جدایی خیام از محروق

آرامگاه اوليه خيام در ضلع شرقي امامزاده محروق در داخل يک اتاقک ايوان مانند قرار داشت و تا سال 1313 شمسي به همين شکل بود و تا اينکه دولت ايران به خاطر نامناسب بودن آرامگاه خيام تصميم به ساخت يک بناي يادبود مي‌کند که هم اکنون اين بناي اوليه در ميدان خيام واقع شده است.

 سالها اين بناي يادبود به همان شکل باقي ماند تا اينکه به اين نتيجه مي‌رسند اين بناي يادبود، مناسب شان خيام نيست!

 در نتيجه در سال 1338 احداث آرامگاه کنوني شروع مي‌شود و در سال 41 به پايان مي‌رسد. بناي يادبود قبلي خيام به نقطه ديگر شهر به نام ميدان خيام انتقال داده مي‌شود.

پس از نبش قبر اسکلت خيام را در داخل پارچه و سپس صندوقچه فلزي مي‌گذارند و آن را به آرامگاه کنوني انتقال مي‌دهند؛ بالاخره اين آرامگاه در سال 42 توسط پهلوي دوم افتتاح مي‌شود.

اما سوالي که اينجا مطرح مي‌شود اين است که چه کسي به خود اجازه نبش قبر خيام را داده است؟ آيا فرداي قيامت جناب خيام بر اين موضوع حق بازخواست ندارد؟ آيا جدايي شخصيت علمي از مذهبي مربوط به جدايي دين از علم، سياست و .. مي‌شود؟

ضمنا چندين سال است که اين دو ارامگاه را با فنس کاملا از يکديگر جدا نموده‌اند.

 ضمنا برخي منابع ضعيفتر حاکي از عدم جابه‌جايي جسد خيام خبر مي‌دهد، بدين معنا که آرامگاه جديد فرماليته است و خبري از جسد خيام در آرامگاه کنوني نيست! در صورت صحت و عدم نبش قبر خيام هم ايرادي بس بزرگتر وارد است که مردم ساليان سال سر قبر خالي گريه مي‌کرده‌اند!

  به مناسبت روز بزرگداشت حکيم عمر خيام

0
به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید