پاسخ آیت الله جاودان به اظهارات محمود امجد

در پي اظهارات محمود امجد در حمايت از روح‌الله زم و برخي افترائات به مسئولان نظام جمهوري اسلامي، آيت‌الله محمدعلي جاودان پاسخي به وي بيان داشت.

متن پاسخ آيت‌الله جاودان که از سوي صفحه رسمي ايشان در اينستاگرام منتشر شده، به شرح زير است؛

وَلَا تَکُونُوا کَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکَاثًا

من از دوستان شما شنيده بودم که بارها با حالت تضرع، از عاقبت‌به‌خيري و ترس از عاقبت‌به‌شري سخن گفته بوديد. شما کتاب لب‌اللباب، درس‌هاي اخلاق مرحوم علامه طباطبائي، را قاعدتاً به ياد مي‌آوريد. اين عبارت از ايشان در آنجا آمده است:

«حاج امامقلي نخجواني که استاد معارف مرحوم آقا سيد حسن آقا قاضي، والد مرحوم آقاي حاج ميرزا علي آقا قاضي -رضوان الله تعالى عليهم- بود و نزد مرحوم آقا سيد حسين قزويني در اخلاقيات و معارف الهيه مراتب استکمال را طي مي‌نمود، گويد: پس از آنکه به سن پيري و کهولت رسيدم، شيطان را ديدم که هر دو ما در بالاي کوهي ايستاده‌ايم. من دست خود را بر محاسن خود گذاردم و به او گفتم: مرا سن پيري و کهولت فراگرفته اگر ممکن است از من درگذر.

شيطان گفت: اين طرف را نگاه کن. وقتي نگاه کردم دره‌اي را بسيار عميق ديدم که از شدت خوف و هراس، عقل انسان مبهوت مي‌ماند. شيطان گفت: در دل من رحم و مروت و مهر قرار نگرفته اگر چنگال من بر تو بند گردد، جاي تو تهِ اين دره خواهد بود که تماشا مي‌کني.»

آيا همچنين خطري دامنگير شما شده است؟ از يکي از دوستان مطمئن شنيده بودم، يک صبح جمعه‌اي در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه -سلام الله عليها- شما با جمع دوستانتان، در واقع شاگردان و مريدانتان، به مرحوم آقاي پهلواني -رضوان الله عليه- برخورد کرديد.

درحالي که دائماً شعار صلوات با عددهاي بزرگ مي‌داديد و دوستان شما صلوات مي‌فرستادند، بنده نيز اين جريان را در اعتکاف رجبيه مسجد دانشگاه تهران، ديده بودم. مرحوم آقاي پهلواني وقتي شما و اين جمع و جريانات را مشاهده کردند، به‌شدت با شما برخورد کردند و اين عمل را داستان مريد و مراد بازي دانسته بودند. بنده مي‌دانستم که شما خدمت مرحوم آقاي بهجت و مرحوم آقاي بهاءالديني به شکلي شاگردي مي‌کرديد يا حداقل به صورت شاگرد و مريد به آن دو بزرگوار مراجعه داشتيد، و همه مي‌دانند که اين دو بزرگوار علي‌الخصوص مرحوم آقاي بهاءالديني نسبت به رهبر کبير انقلاب و رهبر کنوني، چقدر علاقه و ارادت داشتند و تأييد و تقويت مي‌کردند. من مي‌دانم شما پسر خودتان را مجتهد و عادل دانسته، (درحالي که شاهدان معتبر مي‌گويند، حتي دروس سطح را هم درست نخوانده باشد!) شما و آقازاده ظلم و جور، ضرب و جرح و کور کردن چشمان مردم فرانسه را شاهد نبوديد، ولي نه آهي و نه فريادي از شما شنيده نشد.

آن دولت دولت کفر است و علناً به ساحت مقدس و نوراني رسول اکرم -صلوات الله عليه و آله- اهانت کرده است، اصلاً اين مسئله اوقات شما را تلخ نکرده است؟! يک ميليون الجزائري در جنگ‌هاي استقلال الجزائر، به دست فرانسويان نابود شدند، و آن دولت با نهايت قساوت به‌وسيله لژيونرهاي خارجي خود اين مسلمانان مظلوم را به خاک و خون کشيد. اين دولت و دولت‌هاي اروپائي ديگر، همچون انگليس و آلمان در چنبره صهيونيسم گرفتار و اسيرند. آيا ترجيح دادن اين دولت به کشور مسلمان ايران، شرعا جايز است!؟

شما حتي کشتن نصيري، هويدا و افسراني که دستور شليک و قتل عام مردم تهران و ساير نقاط کشور را داده بودند، همه را مظلوم خوانديد و شهيد! ده سال از دولت اسلامي ايران در ولايت امر حضرت امام -رضوان الله عليه- گذشته، شخصيتي که بزرگان او را ولي از اولياء خدا مي‌دانستند، درحالي که شما همه آنچه آن روزگار اتفاق افتاده را ظلم و کشتار بي‌گناهان و بدتر اينکه آنها را بر عهده رهبر بزرگوار کنوني دانسته‌ايد؟! آيا اين يک افتراي بزرگ نبود؟! آيا مي‌توان در روز جواب اين سخنان را جواب داد؟! 17000 شهيد ترور در کوچه‌ها و خيابان‌هاي ايران را اصلاً به ياد نياورديد؟

و اعدام اين‌گونه منافقان را در حدود 700 نفر، شهادت فرض کرده‌ايد؟! ناگزير در حمله عراق به ايران هم، بايد کشته‌ها، جانبازان و اسيراني را که بيش از يک ميليون نفر بودند، نيز مستحق جهنم بدانيد، و ثمره دفاع از اسلام و ميهن را يک ظلم مضاعف بشماريد! شما معتقد نيستيد که «ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ»!؟ من مي‌دانم که قضاوت هرکس بر اساس اطلاعات اوست. درست يا نادرست. آيا امکان ندارد در منابع اطلاعاتي بيست سال اخير عمر خودتان بازنگري کنيد؟»

+1
به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید