پروژه تخریب

پروژه تخريب
مدتي است شاهد تخريب دومينو وار عناصر ارزشي و انقلابي در رسانه ها، مطبوعات و شبکه هاي اجتماعيِ طيفي خاص از جريان هاي سياسي مي باشيم. نکته حائز اهميت آنکه تخريب از جانب برخي از جريان هاي سياسي نه تنها مبهم و پيچيده به نظر نمي رسد بلکه تقريبا اهدف تخريب از سوي اين سنخ از جريان هاي سياسي براي همگان روشن و مبرهن است. طيفي آشنا براي مردم که در پي روشنگري هاي صراحت گونه عناصر جبهه انقلاب و از جمله علي اکبر رائفي پور در باب پروژه نفوذ، آنان را به واکنشي سخت و طراحي “پروژه تخريب” واداشت. در باب طيف مزبور سخن بسيار است که بعدها بدان بيشتر خواهيم پرداخت.
اما سوال اصلي يادداشت پيشرو بر اين واقعيت استوار است که چرا در اين سير تخريب، جريان هايي همچون فرهيختگان با اين پروژه گره خورده اند؟! حال و فارغ از بي انصافي در نقدهاي صورت پذيرفته بر علي اکبر رائفي پور که هر يک در جاي خود محل بحث و بررسي است، چه بهره سرشاري از تخريب و تخطئه اين جوان انقلابي و کنشگر اجتماعي کسب مي کنند که اينگونه خود را در تخريب او به سختي انداخته اند!
در پي دلايل و انگيزه هاي روزنامه فرهيختگان از تخريب ناجوانمردانه علي اکبر رائفي پور چند فرضيه قابل تصور است.
نخست آنکه در چنين ايامي در سال گذشته رئيس هيئت موسس دانشگاه آزاد جناب آقاي ولايتي با نقد جدي آقاي رائفي پور در اختيار کردن زندگي اشرافي و اسکان در سعدآباد، با اين عتاب روبرو گشت:
«آن آقايي که مي گويد مثل يمني ها لنگ ببنديد؛ اول بايد خودش لنگ ببندد. اول خودش بايد از بالا (سعد آباد)  بيايد پايين … اول بايد خودش لنگي شود و بعد بخواهد که مردم لنگي شوند و الا مردم در خيابان تو را مي بينند و کيسه اي به تنت مي کشند…»
شايد بواقع براي برخي از افراد و بويژه اطرافيان آنها همين حد از نقد کفايت کند که در زمين جريان اصلاحات به تقويت پروژه تخريب بپردازند و به طريقي غير منصفانه تمامي کارکردهاي مثبت او را به ورطه فراموشي بسپارند.
اما دليل ديگر در پي تخريب علي اکبر رائفي پور، نوع نگاه حقيرانه و توأم با حسادت برخي از سياسيون و افراد وابسته به آنها از ميزان محبوبيت جواني مومن در طي يکي دو دهه اخير است که از قضا روز به روز بر ميزان علاقمندان به او افزوده مي شود و اين براي بسياري که چندين دهه در عرصه سياست فعاليت مي کنند قابل پذيرش و مقبول نيست.
فرضيه ديگري که در مقام علت براي تخريب علي اکبر رائفي پور دور از ذهن نيست، پيگيري جدي و مصرانه او در باب شفافيت و ارائه سخنراني هاي متعدد در طي چند سال اخير و بويژه سال گذشته بوده است. به طور حتم سبک زندگي برخي از مسئولين پذيراي اين سنخ از پويش هاي مهم و ضروري نيست؛ چرا که لاجرم مي بايست خود را در معرض ديدگان مردم از وراي ديوار شيشه اي شفافيت قرار دهند و اين خود مي تواند به تدريج آنها را از عرصه سياست کشور کنار بزند لذا هر آنکس که بخواهد در اين مسير مطالبه گري نمايد از گزند آنها در امان نخواهد ماند حال مي خواهد رائفي پور باشد يا عباسي و يا رحيم پور ازغدي و يا حجت الاسلام پناهيان و …
مرجعيت علمي رائفي پور براي بسياري از نوجوانان و جوانان تنها به سبب جهد و تلاش او براي يافتن پاسخ هايي است که در جامعه از آنها سوال مي شود و طالب و تشنه پاسخند و حال آنکه بسياري از آنها که امروز در صدد نقد و تخريب اويند در اين حوزه يا اقدامي از آنها سر نزده و يا اينکه بواسطه باند بازي و جناح گرايي اين سنخ از افراد هرگز مورد توجه و اعتماد مردم قرار نگرفته اند.
به واقع از مهمترين محسنات رائفي پور، استقلال و عدم وابستگي سياسي و مالي به جريان هاي سياسي و نهادهاي دولتي و غير دولتي است که همين امر سبب مي شود تا بتواند با قدرت و صلابت به مطالبه گري دقيق و روشنگري بپردازد؛ لذا پروژه تخريب با کليد واژه وابستگي مالي کليد خورده است تا بتوانند بدين طريق اعتماد مردمي را از او سلب و او را در معرض آماج حملات خويش قرار دهند؛ و حال آنکه رائفي پور در نشست هاي مختلف به دفعات اشاره داشته که از هيچ يک از سازمان ها و نهادهاي کشور بودجه اي دريافت نمي کند و تماما بواسطه کمک هاي مردمي به مديريت موسسه متبوع خود مي پردازد.
به طور حتم علي اکبر رائفي پور نيز همچون بسياري از صاحبان رأي، آراي خود را مصون از خطا ندانسته و نمي داند و هيچگاه نيز مدعي چنين ادعايي نبوده است و اما آنچه قابل اذعان است اينکه به نسبت ميزان فعاليت او و تعداد سخنراني هاي فراواني که از خود در حوزه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي برجاي گذاشته است، ميزاني از خطا طبيعي و قابل درک است و اما آنچه که غير قابل درک و هضم است نوع هجمه به دور از تقواي فرهيختگان و همراهان با اوست. والعاقبه للمتقين
پيام بينا
0
به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید