکه جهانگيري در چه شرايطي چنين گفته است مهم نيست اما اين‌گونه بيانات براي «مهم نبودن رفتن توتال»، بيش از آنکه روي توان داخل تأکيد داشته باشد، نشان‌دهنده تلاش دولتي‌ها براي کم‌اهميت جلوه دادن قراردادي است که روزگاري ويترين عملکرد دولت در جذب سرمايه‌گذاري خارجي بود!

 

آقاي دکتر به اجراي فازهاي پارس جنوبي و پالايشگاه ستاره خليج‌فارس از سوي ايراني‌ها اشاره کرد و آن را افتخار دانست ولي نگفت همين شرکت‌هاي ايراني بارها و بارها توسط وزير نفت مورد سخت‌ترين انتقادات قرار گرفتند با اين کليد واژه که «اين‌کاره» نيستند!

 

وي از خط لوله اتيلن غرب هم به نيکي ياد کرد که ازنظر اغلب کارشناسان صنعت پتروشيمي ازجمله محمدحسن پيوندي، يک اقدام کاملاً اشتباه بود و فقط به اصرار شخص وزير نفت اجرايي شد و طي سال‌هاي گذشته نقدهاي جدي به آن واردشده بود؛ البته مي‌توان اين‌گونه هم تفسير کرد که عملکرد وزارت نفت طي سال‌هاي اخير چنان بي‌رمق بوده است که جهانگيري به دولت اصلاحات «پل» زده است.

 

درنهايت هم گفته است وزارت نفت براي تأمين نيازهاي ارزي کشور راهکارهايي را در پيش بگيرد؛ اگر وزارت نفت در اين حوزه حرفي براي گفتن داشت که در مجامع خاص به وزير نفت اعتراض نمي‌شد … خلاصه آنکه چيزي که جهانگيري از وزارت نفت به تصوير کشيد، نتيجه ناديده گرفتن واقعياتي است که کشور را در بحران قرار داده است.

 

وحيد حاجي‌پور

0
به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید