چین و ایران به هژمونی آمریکا و اسرائیل پایان خواهند داد

چين و ايران به هژموني آمريکا و اسرائيل پايان خواهند داد

 

آنچه به قلم «جواد الهنداوي» (سفير پيشين عراق در قطر) در روزنامه «رأي اليوم» مي‌خوانيد:

 

 مقايسه جبهه غرب متشکل از آمريکا و اسرائيل با جبهه آسيا متشکل از چين و جمهوري اسلامي  قابل تأمل مي‌تواند باشد.

اختلاف در آداب و رسوم و ميراث تاريخي، فرهنگي و اجتماعي بين ملتها، باعث اختلاف در رفتار سياسي فردي، اجتماعي و حکومتي مي‌شود.

 

 چين به عنوان يک جامعه با آمريکا به عنوان يک جامعه متفاوت است و اين تفاوت در رفتار مدني و سياسي و حتي اعمال حقوق مدني و سياسي تفاوت ماهوي دارند.

 

آمريکا و اسرائيل از نظر ميراث استعمارگري و اشغالگري با هم مشترک هستند.
تشکيل آمريکا و رژيم صهيونيستي بر اساس آواره کردن و کوچاندن ملت‌ها بوده و همين مسئله مشترک، باعث اشتراک رفتار سياسي اين دو شده است.

 

بين آمريکا و رژيم صهيونيستي در جنگ‌افروزي، فتنه‌افروزي، توطئه و عدم احترام به قوانين و قطعنامه‌هاي بين‌المللي اشتراکاتي وجود دارد؛ لذا پس از جنگ جهاني دوم، علت تمام جنگ‌ها آمريکا و رژيم صهيونيستي بوده‌اند؛ زيرا طرفين، هيچ اهميتي به قطعنامه‌هاي بين‌المللي نمي‌دهند.

 

اشتراک ديگر اين دو رژيم، تمايل به توسعه‌طلبي و هژموني است؛ آن هم نه از طريق ديپلماتيک و نفوذ، بلکه با استفاده از سلاح و زور!
عادت آمريکا اين است که هژموني خود را حفظ کند و براي حفظ آن و منافع استعماري خود، در متوسل شدن به زور، تجاوز و جنگ‌هاي نامشروع، لحظه‌اي درنگ نمي‌کند. رژيم صهيونيستي نيز در خاورميانه همين گونه رفتار مي‌کند و براي توسعه جغرافيايي خود، به ملت و خاک فلسطين، اردن و لبنان تجاوز مي‌کند.

آمريکا و رژيم صهيونيستي در طرح‌هايي که امنيت و ثبات منطقه و جهان را هدف قرار مي‌دهد، مکمل يکديگر هستند؛ طرح‌هايي مانند «خاورميانه بزرگ، طرح مهار ايران، جنگ يمن، حمايت از تروريسم، حمله به سوريه، عراق و لبنان، طرح هاي شهرک‌سازي، نابودي مسئله فلسطين و توطئه عليه ونزوئلا و…».

 

استفاده بيش از حد آمريکا و رژيم صهيونيستي از حربه جنگ، تحريم و محاصره، شرايط را براي جهانيان فراهم کرده تا شاهد جبهه آسيايي واقعي باشند که در عرصه بين‌الملل کارآمد است، ارزش‌هاي آن با غرب متفاوت است و اين جبهه، متشکّل از چين و ايران است: چين در سطح جهاني و ايران در سطح منطقه.

 

جبهه چين و ايران، قدرت خود را از ميراث فرهنگي و تمدن خود وام مي‌گيرند، نه گذشته استعمارگرانه و اشغالگرانه. چين و ايران، کشورهايي با سابقه بسيار در تاريخ هستند. اين دو کشور، سياست درايت و صبر راهبردي و همکاري با ملتها را در پيش گرفته‌اند، نه سياست زور، اشغالگري و محاصره.

 

چين توانست با آمريکا رقابت کند و در عرصه اقتصادي از اين کشور پيشي بگيرد. پکن موفق شد، چندين برابر واشنگتن، رشد سالانه اقتصادي داشته باشد و بر خلاف آمريکا، نفوذ بين‌المللي خود را از دريچه اقتصاد، توسعه و همکاري با ملتها تثبيت کند، ولي آمريکا با جنگ، کنار گذاشتن ديپلماسي، اعمال تحريم و سياست تهديد، نفوذ خود را از دست داده است.

 

ايران نيز براي حفظ نفوذ خود در خاورميانه، در مسير چين حرکت مي‌کند و براي رسيدن به اهداف خود، سياست «صبر راهبردي و مقاومت» را در پيش گرفته است؛ مقاومت در برابر تحريم، تهديد، مداخله و تروريسم در منطقه.

 

 در طرح بزرگ چين معروف به «يک کمربند يک جاده» که به سبک راه ابريشم، اجرايي خواهد شد، ايران در مرکز قرار دارد و گذرگاه اصلي اين مسير جهاني در منطقه خاورميانه براي حمل و نقل و انرژي خواهد بود. همين مسئله باعث افزايش و تثبيت نفوذ ايران در منطقه و قدرت گرفتن جبهه آسيا خواهد شد. اين طرح، به ضرر منافع آمريکا و همپيمانان اين کشور در منطقه به ويژه رژيم صهيونيستي و کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس خواهد بود.

 

 انجام اين طرح و به موازت آن، رشد اقتصادي سالانه چين، توسعه تکنولوژي و نظامي ايران، حضور سياسي و نظامي روسيه در منطقه و جهان و موفقيت سازمان شانگهاي از جمله عواملي است که باعث خواهد شد آمريکا و رژيم صهيونيستي، هر چه سريعتر، تسلط خود بر جهان و منطقه را از دست بدهند.
ولي سؤال اينجاست که آيا آمريکا و هم‌پيماناش در قبال اين مسير سريع و رو به رشد جبهه آسيا در رهبري جهان، ساکت خواهند ماند يا خواهند توانست مقاومت کنند يا خير؟
0
به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید