آنچه از اعترافات زم باید آموخت

آنچه از اعترافات زم بايد آموخت

 

شايد به بهانه مبارزه با فسادي که روح الله زم از آن سخن مي گفت بسياري از افراد بي گناه تنها به دليل داشتن حب و بغض و هويت «بنگاهي» آمدنيوز، ترور شخصيتي شدند. گروه عدالتخواه داخلي بايد بداند که سرنوشت مطالبه عدالت ِ توخالي و سراسر درگير ِ سياسي کاري ها توهين به ساحت اسلام، نفي جمهوري اسلامي و تبديل شدن به دايه هاي مهربان تر از مادر خواهد بود. تبديل يک گفتمان به يک شبکه هتاک و مضر براي آينده کشور، به آساني ِ تبديل يک «فرزند ِ مسئول در جمهوري اسلامي» به «سرشبکه ضدانقلاب شدن» است.

 

پايان روز جمعه بود که بخش خبري 20:30، نخستين گفتگوي تلويزيوني يکي از عناصر اصلي ضدانقلاب و شاهرگ ارتباطي گروه هاي معاند را پخش کرد. جذابيت موضوع از آنجا نشأت مي گيرد که، مرد به ظاهر دست نيافتني جريان ضدانقلاب (با توجه به ضريب حفاظتي بالاي وي)، در وهله اول باور غيرقابل تصوري در خصوص به دام افتادن توسط تور اطلاعاتي جمهوري اسلامي داشته و در نهايت نسبت به عملکرد خود در اغتشاشات دي ماه 96 و سم پاشي پيش از انتخابات خرداد 1396 پاسخگو باشد. شايد پخش اعترافات روح الله زم در مقام اول، جذابيت بصري لحظه اي داشت، اما اين برنامه کوتاه چند دقيقه اي حاوي نکات بسيار مهمي براي جريان هاي سياسي داخلي و نهادهاي ذيربط بود.

 

 

رأفت اسلامي – قاطعيت در برخورد
نوع رفتار پاسداران گمنام امام زمان (عج) در سازمان اطلاعات سپاه و برگزاري دادگاه براي متهمي که در وهله اول معترف به خطاهاي فاحش خود است، مشخصاً جالب به نظر مي رسيد. تصور سطحي از عملکرد دستگاه هاي امنيتي در ميان جريان ضدانقلاب امروز به دو طريق از هم گسسته شد. نخست آنکه هرگز احتمال به دام افتادن اين شاه‌مهره رسانه اي خود را نمي داده و گويا زنگ خطر بزرگي براي همکاران زم نواخته شد. تحرکات هيستريک هم پالان هاي زم پس از دستگيري وي و يا به نوعي تغييرات راهبردي عميق در جبهه دشمن يکي از دستاوردهايي بود که توسط سازمان اطلاعات به جاي ماند. اما در بخش دوم، اظهارات زم مبني بر رفتار اسلامي و به دور از شايعات مطرح شده، خود گواهي بر خالي ماندن دست شبکه هاي معاند در تصويرسازي منفي از اين نهاد انقلابي بود. حفظ ارکان دادرسي در خصوص پرونده زم، ديدار با خانواده، تهيه پوشاک و خوراک و نيز واگذاشتن اعمال زم به وجدان وي يکي ديگر از نشانه هاي رعايت اصول اساسي قضاء در خصوص او بود.

 

 

خروج اطلاعات از کشور
اعتراف زم به خيانت برخي مديران و مسئولان که فرصت دست اندازي به اطلاعات و ثروت هاي ملي را داشته و همزمان با بسط همکاري خود نسبت به جريان هاي ضدانقلاب ِ فاحش، اين گوشزد بزرگ را به نهادهاي امنيتي داده که پالايش هر چه سريعتر ساختارهاي مهم اطلاعاتي و يا اجرايي کشور جزيي از مهمترين اقدامات آتي آنها باشد. شايد به دلايل خاص، روح الله زم از بردن نام افراد به بهانه اضافه شدن شکايت آنان امتناع کرد اما قطعاً نيروهاي خدوم قوه قضاييه و يا سازمان اطلاعات سپاه، در کش و قوس کشف سرشبکه هاي داخلي زم در ميان دستگاه هاي مختلف اقدام نموده و جمهوري اسلامي را از وجود خائنان به ملت هرس خواهد کرد.

 

 

تلگرام را چه کسي بزرگ کرد؟
بر اساس اظهارات روح الله زم، شايد در روزهاي اول حضور مردم در شبکه اجتماعي «تلگرام»، کمتر کسي گمان مي کرد که اين فضاي تو در تو به سرعت پيشرفت کند. اين طرز بيان نشانه آشکاري از همان دغدغه هايي دارد که برخي از تصميم گيران در مورد فيلتر تلگرام بارها بدان اشاره کردند. به راستي چه کسي مقصر گذار روح الله زم از محيط وب به کانال تلگرامي بود؟ چه کساني با عدم سرمايه گذاري [در زمان مناسب اين امر] در شبکه هاي اجتماعي بومي و رها ساختن شبکه هاي اجتماعي شبه جاسوسي، تمام امکانات ارتباطي کشور را در اختيار اين عنصر خطرناک گذاشتند؟ بايد از وزرات ارتباطات و دولت هاي يازدهم و دوازدهم نسبت به ايجاد بستر مناسب براي تحقق روياهاي زم سؤال کرد که آيا مي توانند کم کاري هاي خود در بخش شبکه هاي اجتماعي را ناديده بگيرند؟ انتخابات 1396 و فضاي مسموم ايجاد شده توسط روح الله زم، شايد به ظاهر فضايي رقابتي را ايجاد کرد، اما حضور تمام قد جريان ضدانقلاب در اردوگاه نامزد منتخب جريان اصلاح طلب و اعتدالي، اين پرسش را در اذهان عمومي به وجود آورده که آيا ميان اين رهاسازي فضا و خدمات روح الله زم ارتباط راهبردي وجود دارد؟

 

 

بهانه مبارزه با مفاسد اقتصادي
«عدالت»، «مبارزه با فساد اقتصادي» و چندين و چند اصطلاح ديگري که چند سالي است به عنوان مفاهيم مورد علاقه گروه هاي عموماً راديکال دروني شناخته مي شود. جذابيت اين موضوع تا حدي بوده که گروه هاي اصلاح‌طلب ِ عموماً منفک از طبقه مستضعف نيز سعي بر ورود به آستان عدالت داشته اند. روح الله زم در گفتگو با بخش خبري 20:30 معترف است که هدف وي در ابتدا افشاگري و مبارزه با مفسدان اقتصادي بود. شايد در روزهاي اول تأسيس آمدنيوز بسياري از همراهان آن به بهانه همين دو موضوع ياد شده توسط زم، شيفته ي پرده دري هاي وي شده اند. اصلي که امروز نيز براي گروهي موسوم به «عدالتخواهان» بسيار جذابيت داشته است، تا جايي که يکي از عناصر شناخته شده اين گروه در ميان تبليغات انتخاباتي اسفند 1398، خود را به عنوان کارشناس حوزه فساد معرفي مي کرد! چاه ويل ِ خودبرتري بيني، منزه دانستن و شمايل چپي به خود گرفتني که سرنوشت محتومي چون ورود به عرصه تروريسم شخصيتي و يا اعمال خلاف قانون و بعضاً تا حد مسلحانه نيز خواهد داشت. شايد به بهانه مبارزه با فسادي که روح الله زم از آن سخن مي گفت بسياري از افراد بي گناه تنها به دليل داشتن حب و بغض و هويت «بنگاهي» آمدنيوز، ترور شخصيتي شدند. گروه عدالتخواه داخلي بايد بداند که سرنوشت مطالبه عدالت ِ توخالي و سراسر درگير ِ سياسي کاري ها توهين به ساحت اسلام، تفي جمهوري اسلامي و تبديل شدن به دايه هاي مهربان تر از مادر خواهد بود. تبديل يک گفتمان به يک شبکه هتاک و مضر براي آينده کشور، به آساني ِ تبديل يک «فرزند ِ مسئول در جمهوري اسلامي» به «سرشبکه ضدانقلاب شدن» است.

 

 

بارقه‌هاي اصلاح طلبانه؛ سحام نيوز و مدرسه تربيت عناصر ضدانقلاب
اگر نگوييم روح الله زم عضوي از ساختار رسمي اصلاح طلبان بوده ولي قطعاً با توجه به اعترافات خود، او يکي از بدنه هوادار اصلاح طلبي در کشور بود که پس از ورود اين جريان به فاز فتنه گري در سال 1388 با موج هاي قوي براندازانه اين گروه هم‌داستان شد. خدمات روح الله زم به شبه رسانه آمدنيوز و نمايش جدايي اصلاح طلبان و سلطنت طلبان به شکل ظاهري (رياکاري سحام نيوز در توليد محتوا)،  يکي ديگر از مطالب آموختني اعترافات زم بود. زم خواسته يا ناخواسته نشان داد که ميان اصطلاح طلبي راديکال و جريان ضدانقلاب فاصله اي وجود نداشته و پتانسيل نهفته و شهرآشوبي اصلاح طلبان تنها کافي است که بستر بروز و ظهور پيدا کند. از اين روي حضور او در رسانه نزديک به خانواده کروبي که در وقاحت و دشمني با انقلاب اسلامي  و آرمان هايش گوي سبقت را از رسانه هاي ضدانقلاب نيز ربوده است نشان مي‌دهد که اين نيروي شبه اپوزيسيوني داخلي در بستري فعاليت کرده که ده ها روح الله زم ِ بالقوه را تربيت و برنامه فعال سازي آنان در روزهاي بحراني کشور را دارا هستند.

 

 

شما ميگيد اغتشاشات ما ميگيم اعتراضات!
اگر چه رسانه هاي ضدانقلاب از شنيدن اين اعتراف روح الله زم  به وجد آمدند، اما اين بخش از اظهارات زم، دشنه دو طرفه اي بود که در ابتدا خود زم را مصدوم و در وهله دوم  سينه رسانه هاي ضدانقلاب را شکافت؛ که البته نيات شرورانه جريان ضدانقلاب در خصوص بازي با کلمات و عمليات رواني ويژه روزهاي اغتشاشات را نمايان مي کند. چرا حاکميت همفکر با نگاه زم به «اعتراضي بودن» روزهاي دي ماه 1396 اعتقادي ندارد؟ کارنامه پرمخاطره روح الله زم در آموزش هاي چريکي، خشن، ضدمردمي، آسيب زا و مخرب نشان مي دهد که خوشحالي ضدانقلاب از جمله فوق ِ روح الله زم در راستاي همان برنامه پيچيده جنگ رسانه هاي بوده که عملاً به دنبال پاک کردن صورت مسئله است. در اين ميان رسانه ملي وظيفه داشته با نمايش مجدد کليات برخي روش هاي تخريب گرايانه روح الله زم در روزهاي دي ماه 1396 و يا در غائله خيابان گلستان دراويش گنابادي نشان بدهد که او به آن‌چيزي که حقيقت ماجرا بوده اعتراف نداشته و تنها به دنبال فريب افکار عمومي و مظلوم نمايي بوده است. در اين ميان بايد اشاره کرد که تنها در يک نمونه (در همان برهه از تاريخ) با وجود ورشکستگي و گاهاً اختلاس برخي مؤسسات بي نام و نشان اعتباري، گروه هاي مختلفي از مردم دست به اعتراضات و تجمعاتي زده که در تمام موارد پس از اتمام اجتماعِ مسالمت آميز، هيچ مشکلي در خصوص امن سازي شرايط به وجود نيامد. از اين دست اعتراضات مدني با توجه به هويت انقلاب اسلامي بسيار بوده است، پر واضح است که نيروهاي امنيتي قدرت تفکيک اعمال تخريب گرايانه و آشوب هاي خطرناک بر ضدمنافع ملي و اعتراضات مسالمت آميز را دارا هستند.

 

 

فرانسه؛ اسپانسر تروريسم
ورود جدي وزارت امورخارجه به پرونده «فرانسه» و حمايت هاي بي چون و چراي سرويس اطلاعاتي اين کشور از عنصر ضدانقلاب، يکي از نتيجه گيري هاي اساسي گفتگوي شب گذشته بود. فرانسه اي که در در دهه هاي گذشته ميزبان ميتينگ هاي سياسي گروهک منافقين بوده و امروز نيز سرکرده هاي منفور اين فرقه تروريستي را در خود جاي داده است. وقاحتي بي مانند که حتي دشمنان اصلي نظام جمهوري اسلامي [آمريکا و رژيم صهيونيستي] نسبت به عناصر ضدانقلاب کمتر داشته اند. مطالعه تاريخ و خيانت هاي پر تعداد دولت فرانسه در ميزباني از دشمنان ملت به ما مي آموزد که مذاکره بر سر منافع ملي با افرادي که در ظاهر جنتلمن هاي تروريست بوده کاري عبث است. لزوم تبيين اين موضوع مهم در ميان نخبگان سياسي کشور و حضور جدي وزارت امور خارجه و شخص وزير در خصوص اقدام خلاف عرف ديپلماتيک پاريس، ديگر پيامي بود که مي توان از اعترافات زم استخراج کرد. اين در حالي بود که زم در بخشي ديگر از اعترافات خود به وضوح ، رسانه هايي چون راديو فردا، صداي آمريکا، بي بي سي فارسي و دويچه وله را به نوعي سازمان خبري دولت ها دانسته و اين نکته را يادآور شده که اگر جمهوري اسلامي در احقاق حقوق خود نسبت به دولت متخاصم به خصوص کشورهاي اروپايي اقدام ويژه ننمايد، بايد شاهد ايجاد بسترهاي خطرآفرين ديگري باشيم.

 

با تمام اين تفاسير نقطه روشن ناآگاهي روح الله زم از «متوجه نشدن» وي در خصوص تور امنيتي سازمان اطلاعات سپاه، نشان دهنده قدرت بازوي انقلابي – امنيتي کشور در مبارزه با دشمنان ملت بوده که او تا لحظه نهايي دستگيري نيز به عمق اين نفوذ اطلاعاتي پي نبرد.  رفتار منعطف پاسداران گمنام امام زمان (عج) در مواجهه با زم و برخورد پليس آمريکا با جورج فلويد تنها يک نمونه عيني از دو نگاه متفاوت به حکمراني و رابطه قدرت – مردم است. دموکراسي غربي و مردم سالاري ديني نشأت گرفته از آموزه هاي امام (ره) و سيره عملي امام خامنه اي (مدظله) همان نقطه عطف مهمي بود که در اعترافات سرحلقه رسانه اي جريان ضدانقلاب نمايان شد.

 

حامد سرلکي(تحليگر مسائل سياسي)-راهبرد معاصر

0
به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید