داستان کوتاه «ماجرای نرگس»

بعد از فوت آقا جون به همه چي شک کردم. دل و دماغ هيچ چيزو ندارم. ارتباطم با خدا توي نمازهاي شکسته و بسته و خوندن دعاي سلامتي امام زمان خلاصه شده بود. به خيال خودم حساب امام زمان رو که آقا جون مي‌گفت زنده ست، از بقيه امامها جدا کردم…

فایل پی دی اف «ماجرای نرگس»

0
به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید