گفتمان اصلي انقلابيون براي انتخابات 1400 چيست؟

شعار و گفتمان، مهم‌ترين عنصر در اقبال عمومي به کانديد موردنظر است. اين مسئله به حدي جدي است که ردپايش در تمامي دوره‌هاي انتخابات به‌خوبي ديده مي‌شود و متأسفانه بايد گفت مهم‌ترين ضعف جبهه انقلاب در تمام اين سال‌ها، نبود گفتماني مشخص بوده است.

هاشمي رفسنجاني با در نظر گرفتن خرابي‌هاي جنگ تحميلي توانست گفتمان سازندگي خود را ارائه دهد و رأي مردم را به‌سوي خود گسيل کند. از طرفي خاتمي با تکيه‌بر فضاي بسته رسانه‌اي و انزواي سياسي، گفتمان خود با عنوان فضاي باز سياسي را ارائه داد. احمدي‌نژاد گفتمانش را حول قشر فقير بنا نهاد و اصلي‌ترين گفتمان روحاني در هر دو دوره، برجام و مذاکره با آمريکا بود.

حال براي اينکه بهتر به ضعف گفتماني جبهه انقلاب پي ببريم، لازم است انتخابات سال 96 را مرور کنيم. در اين سال، محمدباقر قاليباف و آيت‌الله ابراهيم رئيسي نامزدهاي اصلي جبهه انقلاب به شمار مي‌آمدند؛ اما مي‌توان گفتمان مشخصي را از آن‌ها به ياد آورد که ياراي مقابله با گفتمان مذاکره روحاني را داشته باشد؟

حال که به اهميت گفتمان در انتخابات پي برديم، لازم است به تشريح گفتمان انقلاب در سال 1400 بپردازيم. گفتمان جبهه انقلاب در دو قسمت نگاه به برجام و نگاه به توان داخلي خلاصه مي‌شود:

الف: نگاه به برجام

بعد از شهادت محسن فخري زاده، مجلس شوراي اسلامي قانوني با عنوان اقدام راهبردي براي لغو تحريم‌ها را به تصويب رساند و رهبر انقلاب نيز در سخنراني خود با تأکيد بر اين قانون اعلام کردند که آمريکا بايد تمامي تحريم‌ها را به‌صورت کامل و يکجا لغو کند تا ايران نيز به برجام بازگردد. اين نکته مي‌تواند بهترين ديدگاه جبهه انقلاب به مسئله برجام و لغو تحريم‌ها باشد. حال اين گفتمان را با ديدگاه اصلاح‌طلبان که به دنبال لغو برخي از تحريم‌هاي نمادين براي خوراک انتخاباتي هستند، مقايسه کنيد.

ب: نگاه به داخل

دولت روحاني در تمامي اين سال‌ها اقتصاد را شرطي کرده است و حتي آب خوردن مردم را نيز به مسئله برجام گره‌زده است. حال اينکه مي‌شود با تکيه به توان داخلي مانند مسکن، پتروشيمي، شيلات، صنايع کشاورزي و… و همچنين با اعتماد به جوانان تمامي تحريم‌هاي آمريکا را بي‌اثر کرد. همانند اتفاقي که براي تحريم بنزين با ساخت پالايشگاه ستاره خليج‌فارس افتاد.

جبهه انقلاب در روزهاي پاياني بايد به‌خوبي اين دو برنامه را براي مردم تبيين کند. در غير اين صورت بايد به دليل ضعف گفتماني هميشگي خود، مجدداً شکست در انتخابات را بپذيرد!

فردين ساریخانی

کانديداي 1400

بيوگرافي

نام کانديداي احتمالي: سعيد محمد.

تولد: 1347 تهران.

تابعيت: غير از تابعيت ايران اطلاعات ديگري يافت نشد.

نسبت فاميلي باساير مسئولين نظام: اطلاعاتي يافت نشد.

همسر: اطلاعاتي يافت نشد.

فرزندان: اطلاعاتي يافت نشد.

محل تحصيل فرزندان: اطلاعاتي يافت نشد.

شغل فرزندان: اطلاعاتي يافت نشد.

مدرک تحصيلي وجايگاه دانشگاهي:

 دکتراي مهندسي عمران، گرايش راه و ترابري از دانشگاه تربيت مدرس.

 عضو هيأت علمي دانشگاه امام حسين (ع) (از 1389 تاکنون).

مشاغل و پست‌هاي مديريتي:

عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (از1366 تاکنون).

مديرعامل گروه سپاسد، وابسته به قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء (ص) (1386 – 1393).

فرماندهي قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبيا (ص) (1397-1399).

مشاور فرمانده سپاه پاسدران (1399 تاکنون).

عضو سازمان نظام مهندسي استان تهران (از 1375).

عضو انجمن تونل ايران (از 1388).

فعاليت تشکيلاتي:

کسب لوح تقدير از وزير نيرو در جشن خود کفايي سد سازي (سال 1391).

برنده تنديس بلورين جايزه ملي پروژه برتر در طرح مگاپروژه‌ها از انجمن ملي مديريت پروژه ايران (سال 1392).

برنده  تنديس برنز جايزه بين‌المللي پروژه برتر در سطح مگاه پروژه از انجمن بين‌المللي مديرت پروژه(IPMA)  (سال 1393).

برگزيده برترين مديران جهادي در عرصه سازندگي (سال 1394).

 مديرعامل گروه ايرانيان اطلس، سازنده و مالک چندين مرکز خريد در شهر‌هاي مختلف از جمله اطلس مال در تهران.    

مهمترين مواضع سياسي:

 1) ولايت فقيهاطلاعاتي يافت نشد.

 2) دولت موقت و نهضت آزادي: اطلاعاتي يافت نشد.

 3) مرجعيت: اطلاعاتي يافت نشد.

 4) شوراي نگهبان: اطلاعاتي يافت نشد.

  5)  تسخير لانه جاسوسي: اطلاعاتي يافت نشد.

    6) منافقين(سازمان مجاهدين خلق): اطلاعاتي يافت نشد.

    7) پايان جنگ و قطعنامه 598: اطلاعاتي يافت نشد. 

     8)   فتنه 88: اطلاعاتي يافت نشد.

     9) مذاکره با آمريکا: اطلاعاتي يافت نشد.

          10) برجاماطلاعاتي يافت نشد.

11) اف اي تي اف و کنوانسيون‌هاي مربوطه: رديابي و منابع مالي و رصد مبدأ و مقصد آن، بدون شک يکي از راهکارهاي اصلي نجات اقتصاد ايران است. اما اين شفافيت براي داخل کشور ضرورت است نه براي عناصر خارجي؛ که ضرورت محرمانگي آن براي بيگانگان از بديهيات عقليست. شفاف سازي اطلاعات مالي کشور براي بيگانه ممنوع؛ براي مردم خودمان يک ضرورت. (توئيت)

12) سند2030: اطلاعاتي يافت نشد.

13) حضور نظامي ايران در سوريه، عراق و …: اطلاعاتي يافت نشد.

 14) دولت سازندگي: اطلاعاتي يافت نشد.

 15) دولت اصلاحات: اطلاعاتي يافت نشد.

 16) دولت مهر: اطلاعاتي يافت نشد.

 17)جريان انحرافي: اطلاعاتي يافت نشد.

18)يارانه نقدي: درمورد يارانه‌ها برنامه‌ريزي‌ که کرديم اين است که نبايد قطع شود، چون خيلي از مردم زير خط فقر هستند. اما يکي از برنامه‌ريزي‌هايي که مي‌توانيم انجام دهيم ايجاد يک ديتا بيس و يک بيگ ديتايي هست. اين‌که بتوانيم هشتاد و پنج ميليون ايراني را در آنجا به نمايش بگذاريم و تمام اطلاعات درآمدي، سرمايه‌اي، اموال منقول و غير منقول آنها را در آنجا ثبت و ضبط کنيم؛ اين خيلي به ما کمک مي‌کند. چون ما الآن آمار دقيقي از وضعيت مردم نداريم و شفاف‌سازي هم به ضرر خيلي‌هاست و خيلي‌ها جلوگيري مي‌کنند که اين اتفاق نيفتد.

سايت مشرق، 29/1/1400- https://www.mashreghnews.ir

19)مسکن مهر: مسکن مهر يکي از بهترين طرح هاي اجرايي کشور بود. چيزي که مردم در طرح مسکن مهر اعتراض داشتند، بحث کيفيت ساخت و زمان بندي و بحث زير ساخت ها بود. هرچند طرح مسکن مهر يکي از بهترين طرح هاي اجرايي کشور بود اما اين نواقص را بايد سعي کنيم در طرح تکميلي رفع کنيم.

سايت مشرق، 29/1/1400-https://www.mashreghnews.ir

20) دولت اعتدال:دريک فايل صوتي که از او منتشر شده، گفته است: «متأسفانه در دو دوره دولت آقاي روحاني تمام فکر و ذهن دولتمردان به سمت برجام رفت و به نوعي پيمانکارِ برجام شدند و تمام ظرفيت هاي پيراموني کشور به دستِ فراموشي سپرده شد؛ اي کاش فقط فراموش مي کرند. در بعضي موقعيتها فضا را آنقدر تخريب کردند که ترميم آن بسيار سخت شد. روابط با چين در دولت آقاي روحاني به قدري تيره و تار شد که کشوري که مي توانست در زمان تحريم کمک هاي بسياري به ايران داشته باشد، روابط با آن کاهش يافت. متأسفانه شاهد بوديم که نزديک به يک سال ما سفيري در چين نداشتيم. سفير بعدي هم که بر سر کار آمد 10 روزه برکنار شد تا سفير بعدي ما در چين منصوب شد. بعد زماني که آقاي شي جين پينگ، دبيرکل کميته مرکزي حزب کمونيست چين به ايران سفر کرد او را تحويل نگرفتند؛ در جزئي ترين پروتکل هاي وزارت امور خارجه که آقايان استاد رعايت آن هستند، متاسفانه اين فرد مورد استقبال قرار نگرفت. فردي که براي ملاقات با وي رؤساي جمهوري جهان همه در صف هستند، حالا خودش آمده است به ايران و کسي او را تحويل نگرفت. در نتيجه چنين اقداماتي در جلسه اي که براي ساخت يک جاده با چيني ها داشتيم، آنها به صراحت اعلام کردند ايران به دنبال رابطه با چين نيست و لذا روابطشان را با عربستان تحکيم کردند و پيمان هاي بلندمدت با آن ها بستند و انرژي خود را بر روي عربستان متمرکز کردند. چين تنها کشوري نبود که ايران نتوانست از ظرفيت آن استفاده کند. دولت حتي روابط با همسايگاني همچون ترکمنستان، آذربايجان، تاجيکستان، ارمنستان و ترکيه را نيز تخريب کرد. يعني دولت ارتباط با همسايگان را رها کرد، در صورتي که ما ظرفيت هاي وسيعي در اين حوزه داريم. روسيه و قطر در زمان تحريم (از سوي غرب و کشورهاي عرب منطقه) مرزهاي خود را به روي ايران باز کردند و گفتند ايران هرچه مي تواند براي ما کالا ارسال (صادر) کند اما متأُسفانه هيچگونه استفاده اي از اين ظرفيت­ها نشد.

سايت اقتصاد سالم، 9/1/1400- http://eghtesadsalem.com

جريان سياسي

تحليل مبتني بر شاخصها (منظومه فکري مقام معظم رهبري)

سعيد محمد نامزدي که اگرچه نام آشنا نيست اما به حق رزومه و عملکرد خوبي را از خود در موقعيت‌هايي که داشته به جا گذاشته است. از جمله نظاميان نسل دومي که با وجود عدم سابقه حضور در دفاع مقدس اما به روشني با مفاهيم واقعي انقلاب از جمله: همت و تلاش براي ساخت کشور عجين است.

آن‌چه در مشي يادداشت‌هاي انتخابات که اکنون شماره پانزدهم آن ارائه مي‌شود مدنظر بود، بررسي عملکرد و مواضع نامزدهاي محتمل و غيرمحتمل رياست جمهوري با تاکيد بر دوري و نزديکي بر شاخص‌هاي اصلح مورد تاکيد رهبري است.

اين يادداشت به سردار سعيد محمد  اختصاص دارد که اگر بگوييم از جمله نيروهاي انقلابي موفق از حيث سازندگي و عمراني است، اغراق نکرده‌ايم.

براساس شاخص‌ها، اصلح بايد داراي برنامه باشد. همان‌طور که در يادداشت‌هاي پيشين اشاره شد، صرف درک و فهم و دغدغه‌مندي نامزدها از مسائل و مشکلات کشور بدون وجود برنامه‌اي مدون و مشخص نمي‌تواند راهگشا باشد. اگرچه زماني به اين فاکتور توجهي نشد و مردم و کشور در باتلاق تدبير گرفتار شدند، اما به تجربه زيسته بايد پذيرفت نگاه تک بُعدي به مسائل و يا تک بُعدي بودن برنامه، خود آسيبي بزرگ است در زايش دوباره دولت هيچ.

براساس منظومه فکري رهبران انقلاب اسلامي، تشکيل دولت جوان انقلابي برآمده از اين مکتب و همسو با آن، مي‌تواند رکن گمشده و مغفول مانده­ي چند دهه‌ي اخير باشد که در چارچوب خود فاکتورهايي اعم از جوان، دولت حزب‌الهي را در خود جاي داده است. اما نکته قابل تأمل آن­که آيا صرف جوان بودن نسبت به ساير نامزدها براي اصلح بودن کافي است؟

تنها با بررسي کوتاه در خصوص عملکرد سعيد محمد به روشني عمل‌گرايي جهادي و تلاش براي سازندگي در حوزه فعاليتهاي عمراني و مديريتي کشور ديده مي‌شود. و وزنه‌ي او در اين بعد آن‌قدر سنگين هست که حتي ناخواسته هم قابل چشم پوشي نيست. اما سوالي که به ذهن مترتب مي‌شود اين است؛ آيا همه‌ي مسائل و مشکلات عريض و طويل کشور ما در اين چارچوب خلاصه مي‌شود؟

 سعيد محمد جوان‌ترين نامزد انتخابات است و همين فاکتور و تاکيد  او بر آن تداعي‌کننده تشکيل دولت جوان انقلابي است. اگر فهم ناقص ما از جوان بودن نامزد تنها به سن بازگردد، به هر صورت با او در اين چارچوب هم نظريم که بسياري از نامزدهاي البته انقلابي و دغدغه‌مند، ديگر زمان آن رسيده که کرسي و صندلي‌هاي خود را وانهند و لختي در سايه‌ي انقلاب بياسايند و تنها به بررسي کارنامه‌ي عملکرد خود پرداخته و منتقل کننده­ي تجربه­ ها باشند. گويي روند ثابتي است در کشور ما، تلويزيون و برنامه‌هاي فصلي، آدم‌هاي دغدغه‌مند فصلي و … آدم‌هايي که در کل چهار سال با وجود صندلي، اصلاً صدايشان را هم نمي‌شنويم و تنها در مقطعي خاص دچار آلرژي حساسيت و دغدغه مي‌شوند. همانطور که در ايام ماه مبارک و ايام عيد منتظر سريال‌هاي جذاب هستيم براي اين‌که مخاطب را ثابت نگه داريم، در ايام انتخابات نيز بايد منتظر پدربزرگ‌هاي فرتوت انتخاباتي باشيم، البته با اين تفاوت که اينجا تنها با حضور برخي به اين شبهه دامن مي‌زنيم که دليل تکثر اين تعداد دغدغه‌مند با کليد و بي‌کليد مشکلات، آن هم در شب انتخابات، چيست؟

براساس صحبت سعيد محمد؛ به جاي پرداخت به اصول به فروع پرداخته‌ايم، با مصداق پرداخت به دوچرخه سوراي بانوان به جاي پرداخت به خانواده، در تحليل و پرداخت اين نکته بايد گفت؛ مبتني بر مباني انقلاب اسلامي، آن رکني که محوريت دارد خانواده است اما نمي‌توان زن را تنها در يک موقعيت ديد و براي او در يک موقعيت برنامه‌ريزي کرد. کما اين‌که اين رويکرد يکي از همان نقاط درگيري ميان اصلاح‌طلبان و اصول‌گرايان در حوزه زن و خانواده است. گروهي به زن و جايگاه و موقعيت او در جامعه و هرچه پررنگ شدن آن وقعي مي‌نهند و خانواده را رها مي‌کنند. و گروهي ضمن ناديده گرفتن موقعيت کنشگري اجتماعي و سياسي و اقتصادي و … ، حضور زن در خانواده را پررنگ جلو مي‌دهند. نکته‌ي ديگر آن‌که به زعم کارشناسان حوزه زن و خانواده، چه بپذيريم و چه نپذيريم برخي مسئله‌ها براي زنان با وجود عدم موضوعيت و نياز و زيست بومي آنان به سبب کپي‌برداري‌هاي غلط غربي ايجاد شده و براي آنان مسئله‌سازي شده است. از اين تحليل و توضيح براي تبيين اين شاخص استفاده مي‌کنيم که، اگرچه قائل به خط‌کشي براي خدمت به کشور و انقلاب در هيچ جايگاهي نيستيم، اما تأکيد چندباره بر سنگيني بار مسئوليت رياست جمهوري مؤيد گستردگي طيف وسيعي از مسائل و موضوعات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و … است. در اين ميان علاوه بر عدم رويکرد تک بُعدي و صرف نامزدها براي قرار‌گيري در اين موقعيت، نيازمند برنامه و التزام داشتن به حداقل­هاي شاخص اصلح نيز هستيم.

در خور تامل آن‌که قطعاً نيروهاي انقلابي با کارنامه پربار هم‌چون سعيد‌محمد در هر جايگاهي مفيد و خدوم هستند اگرچه رئيس‌جمهور نباشد. ولي بي‌­شک به دور از تقوا و اخلاق سياسي است که خود را در ابتداي راه برتر و اصلح بدانيم. به تأسي از حضرت امير عليه‌السلام که فرمود: «سوگند به خدايي که دانه را شکافت و جان را آفريد، اگر حضور فراوان بيعت کنندگان نبود، و ياران حجّت را بر من تمام نمي‏کردند، و اگر خداوند از علماء عهد و پيمان نگرفته بود که برابر شکم بارگي ستمگران، و گرسنگي مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهايش مي‏ساختم، و آخر خلافت را به کاسه اوّل آن سيراب مي‏کردم، آنگاه مي‏ديديد که دنياي شما نزد من از آب بيني بزغاله‏ اي بي ارزش‏‌تر است.»

آيا رهبر و سپاه با برجام مخالف‌اند

بعد از انتشار فايل صوتي ظريف، اصلاح‌طلبان با تکيه‌بر جوسازي رسانه‌اي سعي در القاي اين موضوع دارند که رهبر انقلاب، سپاه پاسداران و نهادهاي انقلابي با برجام و لغو کامل تحريم‌ها و بهبود معيشت مردم مخالف‌اند.

براي پاسخ به اين ادعا بايد گفت رهبر و ساير نهادهاي انقلابي با برجام مخالف نيستند. رهبر انقلاب با تأکيد بر قانون اقدام راهبردي مجلس شوراي اسلامي در سخنراني خود بارها اعلام کرده‌اند که ايران آماده بازگشت به برجام است؛ اما به شرطي که آمريکا تمامي تحريم‌ها را به‌صورت کامل لغو کند که البته اين مورد جزو تعهدات آمريکا در برجام است.

مشکل اينجاست که آمريکا قصد ندارد تحريم‌ها را به‌صورت کامل لغو کند و آقايان اصلاح‌طلب نيز در مذاکرات وين به دنبال لغو برخي از تحريم‌هاي نمايشي هستند تا به مردم چنين القا کنند که گشايش اقتصادي آغاز شده است تا به اين شکل با ارائه يک آب‌نبات‌چوبي به‌جاي لغو کامل تحريم‌ها، منافع انتخاباتي خود را دنبال کنند و با وعده احياي برجام مجدداً از مردم رأي بدزدند.

سروصداهاي اخيرشان بعد از انتشار صوت ظريف نيز به اين دليل است که دوقطبي کاذب مذاکره-مقاومت راه بيندازند. پس بهتر است آقايان اصلاح‌طلب اين جمله را آويزه گوش خود کنند:

«برجامي براي مردم ايران مفيد است که منجر به لغو کامل تحريم‌ها و بهبود معيشت مردم شود؛ نه برجامي که اهداف انتخاباتي شما براي دزديدن رأي از مردم را فراهم کند!»

فردين

مستر جيکاک و قرارداد 25 ساله چين

وقتي مصدق توانست صنعت نفت ايران را ملي کند، مستر جيکاک که يکي از نفوذي هاي انگلستان در بين ايل بختياري بود، گروهي را بر ضد مصدق و صنعت ملي نفت جمع کرد.

اين گروه با زبان محلي خود شعاري با اين مضمون مي دادند: هرکس مهر علي در دلش وجود دارد، صنعت ملي نفت به چه کارش مي آيد؟

حال که با قرارداد 25 ساله چين، تحريم هاي ظالمانه آمريکا عليه ايران کاملا بي اثر مي شود و هژموني آمريکا در خاورميانه فرو مي پاشد، رسانه هاي همان انگلستان با ترفندي مشابه مستر جيکاک دست به کار شده اند تا بار ديگر مردم را در مقابل منافع خودشان قرار دهند!

فردين ساريخاني

پروانه سلحشوري از پروژه جديد اصلاحات براي انتخابات پرده برداشت

پروانه سلحشوري نماينده اصلاح طلب مجلس دهم، در اظهارنظري جنجالي بيان کرده است که روحاني از زنان براي رأي آوردن استفاده ابزاري کرد. ايشان همچنين بابت حمايت از روحاني در انتخابات سال 96 ابراز شرمندگي کرد.

شايد در نگاه اول چنين به نظر برسد که ايشان و ساير اصلاح طلبان و هم فکران‌شان نگران پايمال شدن حقوق زنان و استفاده ابزاري دولت از آنان هستند، اما جريان چيز ديگري است.

عملکرد دولت روحاني به حدي افتضاح بوده است که جاي هيچ گونه دفاع از ايشان را براي اصلاح طلبان حامي او باقي نگذاشته است. از اين رو، اصلاح طلبان در پروژه جديد خود تلاش دارند از روحاني عبور کنند و به افکار عمومي چنين القا کنند که روحاني هيچ قرابتي با اصلاح طلبان ندارد. مصاحبه جديد خانم پروانه سلحشوري نيز در راستاي همين پروژه تحليل مي شود.

وضعيت اصلاح طلبان در انتخابات 1400 بسيار وخيم است. در واقع تمامي برنامه هاي اين جناح سياسي در اين 8 سال به بن بست رسيده و مردم با گوشت و پوست خود، ناکارآمدي اين جناح را حس کردند؛ بنابراين، ليبرال هاي داخلي تلاش دارند با ترفندهايي پيکر بي جان اصلاحات را از اغماء خارج کنند تا بتوانند شانس جديدي براي جلب (بخوانيد دزديدن) آراي مردم داشته باشند.

بياييد از سوي ديگر به گفته هاي پروانه سلحشوري دقت کنيم. دولتي که مردم را از ترس ديوار کشيدن در پياده روها و رقيب هراسي پاي صندوق هاي راي آورد و دغدغه اول مردم را از معيشت به سمت دوچرخه سواري و ورزشگاه رفتن بانوان تنزل داد، حالا کارش به جايي رسيده است که نماينده هم فکر ايشان بر پوچ بودن اين وعده ها تاکيد مي کند!

به اميد روزي که مردم با آگاهي بيشتري پاي صندوق هاي راي بيايند. ملتي که اولويت هاي خود را نشناسد، به سادگي عروسک خيمه شب بازي وعده هاي دروغين جناح هاي سياسي مختلف مي شود. کاش اين بار فهميده باشيم، از ماست که بر ماست.

فردين ساريخاني

مقايسه سفر پاپ و آيت‌الله رئيسي به عراق اشتباه است، سفر رئيسي به عراق حقوقي بود

سفراخير پاپ به عراق با حرف و حديث‌هاي فراواني همراه بوده است که نمونه‌اي از آن‌ها شايعه وجود اختلاف بين مرجعيت قم و مرجعيت نجف است. در همين رابطه سوالات زيادي مطرح مي‌شود از جمله چرايي عدم ديدار آيت‌الله سيستاني با آيت‌الله رئيسي در سفر اخير رئيس دستگاه قضا به عراق و در مقابل ديدار آيت‌الله سيستاني با پاپ در روزهاي گذشته بوده است. نجوا (واحد سياسي مصاف) به سراغ يکي از کارشناسان مسائل بين‌الملل رفته تا نظر او را در اين باره جويا شود.

سيدرضا صدرالحسيني،کارشناس مسائل بين الملل در خصوص ديدار آيت‌الله سيستاني با پاپ و عدم ديدار ايشان با آقاي رئيسي به نجوا گفت: سفر آقاي رئيسي به عراق، يک سفر کاري و حقوقي بود که به دعوت همتاي ايشان، رئيس قوه قضائيه عراق، صورت گرفته بود.آقاي رئيسي با همه مقاماتي که در حوزه مسائل حقوقي و ديپلماتيک نياز بود، ديدار کردند و تفاهم‌نامه‌هايي نيز امضا شد.

وي افزود: بايد توجه داشت اين‌گونه نيست که هرمقامي که از ايران به عراق سفر کند حتماً بايد با آيت‌الله سيستاني ديدار داشته باشد.

صدرالحسيني در خصوص سفر پاپ به عراق توضيح داد: سفر رهبر کاتوليک‌هاي جهان به عراق موضوع بسيار مهمي است که ابعاد آن در آينده آشکار خواهد شد اما بايد در نظر داشت که خود پاپ درخواست ديدار با يکي از مراجع تقليد شيعيان در نجف را داشته است.

اين تحليل‌گر مسائل منطقه در پايان افزود: مقايسه سفر پاپ و آقاي رئيسي به عراق کاملاً اشتباه است. مثل اين است که بگوييم که هرکس از ساير کشورهاي دنيا به ايران مي‌آيد، موظف است که با مقامات عالي جمهوري اسلامي ديدار کند. بنابراين اين‌گونه نيست که هرکه از ايران به عراق سفر کند لزوماً بايد ديداري با آيت‌الله سيستاني داشته باشد.

سارا شکري

نقاط ضعف انتخاباتي سعيد جليلي و سعيد محمد

شمارش معکوس انتخابات 1400 آغاز شده است و بسياري از گروه‌ها و احزاب مختلف برنامه‌هاي انتخاباتي خود را آغاز کرده‌اند.

برآوردهاي اوليه حاکي از اين است که عملکرد دولت در سروسامان دادن به معيشت مردم، باعث القاي نوعي حس نااميدي در جامعه شده است. ممکن است اين حس نااميدي باعث قهر بسياري از توده‌هاي مردم با صندوق رأي شود.

پيش‌بيني‌هاي کارشناسان نشان مي‌دهد که شانس غرب‌گرايان و اصلاح‌طلبان در انتخابات بسيار پايين است. بسياري از منتقدان اصلاح‌طلب بر اين عقيده‌اند که عملکرد افتضاح دکتر حسن روحاني باعث عدم تمايل مردم براي انتخاب مجدد يک اعتدال‌گرا يا اصلاح‌طلب شده است. اصلاحات براي جبران اين نقيصه دنبال راهکاري مؤثر است.

ازاين‌رو، بسياري از رسانه‌ها بر اين عقيده‌اند که شانس انتخاب يک انقلابي به‌عنوان رئيس‌جمهور آينده ايران بسيار بالاست. در حال حاضر، جبهه انقلاب حساب ويژه‌اي روي دکتر سعيد جليلي و سردار سعيد محمد بازکرده است.

بحث درباره عملکرد و نقاط قوت اين دو شخص را بر عهده رسانه‌ها و هواداران اين دو عزيز مي‌گذاريم. ما قصد داريم در ادامه به بررسي نقاط ضعف انتخاباتي اين دو بپردازيم. نقاط ضعفي که اگر در زمان مناسب براي آن‌ها چاره‌انديشي نشود، ممکن است سنگيني آرا را به سمت رقبايشان سوق دهد. در ادامه به اين نقاط ضعف مي‌پردازيم:

1. سعيد محمد: نبايد فراموش کنيم که سردار سعيد محمد به‌عنوان يک نظامي پاي به انتخابات 1400 خواهد گذاشت. چنين اتفاقي باعث ايجاد نوعي دوقطبي در جامعه خواهد شد. دوقطبي‌هاي کاذبي مانند نظامي_ديپلمات، تندرو_اعتدال و… که با جوسازي رسانه‌هاي رقيب روز به روز پررنگ‌تر خواهند شد. فراموش نکنيم که در انتخابات سال 96، اصلاح‌طلبان با همين ترفند توانستند آراي سلبي آيت‌الله رئيسي را به سمت حسن روحاني سرازير کنند. هواداران دکتر سعيد محمد بايد تمام توان خود را براي خنثي کردن اين موضوع به کار ببندند.

2. دکتر سعيد جليلي: عملکرد درخشان دکتر سعيد جليلي به‌خصوص در دولت سايه، براي بسياري از نيروهاي انقلابي مشخص و هويداست؛ اما بايد قبول کنيم که قشر خاکستري و مردم عادي، شناخت چنداني از ايشان و عملکردشان ندارند. مشکل جبهه انقلاب در تمامي اين سال‌ها، ناشناخته بودن نامزدهاي انتخاباتي آن‌هاست. با کمي دقت درخواهيم يافت که حتي در انتخابات سال 96 نيز، شناخت مردم عادي از آيت‌الله ابراهيم رئيسي در سطح پاييني قرار داشت. ازاين‌رو، هواداران دکتر جليلي بايد تلاش خود را به کار بگيرند تا تصويري مناسب از ايشان را به مردم جامعه منتقل کنند.

لازم به ذکر است نگارنده در اين مقاله از هيچ‌يک از نامزدها حمايت نکرده و تنها سعي دارد با ارائه تحليل‌هايي برآمده از حقايق ميداني، راه را براي نقدي سازنده باز کند تا به اين شکل بتواند قدمي در پيشرفت جبهه انقلاب بردارد.

فردين ساريخاني

شما اگه خيلي تو فکر شب بيداري دانش آموز و دانشجو هستين، نامحدود روزانه بدين!

سوژه_سياسي

سناريوي ترور احمدي‌نژاد

مدتي است که توجهات رسانه‌اي بر روي محمود احمدي‌نژاد، به بالاترين ميزان خود رسيده است. اين توجهات رسانه‌اي به حدي است که حتي رسانه‌هاي اصلاح‌طلب که کينه احمدي‌نژاد را از سال 88 در دل دارند و بارها ايشان را به تمسخر گرفته‌اند، به‌تازگي وي را با عناوين محترمانه معرفي مي‌کنند. با مرور رسانه‌ها و حوادثي که در حال وقوع است مي‌توان پي برد که پروژه معتبر سازي احمدي‌نژاد کليد خورده است.

چند وقت پيش، شوراي نگهبان در اظهارنظري اعلام کرد که تمامي افرادي که پيش از اين رد صلاحيت شده‌اند، در انتخابات پيش رو نيز تأييد نخواهند شد. اين ابراز نظر صريح شوراي نگهبان، آب پاکي را روي دست احمدي‌نژاد ريخت.

احمدي‌نژاد و اصلاح‌طلبان خوب مي‌دانند که رئيس‌جمهور سابق ايران در اين انتخابات نيز به‌صورت قطع رد صلاحيت مي‌شود. از اين رو مي‌توان تأکيد آن‌ها براي معبرسازي اين شخص را درصدد القاي نوعي نااميدي در جامعه پس از رد صلاحيت وي تفسير کرد. نااميدي که مي‌تواند ميزان مشارکت مردم در انتخابات را کاهش دهد.

چندي پيش احمدي‌نژاد در اظهارنظري جنجالي اعلام کرد که عده‌اي به دنبال ترور او هستند و همين افرادي که وي را ترور مي‌کنند، برايش عزاداري نيز خواهند کرد. با دقت بيشتر مي‌توان فهميد که منظور احمدي‌نژاد اين است که وي توسط عوامل نظام ترور مي‌شود.

جداي از اينکه اين اظهارات تحت چه شرايطي بيان‌شده است يا احمدي‌نژاد از بيان آن چه هدفي داشته، مي‌توان به اين نکته اشاره کرد که چنين اظهاراتي بهترين فرصت را به عوامل بيگانه مي‌دهد تا با ترور اين شخص يک سناريو و آشوب جديد را در آستانه انتخابات در کشور رقم بزنند.

بياييد فرض کنيم محمود احمدي‌نژاد که به‌تازگي دچار زاويه‌هاي جدي با آرمان‌هاي نظام شده است، در آستانه انتخابات و پس از اعلام رد صلاحيت شدنش توسط عواملي بيگانه ترور شود. با توجه به اظهارات اخير وي، انگشت اتهام به سمت نظام نشانه خواهد رفت. چنين اتهامي با پروپاگانداي رسانه‌اي حسابي ساخته و پرداخته مي‌شود و در آستانه انتخابات، ايران را در آشوبي بزرگ غرق خواهد کرد.

نهادهاي امنيتي کشور نبايد به‌راحتي از کنار اظهارات عجيب احمدي‌نژاد بگذرند. بايد حواس‌ها جمع باشد تا مبادا عوامل بيگانه از يک مهره سوخته، سناريويي براي به آشوب کشيدن کشور بسازند. سناريويي پيچيده که معبرسازي احمدي‌نژاد اولين پازل از آن است.

در پايان نيز بايد گفت که تاريخ در حال تکرار است. اگر ماجراي کشته شدن عثمان، خليفه سوم اهل سنت را مرور کنيم به‌خوبي متوجه سناريوي بالا خواهيم شد. در آن ماجرا، حضرت علي و حسنين در دفاع از عثمان زخم برداشتند، اما معاويه با تبليغات گسترده و علم کردن پيراهن عثمان توانست حضرت علي را به‌عنوان قاتل عثمان معرفي کند! حادثه‌اي تلخ که شبهه سياسي مردم در آن، مقدمه‌اي براي کربلا شد.

فردين ساريخاني

2سؤال مهم پيرامون FATF

‌‌‌‌ عمده‌ترين دلايل حاميانِ اجراي دستورهاي ‌FATF‌ چيست؟

‌‌1‌‌ اجراي اين دستورها اقتصاد ايران و فعاليتهاي مالي را شفاف و قابل مديريت مي‌کند

پاسخ: مسلما شفافيت خوب است اما کدام تصميم‌گير عاقلي حاضر است فعاليتهاي کشورش را براي دشمن خود شفاف و قابل رهگيري کند؟

به جاي دشمن، خودمان قوانين شفافيت بگذاريم

‌‌2‌‌ اگر دستورهاي FATF را اجرا نکنيم؛ دشمن به ما فشار مي‌آورد

پاسخ: دشمن کارش دشمني است؛ پس با دانستن اطلاعات اقتصادي ما بيشتر فشار خواهدآورد

‌‌‌‌ اجراي دستورهاي FATF چگونه تحريم‌ها را گسترش داده؛ مؤثرتر و هوشمندتر مي‌کند؟

 -1با آگاهي دشمن از فعاليتهاي ‌خنثي‌سازي_تحريم‌ها‌ حوزه‌هاي جديدي از اقتصاد کشور هم تحريم خواهندشد

‌‌-2 راه‌ها و عوامل ‌دور_زدن_تحريم‌ها‌ لو مي‌روند و مورد حملات تحريمي قرار مي‌گيرند

‌‌‌‌ آقايان بايد تا حالا دانسته باشند که با تصويب دستورهاي FATF در مجمع تشخيص هيچ تضميني براي خروج از ليست به اصطلاح سياه وجود ندارد و مشکلات مالي نه تنها حل نمي‌شود بلکه پيچيده‌تر خواهدشد

قرآن کريم ميفرمايد:

«هرگز يهود و نصاري از تو راضي نخواهند شد مگر آنکه پيروي از آيين آنها کني»

‌‌ جواد نيکي ملکي

جناب پرزيدنت : وعده ها عملي شد ؛ هم چرخ سانتريفيوژ ميچرخد ، هم چرخ اقتصاد !

بديهيست که چرخ ها کارشان چرخيدن هست بزرگوار ، اما به کدوم سمت و به نفع کي….

سوژه_سياسي

بعد از روحاني؛

بعد از آقاي روحاني حتي واژه آخوندي و روحاني هم با بحران هويت و معنا مواجه شدند.

بعد از آقاي روحاني بسياري از کلمات معناي خود را از دست خواهند داد.

خيلي از ضد ارزشها ارزش شدند و خيلي از ارزشها ضد ارزش.

بعد از اين هيچ مسئولي قادر نخواهد بود بسادگي مردم را دعوت به سرمايه گذاري در بورس کند.

اما بورس بهترين راه نجات اقتصاد ايران از بحران سرمايه گذاري و ارزش افزوده است.

بورس خصوصي سازي ها به اين سبک را که بيشتر شبيه تاراج مغولان است، را با کشف قيمت و در يک فرآيند درست اصلاح مي کرد.

اکنون و بعد از آقاي روحاني و کساني که سوار بر جريان اصلاح طلبي شدند، کسي جرات نمي کند برنامه صد روزه و بلند مدت بدهد. اما برنامه اصل و اساس انتخابات است و بايد جايگزين اسم و تبليغات دروغين شود. اصلاحات يک ضرورت و اصلاح طلبي يک فريب بزرگ بود.

بعد از آقاي روحاني کسي جرات ندارد وعده گشايش با مذاکره بين المللي را بدهد. چرا که بعد از مذاکرات ايشان قفل ها بر تمام بخشها زده شد و يک فريز برگ در تمام بخش ها به مدت 8 سال اتفاق افتاد.

بعد از آقاي روحاني کسي توان دادن و معرفي کردن ليست انتخاباتي ندارد . چرا که ليستهاي سياه ايشان و همدستانشان کيان و استقلال کشور را بشدت تضعيف کرد و لوايحي تصويب شد که روي قاجار را سفيد کرد.

بعد از روحاني ايران جاي بهتري نخواهد شد. چرا که واژه ها وزن و معناي خود را از دست داده اند و تمام مفاهيم ذهني دگرگونه شده اند.

بعد از روحاني اعتماد زخم خورده مردم، ممکن نيست بزودي ترميم شود. اما ما راهي بجز اعتماد کردن به مخالفان ايشان نداريم.

اينجا ايران ماست که عده ايي لاشخور نفوذي حتي بار معنايي کلمات را هم غارت کردند.

مجيد گودرزي

پشت پرده سراوان؛ ايران در مسير سوريه شدن!

جو بايدن به‌عنوان يک دموکرات برنامه‌هاي ويژه‌اي براي منطقه و آغاز نبردهاي نيابتي با ايران دارد. برنامه اصلي بايدن در منطقه را مي‌توان در طرح مسير سوم خلاصه کرد. اين طرح شوم بر دو عنصر مهم استوار است:

1-ايجاد آشوب در منطقه به کمک گروه‌هاي تروريستي و تکفيري

2-افزايش قوميت‌گرايي و تجزيه منطقه و دستيابي به خاورميانه جديد

بايدن در حال احياي هسته‌هاي خاموش داعش و القاعده در منطقه است. او که ايده پرداز تشکيل داعش براي مقابله با محور مقاومت است، راه بازي گرفتن از تروريست‌هاي وهابي را به‌خوبي مي‌داند. دولت داعش در مرزهاي غربي ايران با تيزهوشي و رشادت‌هاي سردار سليماني نابود شد، اما اين بار ماجرا قدري فرق کرده است.

بايدن اين بار سعي دارد داعش را به افغانستان و پاکستان و در نزديکي مرزهاي شرقي ايران منتقل کند. تا به اين شکل علاوه بر تجزيه افغانستان، مقدمات قوميت‌گرايي، آشوب و تجزيه‌طلبي در ايران را نيز فراهم کند.

علاوه بر مرزهاي شرقي، با نفوذ اسرائيل به کردستان عراق و جمهوري آذربايجان بايد منتظر آشوب‌آفريني مسلحين پان کرد و پان ترک نيز در مرزهاي شمال غرب و غرب کشور نيز باشيم.

چندي پيش و بعد از حمله به اتوبوس نيروهاي مسلح در بلوچستان، انديشکده آمريکايي آينده اوراسيا با تشريح طرح مرزهاي خونين به اين موضوع اشاره کرد که بايد بلوچستان را به کردستان ديگري تبديل کنيم!

ماجرا زماني عجيب‌تر مي‌شود که بدانيم صدها مدرسه وهابي در بلوچستان پاکستان در حال تربيت شبه‌نظامياني با تفکر وهابيت هستند و سعي دارند اهل سنت اين منطقه را به سمت تفکر داعش سوق دهند.

از طرفي سفرهاي مشکوک مولوي عبدالحميد به عربستان و ترکيه و اظهارات عجيب او درباره حکومت اهل سنت در ايران پرده از خيلي مسائل برمي‌دارد.

به‌علاوه ديدارهاي انتخاباتي مولوي عبدالحميد با حسن روحاني باعث ارتباط تنگاتنگ ايشان با جبهه اصلاح‌طلبي شده است و جالب‌تر اينکه آشوب‌هاي سراوان چند هفته پس از هشدار (بخوانيد گرا دادن) سعيد حجاريان تئوريسين اصلاحات، مبني بر مسلح شدن قوميت‌هاي مرزي اتفاق مي‌افتد!

امروز محور مقاومت، رژيم صهيونيستي را از سه طرف به‌وسيله حزب‌الله لبنان، مقاومت سوريه و نوار غزه محاصره کرده است و تسليح کرانه باختري نيز در دستور کار است. از طرفي آمريکا تمامي جنگ‌هاي نيابتي خود در يمن، عراق، سوريه و داعش را نيز به ايران باخته است. ازاين‌رو، محور عبري، عربي، غربي سعي دارند تا با مسلح کردن تجزيه‌طلبان، مرزهاي ايران را ناامن کرده و به اين شکل ايران را مانند سوريه، مشغول داخل کنند تا فشار ايران بر اسرائيل کاهش يابد.

فردين ساريخاني

سردار قاآني و پايان تحليل‌پذيري گروه‌هاي مقاومت

شوک رواني ناشي از شهادت سردار قاسم سليماني، معادلات و برآوردهاي ايران را از شرايط منطقه به‌کلي به هم ريخت. ايران براي حفظ يکپارچگي محور مقاومت در آن دوره حساس، مجبور شد تسلطش بر گروه‌هاي عضو محور مقاومت را افزايش دهد و همين موضوع آزادي عمل نيروهاي مقاومت را کاهش داد.

چنين اقداماتي باعث شد گروه‌هاي مقاومت بعد از شهادت سردار قاسم سليماني و به‌خصوص پس از حمله به عين الاسد، براي دشمن کاملاً تحليل‌پذير شوند و صهيونيست‌ها توانستند اقدامات احتمالي آنان را پيش‌بيني کنند. تحليل‌هاي اسرائيل و آمريکا اين موضوع را نشان مي‌داد که مقاومت تا پايان دوره ترامپ، اقدامي تنش آميز عليه مواضع آمريکا و اسرائيل در منطقه انجام نخواهد داد. ترور شهيد محسن فخري زاده نيز درصدد همين تحليل‌پذيري گروه‌هاي مقاومت اتفاق افتاد.

اکنون و پس از گذشت چندين ماه، سردار اسماعيل قاآني در جايگاه خود به‌عنوان فرمانده نيروي قدس سپاه به پختگي بسيار خوبي رسيده است و اقدامات اخير ايشان نشان مي‌دهد که ضعف تحليل‌پذيري مقاومت کاملاً برطرف شده است.

سردار قاآني در گام نخست تسلط ايران را از روي کليه گروه‌هاي مقاومت کاهش داده و آن‌ها را براي مقابله با دشمنان، آتش به اختيار کرده است.

در گام دوم نيز، سردار قاآني نبرد با آمريکا در منطقه را نامتقارن‌تر از هر زمان ديگري کرده است. تشکيل گروه‌هاي تازه تأسيس مانند سرايا اوليا الدم، اصحاب الکهف و… علاوه بر نامتقارن‌تر کردن جنگ، تحليل‌پذيري اقدامات مقاومت را نيز کاهش داده است.

تنها کافي است چند مورد از تحرکات نيروهاي مقاومت بر عليه محور عبري، عربي، غربي طي هفته‌هاي اخير را مرور کنيم تا بهتر متوجه مسئله بالا شويم:

1-هرروزه گروه‌هاي تازه تأسيس مقاومت که نشاني خاصي از مقر و تشکيلات آن‌ها در دسترس نيست، کاروان‌هاي لجستيکي آمريکا در عراق را موردحمله قرار مي‌دهند.

2-آمريکا که عراق را براي خود ناامن مي‌بيند، سعي دارد کردستان عراق را به‌عنوان نقطه‌اي امن براي خود برگزيند، اما حمله مقاومت عراق به پايگاه اربيل نشان مي‌دهد جاي امني براي آمريکا وجود ندارد.

3-بعد از حمله نمايشي آمريکا به شرق سوريه، کتائب حزب‌الله عراق بيانيه‌اي صادر مي‌کند و به سعودي و امارات به دليل همکاري در اين حملات هشدار مي‌دهد. در کمتر از 24 ساعت فرودگاه رياض توسط انصار الله موشک‌باران مي‌شود.

4-کشتي اسرائيلي که متعلق به يک ميلياردر نزديک به يوسي کوهين (رئيس موساد) است، با پوششي تجاري براي جاسوسي وارد درياي عمان مي‌شود و با اصابت چندين موشک منفجر مي‌شود.

5-حزب‌الله لبنان با ساقط کردن پهباد فوق سري جاسوسي اسرائيل، به‌نوعي از پدافند هوايي خود رونمايي مي‌کند.

6-رونمايي از ارتشي يکپارچه توسط گروه‌هاي مقاومت در غزه و آزمايش چندين موشک استراتژيک!

اقدامات سردار قاآني در ماه‌هاي گذشته کاملاً هوشمندانه بوده است. ايشان با نامتقارن‌تر کردن نبرد نيابتي، سعي دارد منطقه را بيش ‌از پيش براي ارتش تروريستي آمريکا و متحدانش ناامن کند تا به اين وسيله، مقدمات خروج آمريکا از منطقه را فراهم کند؛ اما نکته قابل تذکر اين است که اقدامات ايران بايد بيشتر از اين دامن‌گير اسرائيل شود؛ زيرا اين موضوع، تحقق اهداف ايران در منطقه را سرعت مي‌بخشد.

فردين ساريخاني

طرف رفته کاغذ ديواري بخره

گفتن بهش از متري 90 هزار تومن داريم تا 450 هزار تومن.

حساب کرده اگه اسکناس 1000 تومني بچسبونه، متري 80 هزار تومن واسش درمياد…

تازه هرموقع هم پول لازم داشته باشه مي تونه از رو ديوار بردار

حجت الاسلام احد آزادي‌خواه، نماينده مجلس:

نمايندگان مجلس اهانت‌هاي رئيس جمهور را از مجاري قانوني پيگيري مي‌کنند.

هم مسئولين و هم وکلاي ملت و هم مردم از ادبيات رئيس جمهور در طول نزديک به 8 سال گذشته ناراحت و دلخور هستند.

آقاي روحاني به بهانه هاي مختلف در موقعيت هاي مختلف به عنوان يک فرد حقوق دان به مردم و مسئولان توهين کرده اند .

ادبياتي که در طول اين سالها از آقاي روحاني شاهد بوديم در شان رئيس جمهور نبوده است.

نمايندگان مجلس نسبت به اين رويه گله مند هستند و حتماً اين گله مندي خود را از مجاري قانوني پيگيري خواهند کرد .

اساساً با بي حرمتي در هر شکلي مخالف هستيم، اما اينکه رئيس جمهور از ادبياتي دور از شان نسبت به مردم و نمايندگان استفاده کنند ،دور از انتظار و دور از شان است.

همچنين حجت الاسلام محمدتقي نقدعلي، نماينده مجلس، با اشاره به اينکه مسئله اهانت هاي رئيس جمهور در طول اين سالها پيگيري قضايي خواهد شد گفت:

در فضاي مجازي کمپيني با امضا بيش از 200 هزار نفر براي شکايت از رئيس جمهور ايجاد شده است.

اهانت هاي آقاي روحاني در طول سالهاي رياست جمهوري خود ، از اهانت به ساحت معصومين تا نهادهاي حاکميتي، مجلس، قوه قضائيه، سپاه، مردم و منتقدان ، بيش از 60 مورد شده است.

#  تا کنون حدود 210 هزار نفر از مردم ، نامه شکايت از آقاي حسن روحاني را امضاء کرده اند .

شما هم مي توانيد از طريق لينکhttp://asle90.24on.ir  نامه شکايت از آقاي روحاني را امضاء کنيد.

يا نام و نام  خانوادگي خود را به سامانه پيامکي  10002408  ارسال کنيد تا نام شما نيز در ليست شاکيان از حسن روحاني ثبت شود تا ان شاءالله در آينده نزديکي شاهد محاکمه بزرگترين مجرم کشور توسط دستگاه قضايي باشيم.

دوقطبي نظام-امام، جديدترين سناريوي ناسا براي انتخابات 1400

تنها چند ماه تا برگزاري سيزدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري ايران باقي‌مانده است و اصلاح‌طلبان و اصولگرايان به‌عنوان دو جريان سياسي فعال در کشور، از همين حالا دست‌به‌کار شده‌اند.

دراين‌بين اصلاح‌طلبان که شکست سختي را در انتخابات مجلس تجربه کردند، با منحل کردن شعسا (شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان) و تشکيل ناسا (نهاد اجماع ساز اصلاح‌طلبان) قدم اول را براي پيش برد اهداف خود برداشته‌اند.

چادر ناسا در حالي براي حضور در انتخابات برپا مي‌شود که امثال بهزاد نبوي همواره در فصل‌هاي پاسخگويي، مدعي مي‌شوند رئيس‌جمهور تدارکاتچي نظام است و حتي پانزده درصد هم اختيار ندارد.

عملکرد ضعيف دولت روحاني به‌خوبي پوچ بودن وعده‌هاي اصلاح‌طلبان را به معرض نمايش گذاشته است و اصلاح‌طلباني که شانس خود را براي انتخابات 1400 بسيار کم مي‌بينند، سعي دارند با تشکيل ناسا و تغيير رويکرد به‌نوعي جسم بي‌جان اصلاحات را از اغماء خارج کنند. اولين سناريوي اين جريان ايجاد دوقطبي امام-نظام است.

بياييد يک‌بار حوادث چند روز اخير را مرور کنيم:

الف: رهبر معظم انقلاب نامه‌اي را توسط دکتر قاليباف براي پوتين ارسال مي‌کند و در آن بر تحکيم روابط ميان ايران و روسيه تأکيد مي‌کند. آذري جهرمي وزير ارتباطات در مصاحبه‌اي با ذکر شعار نه شرقي نه غربي به مردم چنين القا مي‌کند که رهبري از شعار امام خميني سرپيچي کرده است.

در مقابل انقلابيون و طرفداران ولايت‌فقيه در فضاي مجازي به‌شدت اين جمله آذري جهرمي را محکوم مي‌کنند. پس از آن رسانه‌هاي نزديک به دولت و غرب‌گرايان اين انقلابيون را مخالفين راه امام خميني معرفي مي‌کنند!

ب: مردم عاشق ايران و انقلاب در پايان مراسم 22 بهمن در بيانيه‌اي بر آرمان‌هاي انقلاب تأکيد مي‌کنند. بلافاصله خبرگزاري جماران متعلق به جناب حسن خميني در مطلبي اعلام مي‌کند که نام امام خميني در اين بيانيه کمرنگ بوده است!

پس‌ازاين مطلب سايت جماران، عمله‌هاي رسانه‌اي جبهه غرب‌گرا دست‌به‌کار مي‌شوند و شرکت‌کنندگان در 22 بهمن را تنها به‌عنوان طرفداران آيت‌الله خامنه‌اي معرفي مي‌کنند و مدعي مي‌شوند اين افراد در مقابل خط امام قرارگرفته‌اند.

ج: در 22 بهمن‌ماه، عده‌اي محدود به‌جاي شعار مرگ بر آمريکا، از شعار مرگ بر روحاني استفاده مي‌کنند. اين ماجرا به شکل کاملاً مشکوکي در رسانه‌ها بولد مي‌شود و به آن پرداخته مي‌شود. اين بار هم رسانه‌هاي غرب‌گرا اين افراد را مخالف امام خميني و طرفداران آيت‌الله خامنه‌اي معرفي مي‌کنند. کار تا جايي پيش مي‌رود که تاجزاده‌اي که تا ديروز مدعي بود بايد آزادانه به رهبر توهين شود، افراد معترض به عملکرد روحاني را داعشي خطاب مي‌کند و خواهان برخورد جدي با آن‌ها مي‌شود!

د: چند روز بعد و هم‌زمان با نامه تاريخي امام خميني به آقاي محتشمي پور وزير کشور درباره خباثت نهضت آزادي، پاي اين نهضت به حسينيه جماران و هم جواري با اصلاح‌طلباني که 33 سال از اين مکان دور بودند، باز شده و اين حسينيه ملي تبديل به اردوگاه سياسي يک جناح سياسي خاص مي‌شود. نشستي در حسينيه جماران که وجهه انتخاباتي خواهد داشت.

به‌عنوان نتيجه‌گيري مباحث بالا مي‌توان گفت که جبهه اصلاحات سعي دارد خود را پيرو خط امام خميني معرفي کند و با ايجاد دوقطبي ميان مقام معظم رهبري و امام خميني، در انتخابات 1400 رأي قشر خاکستري معترض به وضع موجود را مال خود کند. مطمئناً کانديداتوري حسن خميني مي‌تواند تکه گمشده اين پازل شوم باشد.

در پايان مي‌توان گفت، کساني که در بهارمطبوعات دهه هفتاد صراحتاً از محاکمه امام زمان و امام خميني مي‌گفتند امروزه اين‌چنين به ريسمان امام خميني چنگ مي‌اندازند تا براي خود وجهه انتخاباتي دست‌وپا کنند.

فردين ساريخاني

پيام مقام معظم رهبري به پوتين

رسانه‌اي شدن سفر محمدباقر قاليباف، رئيس‌مجلس شوراي اسلامي به روسيه و انتقال پيام مقام معظم رهبري براي پوتين، با حواشي و چالش‌هاي متعددي همراه بود. در ابتدا قاليباف قرار بود با شخص رئيس‌جمهور روسيه ديدار کند، اما به دليل حفظ پروتکل‌هاي بهداشتي خاص پوتين، اين ديدار تعليق شد. رئيس‌مجلس جمهوري اسلامي نيز در ديداري که با نماينده ويژه رئيس‌جمهور روسيه و رئيس دوماي اين کشور داشتند، پيام رهبري را تحويل دادند تا حدس و گمان‌ها درباره محتواي آن به بالاترين ميزان خود برسد.

بسياري از کارشناسان و تحليل‌گران داخلي، روش رسانه‌اي کردن اين خبر توسط نزديکان قاليباف را به عنوان گام بلند اين شخص براي انتخابات آينده برشمردند تا جايي که حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه کيهان اعلام کرد که ديدار قاليباف با مقامات روس با دعوت روسيه صورت گرفته و مختص انتقال پيام رهبري نبوده است.

ماجرا هر چه که بود، رسانه‌هاي بزرگ دنيا به آن واکنش نشان دادند. در اين بين رسانه‌هاي رژيم صهيونيستي از اين پيام رهبري ابراز نگراني کردند و مدعي شدند نتانياهو از شنيدن اين خبر دستپاچه شده و با برقراري تماس‌هايي با پوتين خواستار روشن شدن متن پيام شده است. رسانه‌هاي اسرائيلي، اين پيام را مرتبط با حملات اخير اسرائيل به سوريه دانستند.

هر چند متن پيام رهبري مشخص نيست اما مي‌توان چنين تحليل کرد که پيام رهبري بي‌ارتباط به حوادث منطقه نيست. با روي کار آمدن بايدن، تجزيه خاورميانه به تفکيک قوميت‌هاي مختلف در دستور کار آمريکايي‌ها قرار گرفته است؛ به نحوي که پيش بيني مي‌شود طي چند ماه آينده کردهاي سوريه و عراق اعلام استقلال کنند و مقدمات شکل‌گيري طرح خاورميانه جديد صهيونيست‌ها را پايه‌ريزي نمايند.

از طرفي بايدن به دنبال احياي گروه‌هاي افراطي مانند داعش و القاعده در سوريه، عراق و افغانستان است تا از اين راه بتواند ناآرامي‌هايي را در کشورهاي عضو محور مقاومت ايجاد کند. انتقال زنداني‌هاي داعش به پايگاه التنف در مرز سوريه، عراق و اردن و نيز پي‌ريزي هسته‌هاي داعش در افغانستان و مرزهاي شرقي ايران از نخستين اقدامات بايدن در اين مسير بوده است.

از سوي ديگر مقام معظم رهبري، اخراج آمريکا از منطقه را به عنوان انتقام اصلي خون پاک سردار سليماني اعلام کردند. اقدامات ايران در منطقه در ماه‌هاي آينده نيز قابل تامل است و احتمال مرتبط بودن پيام رهبري با اين موضوع نيز مدنظر است.

دکتر قاليباف در مصاحبه‌اي اعلام کرده است قرار است پيامي نيز براي چين فرستاده شود. پيامي که پيش از هر چيز، نشان‌دهنده نگاه ايران به شرق است.

چيزي که مشخص است، ايران به دنبال تشکيل ائتلافي قدرتمند از دولت‌هاي شرقي براي مقابله با اقدامات خرابکارانه آمريکا و اسرائيل در منطقه است. همان‌طور که ايران سابقاً از پتانسيل روسيه براي حفظ ثبات در سوريه بهره گرفت، گويا اين بار نيز قرار است اتفاقي مشابه براي خنثي کردن اهداف شوم بايدن رخ دهد. از شواهد چنين بر مي‌آيد که اتحاد شرق قرار است مقدمه‌اي براي ساختن عصر پساآمريکا باشد.

محتواي پيام رهبري هر چه که باشد، يک واقعيت مشهود را در خود گنجانده است. واقعيتي که در تقويت جبهه مقاومت و نگاه ايران به شرق خلاصه مي‌شود.

فردين ساريخاني

طرح شفافيت آرا نيامده متوقف شد

نمايندگاني که سال قبل با تمسک به وعده شفافيت راهي مجلس شدند، با قرار گرفتن در بطن ماجرا تازه متوجه شدند مسئله آن‌چنان هم که در شعار گفته مي‌شد، ساده نيست. انبوه ملاحظات سياسي و فردي به سمتشان هجوم آورد و يکي يکي پا پس کشيدند. تا جايي که طرحي با 177 امضا در صحن علني 153 راي آورد. يعني در بهترين حالت 24 نماينده پشيمان شدند، اگر نخواهيم بگوييم از عدم شفافيت و محرمانگي آرا استفاده کرده و مزورانه رفتار کردند.

و ما اگر تنها نتيجه حاصل از همين راي‌گيري را ملاک خود قرار دهيم، خواهيم دانست تا چه اندازه به شفافيت آراي نمايندگان نيازمنديم.

سال‌ها تجربه محرمانگي آرا، عملکرد و امتيازات مقامات و مسئولين به جامعه اثبات کرده که بي‌شک مضرات پنهان کاري بيش از منفعت آن براي جامعه است.

آن‌چه از استدلال‌هاي مخالفين شفافيت تاکنون شنيده شده تنها و تنها ناشي از تعارض منافعي است که ميان منفعت کلي اجتماع و نفع فردي و سياسي و حزبي مخالفان وجود دارد.

شفافيت در حکمراني شأني از دموکراسي است که سبب نظارت مردم بر عملکرد مسئولين، و مشارکت پويا و زنده در اداره امور جامعه مي‌شود.

همواره وجود ناظر موجب ارتقا رفتاري و مسئوليت‌پذيري است. عدم شفافيت تاکنون سبب شانه خالي کردن از پذيرش مسئوليت پيامد راي، توسط فرد راي دهنده، بي‌توجهي به دامنه و اثرات آن، عدم تمايل به آگاهي کامل از مسائل مورد تصميم‌گيري، و نيز سياسي کاري گسترده و حتي مانند همين مورد فوق، فريب مردم به دليل محرمانگي آرا شده است.

مطالبه شفافيت چنان امري بحق است که تمامي مخالفين نيز نطق خود را با عبارت « من هم موافق شفافيت هستم» همراه کردند. اما باز در حساب و کتاب‌هايشان نتوانستند تن به پذيرش چنين طرحي بدهند.

آن هم طرحي که بر خلاف هياهوي زيادش، با گنجاندن چند تبصره در آن، امکان دور زدن قانوني شفافيت را فراهم کرده و درصورت تصويب، بعيد نيست ما در بزنگاه‌هاي اصلي تصميم‌گيري باز با چالش شفافيت دست به گريبان شويم، چرا که طبق تبصره‌هاي طرح، يا هيئت رئيسه تشخيص مي‌دهد محرمانه برگزار شود، يا 15 نفر از نمايندگان.

با اين وجود، باز هم وکلاي ملت نتوانستند بپذيرند، موکلانشان همين اندازه ناچيز هم از شفافيت بهره‌مند شوند.

اطلاع از راي وکيل حق طبيعي موکل و از حقوق اساسي جامعه است اين امري طبيعي در اکثر کشورهاي جهان است و مجلس بايد آن را بپذيرد. کسي حق ندارد به دليل منافع شخصي مثل خصومت احتمالي وزرا در فرايند استيضاح و راي اعتماد، مردم را از حق طبيعي‌شان محروم کند.

باز هم دور زدن دستورات رهبري 

آقاي حسن روحاني همان گونه که در ماجراي مذاکرات هسته اي و برجام، بارها دستورات و هشدارهاي صريح رهبري نظام را ناديده گرفت و يک خسارت محض به نام برجام را به نظام تحميل کرد؛ و همان گونه که نهي صريح مقام معظم رهبري در عدم اجراي سند ننگين 2030 را ناديده گرفت و حتي در بودجه پيشنهادي 1400، براي اجراي آن رديف بودجه در نظر گرفته بود؛ و همان گونه که هشدارها و دستورات مکرر رهبري نظام براي اجراي سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي را تا کنون ناديده گرفته است؛ و همان گونه که تا کنون به هشدارهاي مکرر رهبري در مديريت صحيح فضاي مجازي، بي توجهي کرده است؛ اين بار نيز نهي صريح رهبري نظام مبني بر عدم خريد واکسن آمريکايي و انگليسي و فرانسوي را ناديده گرفته و بنا دارد تا چندين ميليون دوز واکسن کرونا از کواکس (که تشکيلات آمريکايي صهيونيستي بيل گيتس، يکي از اعضاي اصلي آن مي باشد) را خريداري و به ملت مسلمان ايران تزريق کنند. 

سعيد نمکي وزير بهداشت، در اين زمينه اظهار داشت: حدود 16 ميليون و 800 هزار دوز واکسن را از طريق کواکس به کشور وارد خواهيم کرد و هر فرد بايد دو دوز از اين واکسن را تزريق کند و اين تعداد واکسن را براي جمعيت حدود 8 ميليون و 400 هزار نفر گروه آسيب پذير در کشور مانند سالمندان و بيماران داراي بيماري‌هاي زمينه‌اي پيش خريد کرده‌ايم.

جالب است که طبق اظهار سخنگوي کميسيون بهداشت مجلس، آقاي جهانپور سخنگوي سازمان غذا و داروي ايران، به عضويت اتحاديه کواکس درآمده است!

در همين زمينه، کميسيون بهداشت مجلس شوراي اسلامي، طي نامه‌اي خطاب به آقاي حسن روحاني نوشت : از شما انتظار مي‌رود علاوه بر اعلام ممنوعيت ورود واکسن از سه کشور آمريکا، انگليس و فرانسه (که به لطف دقت و تدبير حکيمانه مقام معظم رهبري) مقرر شد، مراقبت بفرماييد که واکسن‌هاي توليدي اين کشورها و هرگونه واکسن توليد شده از سوي مراکز غيرقابل اعتماد، به واسطه‌گري کشور ثالث نيز وارد کشور نشود.

اگر مسئولان ناچار به وارد کردن واکسن مورد تاييد کواکس هستند، خواهشمنديم دقيقا مشخص و اعلام شود که اولا واکسن از چه نوعي است و چه تعداد و چه زماني و به عنوان محصول کدام کشور وارد خواهد شد.

ثانيا منطقي و مورد توقع مردم عزيز است که وارد کنندگان اين واکسن خارجي (مانند سازندگان واکسن ايراني) ابتدا واکسن را روي خود و خانواده‌هايشان تست بفرمايند و در صورت تاييد بي ضرر بودن، در اختيار مردم قرار گيرد.»

به ملت عزيز ايران هشدار مي‌دهيم اگر جناب آقاي حسن روحاني، اسحاق جهانگيري، محمود واعظي، سعيد نمکي و معاونين وزير بهداشت، از استفاده از اين واکسن خودداري کردند، بدانيد که ماجرا مشکوک است و جان خود و اعضاي خانواده‌ خود را به خطر نيندازيد .

کامران غضنفري

نگراني پدري دلسوز

به نظر من سيدعلي خامنه‌اي آنقدر باهوش و سياستمدار هست که بجاي ايجاد ممنوعيت کامل براي واردات واکسن از آمريکا و انگليس، مثلا بگويد: «من مطلقاً به واکسن آمريکايي و انگليسي اعتماد ندارم… اما اگر کسي مي‌خواهد استفاده کند، بکند منعي نيست». با اين سخنان، طرفدارانش که قطعاً به سمت واکسن نخواهند رفت؛ در  طيف خاکستري جامعه هم نسبت به واکسن ايجاد ترديد جدي ميکند.

 و عملاً موضوع واکسن آمريکايي و انگليسي تمام مي‌شود. مي‌ماند چندهزار نفري که از سر لجبازي با او هم شده مي‌روند و واکسن آمريکا را مي‌زنند.

خب به من باشد، ميگويم «خب به درک، حالا که لجشان گرفته، بروند بزنند و نتيجه اش را ببينند!» اما او اين کار را نمي‌کند.

با اينکه مي‌داند اين کار هزينه‌زاست، هزينه سنگين ممنوعيت واردات واکسن از آمريکا و انگليس را متقبل مي‌شود. جور کم‌کاري رسانه‌هاي داخلي، بي‌تدبيري مسئولين و فتنه‌انگيزي دشمنان ايران را يک‌تنه مي‌کشد و هزينه‌اش را قبول مي‌کند. بهتر از هر کسي هم مي‌داند که اگر ممنوع هم نمي‌کرد و آن واکسن واقعاً اثرگذار بود، آمريکا و انگليس ايران را نگه مي‌داشتند در ته ليست صادرات! اينطوري شايد فرصت بهره‌برداري هم براي او فراهم مي‌شد که «مردم ببينيد اينها با شما دشمني دارند، نه با جمهوري اسلامي». اما باز هم اين کار را نمي‌کند.

عقل و انصاف را بايد کمي به کار گرفت. کسي که از ابتداي کرونا هميشه بر رعايت پروتکلها تاکيد کرده، خودش در حرف و عمل رعايت کرده تا بقيه هم رعايت کنند، تصميمات وزارت بهداشت را بر هر چيزي (ولو خلاف ميل طرفدارانش) ترجيح داده و حمايت قاطع کرده… وقتي الان چنين حرفي ميزند بايد کمي عقل و انصاف را بکار گرفت. او واردات واکسن از «آمريکا و انگليس» را ممنوع کرده؛ نه واردات واکسن را.

اين تصميم بيش از هر چيزي بر عقل و تجربه استوار است و براي سلامتي مردم گرفته شده است. اگر چيزي غير از اين مي‌بود جاي شک داشت.
عقل مي‌گويد وقتي کشوري تا همين چندماه پيش داروي بيماران پروانه‌اي را تحريم کرده تا عفونت به مغز استخوانشان برسد و الان دارد به تو پيشنهاد واکسن مي‌دهد، بترس! (بگذريم که تا الان از اين پيشنهادها هم نداده!)
باز عقل مي‌گويد کشوري که سه ماه پيش واکسن آنفولانزا را تحريم کرد تا بموقع دست مردمت نرسد (و نرسيد)، و الان دايه مهربان‌تر از مادر شده، ريگي به کفش دارد!
عقل مي‌گويد تويي که تجربه خون‌هاي آلوده فرانسوي را داري، بيشتر از همه بايد حواست را جمع کني!
عقل مي‌گويد واکسني که بايد در 10 سال امتحان و آزمون ميشد اما الان 18ماهه مجوز گرفته، مي‌تواند خطرناک باشد! به‌ويژه وقتي آن واکسن ساخته دشمنت باشد!
و عقل خيلي چيزهاي ديگر هم ميگويد…

اما خب، عقل را به کار ببندي و هزينه را به جان بخري براي چه کسي؟ طرفدارانت که نگفته حرفت را قبول دارند، بيشتر مردم هم به عنوان رهبر و پير دنياديده اين کشور حرفت را مي‌پذيرند، خب اين هزينه سنگين را براي چه کسي مي‌دهي؟

بله من مي‌گويم اول بخاطر همان چندهزار نفر، پدر که باشي و مسئوليت بر گردنت باشد حتي اگر فرزندت لج و لجبازي هم کند، باز به زيانش راضي نيستي… اول براي آن چند هزار نفر و بعد براي کل مردم ايران. ميخواهيد باور بکنيد يا نکنيد، سبک و سياق رهبري سيدعلي خامنه‌اي همين است. سلامت مردم ايران براي او مهم است ولو هزينه‌اش را خودش بپردازد. خطر هم جدي است.

1درصد هم احتمال خرابکاري در واکسن‌ها وجود داشته باشد، در جمعيت 80ميليوني مي‌شود 800هزار قرباني!! که از کل تلفات کرونا در يکسال اخير 14برابر بيشتر است!!

عقل اينجا حکم به ترک فعل مي‌دهد.

آنچه که درباره “توقيع شريف” بايد بدانيد
توقيع شريف در پاسخ نامه اسحاق بن يعقوب به امام زمان ارواحناه فداه مرقوم شده است.

نامه اسحاق بن يعقوب به امام زمان حاوي چه سوالاتي است؟
1)    حکم کساني که از خاندان شما هستند و وجود نازنينتان را منکر مي شوند چيست؟
2)    حکم نوشيدن آبجو(نوعي مشروب الکلي)چيست؟
3)    حکم هداياي در نظر گرفته شده براي امام زمان چيست؟
4)    ظهور حضرت وليعصر ارواحنا فداه چه زماني صورت مي پذيرد؟
5)    حکم منکران شهادت امام حسين عليه السلام چيست؟
6)    در پيشامدها و حوادث به هنگام غيبت به چه کسي رجوع کنيم؟
7)    وصف حال محمد بن عثمان عمري، محمد بن علي بن مهزيار اهوازي، محمد بن شاذان بن نعيم و  ابوالخطاب محمدبن ابى زينب اجدع چگونه است؟
8)    حکم تصرف در اموالي که منسوب به امام زمان است چيست؟
9)    حکم پرداخت خمس(غنائم جنگي) در دوره غيبت چگونه است؟
10)    علت وقوع غيبت حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف چيست؟
11)    چگونه از وجود مقدس امام زمان در عصر غيبت بهره مند شويم ؟

متن سوال اسحاق بن يعقوب که پاسخ آن به اثبات ولايت فقيه مي انجامد چيست؟ در عصر غيبت در پيشامدها و حوادث به چه کسي رجوع کنيم؟
پاسخ امام زمان: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة احاديثنا، فانهم حجتي عليکم و انا حجة الله: در خصوص حوادثي هم که پيش مي آيد به راويان حديث ما رجوع کنيد، که آنان حجت من بر شما هستند و من نيز حجت خدا بر آنان.
نامه اسحاق بن يعقوب چگونه به امام زمان(ع) رسيد؟ از طريق نائب خاص دوم امام زمان به نام محمد بن عثمان بن سعيد عَمري(درگذشت 305 قمري) به دستان مبارک امام عصر رسيد.
اسحاق بن يعقوب کيست؟ بنا بر برخي نقل ها او را برادر بزرگتر محمد بن يعقوب کليني خوانده اند چرا که نام پدر يعقوب و نام جد شيخ کليني نيز اسحاق بوده و مرسوم بود که نام جد را بر روي پسر بزرگتر مي گذارند.(البته مرحوم مجلسي در بحارالانوار اين دو فرد را دو شخص متفاوت مي دانند.)
اعتبار سند توقيع شريف چگونه است؟ با عنايت به اينکه اين روايت توسط محدثان سه گانه شيعي همچون شيخ کليني، شيخ صدوق و شيخ طوسي نقل و تاييد شده، اين روايت را کاملا قطعي و يقيني مي دانند. توضيح بيشتر آنکه مرحوم کليني اوثق مشايخ ثلاثه است و رواياتي که خودش نقل مي‌کند (نه رواياتي که از اصول اربعمائه  ديده‌اند) رواياتي است که به راوي آن وثوق کامل داشته است؛ لذا در صحت اين دسته روايات جاي هيچ شکي نيست و در طول تاريخ علماء هيچکس در آنها ترديدي نداشته است.
چگونه از توقيع شريف به اثبات ولايت فقيه مي رسيم؟ از توقيع شريف بعنوان موثرترين و قوي ترين روايت در اثبات ولايت فقيه ياد مي شود چرا که تعبيري در اين توقيع است «… حجّتي عليکم و انا حجه الله…» در هيچکدام از روايات ديگر نيست. و ثانيا اينکه اين روايت در زمان امامت حضرت صاحب الامر عليه السلام و از کلام نوراني خود آن حضرت اتخاذ و تبيين مي شود؛ برخلاف الباقي ادله اثبات ولايت فقيه که در زمان ديگر ائمه معصومين عليهم السلام بوده است.
راويان حديث چه کساني هستند؟
مقصود از راويان حديث در اين توقيع شريف، کساني هستند که روايات را با فهم و درايت نقل مي کنند و اينان جز فقيهان نخواهند بود. ازسوي ديگر اطلاق فرمان آن حضرت مبني بر رجوع به راويان حديث در حوادث پيش آمده، نشانگر عموميت ولايت فقيهان در عصر غيبت است.
مراد از حوادث چيست؟
مرحوم شيخ مرتضي انصاري مي‌فرمايد ظاهر از حوادث که اسحاق بن يعقوب ذکر مي‌کند و برايش مشکل شده و خدمت امام فرستاده ظاهرا با اين مقدمه اين است که مراد از حوادث يعني امور مهمه‌اي که در اين امور بايد به رئيس و رهبرشان مراجعه کنند و چون امام و رهبر غائب است اکنون مي‌پرسد بايد به چه کسي مراجعه نمود.

رسانه خبري روسي: ايالات متحده و اسرائيل براي جنگ عليه ايران آماده شده اند.

پايگاه خبري روسي مسکوفسکي کومسومولتس در گزارشي ارزيابي کرد که اسرائيل و ايالات متحده براي رويارويي نظامي با  ايران، به آمادگي کامل رسيده اند.

اين ارزيابي، به دنبال رزمايش دو روزه ارتش اسرائيل در شمال و تدابير دفاعي ديگري است که اسرائيل و ايالات متحده در هفته‌ها و ماه‌هاي اخير به آن دست زده‌اند.

اين روزنامه روسي که در مسکو منتشر مي شود، در ارزيابي خود، با اشاره به اقدامات اخير ارتش آمريکا و اعزام بمب افکن‌هاي غول پيکر بي 52 و هواپيماهاي سوخت رسان به اين بمب افکن‌ها، در گزارشي نوشت: «آمريکا و اسرائيل، آماده جنگ با ايران هستند.»

در گزارش اين روزنامه آمده است: «اوضاع جاري در خاورميانه به شدت، رو به وخامت است. در آستانه سالگرد شهادت سردار قاسم سليماني توسط آمريکايي‌ها، منطقه منتظر انتقام جويي ايران است. در اين ارتباط، آمريکا زير دريايي هسته اي و رزم ناوهاي خود را به خليج فارس اعزام کرده است.»

در اين گزارش از جمله آمده است که «شش روز پيش، کاربران سرويس FlightRadar خبر دادند که پنج فروند هواپيماي سوخت رسان نيروي هوايي آمريکا بر فراز آسمان عراق به پرواز درآمده اند. 

براساس گزارشات رسانه‌هاي خبري، اين هواپيماها سوخت لازم را در اختيار هواپيماهاي نظامي در صورت آغاز جنگ قرار خواهند داد. ظاهرا، اين هواپيماهاي سوخت رسان، سوخت لازم را در اختيار هواپيماهاي بمب افکن بي – 52 قرار داده اند که از پايگاه نظامي آمريکا در آلمان به سوي عراق به پرواز درآمده بودند. طي چند روز اخير، هواپيماهاي سوخت رسان پيوسته، بر فراز آسمان عراق و در نزديکي مرز با ايران در پرواز مي باشند.»

در روز 12 دسامبر، در پنتاگون اعلام شد که دو فروند هواپيماي بمب افکن بي – 52، پرواز تجسسي در منطقه خليج فارس انجام داده اند. به گفته نظاميان آمريکايي، هدف از اين پروازها، نمايش آمادگي آمريکا براي اجراي عمليات نظامي در هر لحظه لازم مي باشد. بر اساس گزارشات رسيده، هواپيماهاي راديو الکترونيک آمريکايي نيز بر فراز خليج فارس به پرواز درآمده اند.

در روز 22 ماه دسامبر، خبر رسيد که زير دريايي هسته‌اي جورجيا و دو رزم ناو امريکا وارد خليج فارس شده اند.

 همزمان با آن، گروه ضربت نيروي هوايي آمريکا نيز وارد اقيانوس هند شده است. متحدان آمريکا در منطقه نيز از نيروهاي آمريکايي حمايت مي کنند. از جمله، مي توان به اعزام زير دريايي اسرائيلي به خليج فارس اشاره کرد.

هشتک #Hero ترند جهاني شد

کاربران شبکه‌هاي اجتماعي در نقاط مختلف جهان در سالگرد شهادت سردار قاسم سليماني ارادت خود را به اين فرمانده رشيد مقاومت نشان دادند.

طبق اطلاعات موجود در شبکه اجتماعي توئيتر، تاکنون هشتگ «hero#» (قهرمان) در کشورهاي مصر، بحرين، عمان، قطر، کويت، امارات، عراق و چند کشور اروپايي ترند شده است.

در پي اظهارات محمود امجد در حمايت از روح‌الله زم و برخي افترائات به مسئولان نظام جمهوري اسلامي، آيت‌الله محمدعلي جاودان پاسخي به وي بيان داشت.

متن پاسخ آيت‌الله جاودان که از سوي صفحه رسمي ايشان در اينستاگرام منتشر شده، به شرح زير است؛

وَلَا تَکُونُوا کَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکَاثًا

من از دوستان شما شنيده بودم که بارها با حالت تضرع، از عاقبت‌به‌خيري و ترس از عاقبت‌به‌شري سخن گفته بوديد. شما کتاب لب‌اللباب، درس‌هاي اخلاق مرحوم علامه طباطبائي، را قاعدتاً به ياد مي‌آوريد. اين عبارت از ايشان در آنجا آمده است:

«حاج امامقلي نخجواني که استاد معارف مرحوم آقا سيد حسن آقا قاضي، والد مرحوم آقاي حاج ميرزا علي آقا قاضي -رضوان الله تعالى عليهم- بود و نزد مرحوم آقا سيد حسين قزويني در اخلاقيات و معارف الهيه مراتب استکمال را طي مي‌نمود، گويد: پس از آنکه به سن پيري و کهولت رسيدم، شيطان را ديدم که هر دو ما در بالاي کوهي ايستاده‌ايم. من دست خود را بر محاسن خود گذاردم و به او گفتم: مرا سن پيري و کهولت فراگرفته اگر ممکن است از من درگذر.

شيطان گفت: اين طرف را نگاه کن. وقتي نگاه کردم دره‌اي را بسيار عميق ديدم که از شدت خوف و هراس، عقل انسان مبهوت مي‌ماند. شيطان گفت: در دل من رحم و مروت و مهر قرار نگرفته اگر چنگال من بر تو بند گردد، جاي تو تهِ اين دره خواهد بود که تماشا مي‌کني.»

آيا همچنين خطري دامنگير شما شده است؟ از يکي از دوستان مطمئن شنيده بودم، يک صبح جمعه‌اي در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه -سلام الله عليها- شما با جمع دوستانتان، در واقع شاگردان و مريدانتان، به مرحوم آقاي پهلواني -رضوان الله عليه- برخورد کرديد.

درحالي که دائماً شعار صلوات با عددهاي بزرگ مي‌داديد و دوستان شما صلوات مي‌فرستادند، بنده نيز اين جريان را در اعتکاف رجبيه مسجد دانشگاه تهران، ديده بودم. مرحوم آقاي پهلواني وقتي شما و اين جمع و جريانات را مشاهده کردند، به‌شدت با شما برخورد کردند و اين عمل را داستان مريد و مراد بازي دانسته بودند. بنده مي‌دانستم که شما خدمت مرحوم آقاي بهجت و مرحوم آقاي بهاءالديني به شکلي شاگردي مي‌کرديد يا حداقل به صورت شاگرد و مريد به آن دو بزرگوار مراجعه داشتيد، و همه مي‌دانند که اين دو بزرگوار علي‌الخصوص مرحوم آقاي بهاءالديني نسبت به رهبر کبير انقلاب و رهبر کنوني، چقدر علاقه و ارادت داشتند و تأييد و تقويت مي‌کردند. من مي‌دانم شما پسر خودتان را مجتهد و عادل دانسته، (درحالي که شاهدان معتبر مي‌گويند، حتي دروس سطح را هم درست نخوانده باشد!) شما و آقازاده ظلم و جور، ضرب و جرح و کور کردن چشمان مردم فرانسه را شاهد نبوديد، ولي نه آهي و نه فريادي از شما شنيده نشد.

آن دولت دولت کفر است و علناً به ساحت مقدس و نوراني رسول اکرم -صلوات الله عليه و آله- اهانت کرده است، اصلاً اين مسئله اوقات شما را تلخ نکرده است؟! يک ميليون الجزائري در جنگ‌هاي استقلال الجزائر، به دست فرانسويان نابود شدند، و آن دولت با نهايت قساوت به‌وسيله لژيونرهاي خارجي خود اين مسلمانان مظلوم را به خاک و خون کشيد. اين دولت و دولت‌هاي اروپائي ديگر، همچون انگليس و آلمان در چنبره صهيونيسم گرفتار و اسيرند. آيا ترجيح دادن اين دولت به کشور مسلمان ايران، شرعا جايز است!؟

شما حتي کشتن نصيري، هويدا و افسراني که دستور شليک و قتل عام مردم تهران و ساير نقاط کشور را داده بودند، همه را مظلوم خوانديد و شهيد! ده سال از دولت اسلامي ايران در ولايت امر حضرت امام -رضوان الله عليه- گذشته، شخصيتي که بزرگان او را ولي از اولياء خدا مي‌دانستند، درحالي که شما همه آنچه آن روزگار اتفاق افتاده را ظلم و کشتار بي‌گناهان و بدتر اينکه آنها را بر عهده رهبر بزرگوار کنوني دانسته‌ايد؟! آيا اين يک افتراي بزرگ نبود؟! آيا مي‌توان در روز جواب اين سخنان را جواب داد؟! 17000 شهيد ترور در کوچه‌ها و خيابان‌هاي ايران را اصلاً به ياد نياورديد؟

و اعدام اين‌گونه منافقان را در حدود 700 نفر، شهادت فرض کرده‌ايد؟! ناگزير در حمله عراق به ايران هم، بايد کشته‌ها، جانبازان و اسيراني را که بيش از يک ميليون نفر بودند، نيز مستحق جهنم بدانيد، و ثمره دفاع از اسلام و ميهن را يک ظلم مضاعف بشماريد! شما معتقد نيستيد که «ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ»!؟ من مي‌دانم که قضاوت هرکس بر اساس اطلاعات اوست. درست يا نادرست. آيا امکان ندارد در منابع اطلاعاتي بيست سال اخير عمر خودتان بازنگري کنيد؟»

تنش‌زايي جديد محور غربي، عبري، عربي در خليج فارس

خبر ورود زير دريايي اتمي و چند ناو آمريکايي به خليج فارس به همراه دروغ‌پردازي رسانه‌هاي صهيونيستي درباره عزيمت زيردريايي اين رژيم به سمت خليج فارس گمانه‌هاي زيادي را در فضاي رسانه‌اي ايجاد کرده است. گرچه اين اتفاق اولين بار نيست، اما خط خبري اغلب رسانه‌هاي غربي در اين مورد به اعلام آمادگي محور غربي، عبري، عربي براي مقابله به پاسخ احتمالي ايران در سالگرد ترور فرماندهان مقاومت و همچنين انتقام ترور شهيد محسن فخري‌زاده اختصاص يافته است.

هرچند خط تبليغاتي رسانه‌هاي ياد شده بر مدار ايران‌هراسي و مقابله با تهديد ايران تنظيم شده اما روشن است که اين اظهارات تنها بهانه‌هايي براي کنش‌هاي تحريک‌آميز و البته انفعالي با هدف تنش‌زايي و قدرت‌نمايي است.

 دروغ آشکار رسانه‌هاي رژيم صهيونيستي در خصوص عزيمت زيردريايي آنها به سمت خليج فارس که از نقطه نظر فني بيشتر به لطيفه شباهت دارد نيز با همين هدف طراحي و منتشر شده است.

در واقع کاخ سفيد با مجموعه اقداماتي از اين دست، به شکلي هدفمند در پي تقويت و تشديد حضور نظامي خود در منطقه است تا از اين رهگذر فرآيند خروج اجباري نيروهاي نظامي اين کشور از منطقه را کند نمايد.

در بيانيه عصر دوشنبه نيروي دريايي آمريکا آمده است: اعزام زيردريايي «يو.اس.اس جورجيا» به همراه ناوهاي جنگي «يو.اس.اس پورت رويال» و «يو.اس.اس فيليپين sea» در راستاي تعهد آمريکا به شرکاي منطقه‌ايش صورت مي‌پذيرد!

آمريکا و رژيم صهيونيستي گرچه درصددند با اين اقدامات ظاهرا مقتدرانه که در حقيقت ناشي از ترس از مواجهه با تبعات ناشي از شرارت‌هايشان در منطقه است، ضمن ايجاد هراس، خود را مسلط به اوضاع نشان دهند، اما اين اشتباه محاسباتي آنها مي‌تواند عواقب سنگيني برايشان در پي داشته باشد.

6دي 88 در روز عاشورا جنبش سبز به شادي و پايکوبي پرداختن و ميرحسين اونها رو امت خداجو ناميد.

ابعاد تازه اي از حمله بزرگ سايبري برعليه صهيونيست‌ها

 

يک ماه پس از ترور شهيد محسن فخري‌زاده به دست عوامل صهيونيسم بين‌الملل اتفاق بسيار مهمي روي داد و با نزديک شدن به روزهاي آخر حضور دونالد ترامپ در کاخ سفيد، نگاه و رفتار ايران نسبت به مسائل مهم بين‌المللي و منطقه‌اي به شکل قابل توجهي تغيير کرد. در واقع، ايراني‌ها تلاش مي‌کنند تا وجهه مشخصي از توانايي خود را به رخ دشمن کشيده و به او يادآور شوند که درافتادن با ايران هزينه‌هاي بسيار سنگيني خواهد داشت. اين مساله را ايران در اين روزها به عينه روشن کرده و آرام آرام ابعاد مختلف آن در حال روشن شدن است.

 

آنچه که  شبکه تلويزيوني آي24 رژيم صهيونيستي تلاش دارد به آن شکل و شمايل دهد، کوچک‌نمايي توانايي سايبري ايران است، موضوعي که باعث مي‌شود که او بخواهد براي ايراني‌ها در اين حمله شريک پيدا کند. او به شکل بسيار مسخره‌اي از کره‌شمالي، ترکيه!! و روسيه نام مي‌برد که دستکم اولي و آخري دنبال چيز خاصي در سرزمين‌هاي اشغالي نيستند و دومي هم اصولا توانايي خاصي در اين زمينه ندارد و همين چند سال پيش بود که برق نيمي از ترکيه قطع شد؛ اصولا دولت اردوغان نفهميد از کجا خورده، اما به صورت واضح بايد گفت که در اين حمله ايراني‌ها تنها نبوده‌اند، اما اين سه طرف هم دخلي به مساله نداشته‌اند.

 

با اين حال، کارشناس صهيونيست به صورت بسيار واضح و روشني پاسخ مي‌دهد که آنچه اتفاق افتاده کار خود ايراني‌هاست و ما نبايد آن‌ها را دستکم بگيريم. معمولا دشمن وقتي دست به چنين اعتراف تلخي مي‌زند که ضربه‌اي گيج‌کننده وسخت خورده باشد و اصولا ديگر چيزي براي از دست دادن نداشته باشد. از لحن و کلام کارشناس صهيونيست حاضر در اين برنامه اين شبکه تلويزيوني مي‌توان عمق فاجعه و رسوايي بار آمده را مشاهده کرد. باور کنيد اگر اين اتفاق عليه کشورمان افتاده بود، شبکه‌هاي وابسته به رژيم سعودي، امريکا و ساير شبکه‌هاي ضدايراني مستقر در لندن، چنان بلايي به لحاظ تبليغاتي بر سر ما در مي‌آوردند که….

 

کارشناسان رژيم صهيونيستي حالا حالاها بايد بنشينند و فکر کنند که چه بايد کنند. لو رفتن اسامي بيش از 200 نفر از مديران ارشد، کارشناسان و محققان سازمان هوافضاي اين رژيم در کنار تخليه کامل سرورها و همه داده‌هاي موجود در آن که در واقع سند کامل امنيت اين رژيم در حوزه نظامي بود، به اندازه دو جنگ شش روزه و رمضان ارزش دارد. در دنيايي که يک برگ سند مي‌تواند يک تغيير بزرگ در راهبردها دهد، داشتن ميليون‌ها برگ سند، صدها گيگابايت فيلم و تصوير و همچنين در اختيار داشتن مشخصات کامل پژوهشگران و مديران نظامي رژيم صهيونيستي که محل زندگي، سن، عکس، تلفن، ايميل و… را شامل مي‌شود پيروزي در يک جنگ بزرگ به شمار مي‌رود.

 

در اين ماجرا البته قيافه اماراتي‌ها و ساير کشورک‌هاي عربي که براي ارتباط با اين رژيم و استفاده از ظرفيت‌هاي آن بشکن مي‌زدند ديدني است، آن‌ها در مخيله‌شان هم چنين موضوعي نمي‌گنجد، البته شايد صهيونيست‌ها به آن‌ها دروغ بگويند اما گروه هکري اگر اطلاعات بيشتري منتشر کند، همه منم منم‌‌هاي صهيونيست‌ها در حوزه سايبري که خود را جزو 5 قدرت اول جهان به شمار مي‌آوردند، بر باد مي‌رود. پس از حملات بزرگ سايبري به امريکا و حالا هم رژيم صهيونيستي بايد در جدول قدرت‌هاي اين حوزه يک جابجايي بزرگ صورت بگيرد، بايد در مقابل هکرهاي جوان و با نبوغ ايراني کلاه از سر برداشت و تعظيمي جانانه در برابر آن‌ها کرد و دست تک تک آن‌ها را بوسيد.

 

عرض کردم، آن‌هايي که دستشان در کار است، آن‌هايي که اين اسناد و مدارک را خواهند ديد مي‌دانند چه مي‌نويسم، اين موضوع عمر رژيم صهيونيستي را چند سال کوتاه‌تر کرده است.

عکسي که عبرت تاريخي حکام ظالم است …

 

اين تصوير اصلي ترين سران حزب بعث را در صف ورود به دادگاه نشان مي دهد .

عبد حمود منشي صدام که بعد از او قدرتمندترين  فرد عراق بود در انتهاي تصوير با ريش بلند ديده مي شود .

نفر پنجم از جلو نيز علي حسن المجيد معروف به علي شيميايي پسر عموي صدام است که مدتي وزير دفاع عراق بود و از اصلي ترين عناصر سرکوب مخالفان حاکميت وقت عراق به شمار مي رفت.

نفر دوم با موهاي مشکي که صورتش پيدا نيست وطبان ابراهيم حسن برادر صدام و وزير کشور عراق است که در شکنجه و اعدام مخالفان شيعه و کرد عراقي نامش برجستگي خاصي دارد .

نفر اول نيز سعدون شاکر از عناصر امنيتي معروف صدام است که رئيس دستگاه امنيتي، رئيس مجلس و همچنين مدتي وزير کشور دولت صدام بود.

 

افراد حاضر در تصوير به تکبر و نگاه هاي از بالا به پايين به بقيه اشتهار داشتند و مستي و غرور ناشي از قدرت چنان شخصيتي از آنان ساخته بود که هيچگاه گمان نمي کردند دست بسته صف بکشند و در انتظار اعدام باشند .

 

عليرضا تقوي نيا

رهبري در ديدار با خانواده شهيد سليماني

 

عصا سلاح کليم است ني سلاح علي

علي به وقت حوادث عصا نمي گيـرد


بي‌اخلاقي استاد اخلاق

تاريخ اسلام همواره شاهد تغيير جبهه برخي افراد يا نمايان شدن باطن آنها بوده و اين جريان تا به امروز ادامه دارد. در دوره‌هاي مختلف، در مصاف حق و باطل گاهي افرادي از هر دو جبهه به جريان مقابل منتقل شده‌اند و نشان دادند که رويه صحيح در برخورد نسبت به وقايع بايد بر محور حق و حال فعلي افراد باشد نه لزوما خود افراد؛ چه اين افراد داراي معمم باشند يا مکلا ، چه امثال حضرت حر رحمت الله عليه باشند که از اعماق جهنم به مقام شهادت در رکاب امام زمانش مي‌رسد و چه بَلْعم باعورا که با وجود کسب مقامات علمي و معنوي و بهره مندي از برخي مواهب خاص الهي اما به‌دليل تبعيت از هواي نفس به جهنم واصل شد!

شب گذشته، سخناني از محمود امجد در فضاي مجازي منتشر شد که هم‌صدا با شبکه‌هاي وهابي و تروريست‌پرور، روح‌الله زم را شهيد خطاب کرده و نظام اسلامي را به‌خاطر مجازات قانونيِ شخصي که موجب افزايش تحريم‌ها بر مردم ايران و همچنين، کشته و زخمي شدن عده‌اي در کشور شده بود را شهيد خطاب کرد.

قبل از انتشار کليپِ حمايت محمود امجد از روح‌الله زم، نام اين شخص براي بسياري ناشناخته بود اما خوب است اندکي با عملکرد چند سال گذشته ايشان آشنا شويم؛

محمود امجد که معروف به استاد اخلاق است، در زمان رياست جمهوري احمدي‌نژاد و هنگام استيضاح علي کردان گفت: استيضاح‌کنندگان کردان به جهت ريختن آبروي مومن گنهکار هستند و خداوند ستارالعيوب است و بندگانش را به اين امر دعوت مي‌کند.

همچنين، امجد زمان پايان دوره نهم رياست جمهوري و برخي گمانه‌زني‌ها در خصوص عدم انتخاب مجدد احمدي‌نژاد، ميرحسين موسوي را شخصي صادق معرفي و اعلام کرد: اگر همه کره زمين، غير اين را بگويند باز هم قبول نخواهم کرد!

وي با نزديک شدن زمان راي‌گيري، خود را عامل توازن در جامعه معرفي کرد و مدعي شد از هيچ کانديدايي حمايت نکرده‌ است. پس از انتشار برخي گمانه‌زني‌ها، مطلبي از ايشان منتشر شد که گفته بود: من بدخواه آيت‌الله خامنه‌اي را لعن مي‌کنم.

محمود امجد بعد از اتفاقات سال 88، از کشور خارج شد و برخي رسانه‌ها گفتند، وي دليل اين کار را اعتراض به وجود ظلم در ايران دانسته و امجد مدعي است تا ظلم در ايران پا برجا باشد، به اين کشور بر نمي‌گردد.

امجد، پس از مدتي به ايران بازگشت و هنگام ثبت نام در پنجمين دوره انتخابات مجلس خبرگان اعلام کرد که رهبري مقام عالي کشور است و بايد از آن حمايت کنيم. با عدم شرکت ايشان در آزمون جهت احراز اجتهاد، صلاحيت امجد براي اين دوره از خبرگان احراز نشد و ايشان همچنان به ارائه سخنان انتقادي عليه نظام پرداخت و کانال “آمدنيوز” بارها سخنانش را پوشش داده و از او حمايت کرد.

سال گذشته، امجد اعلام کرد که تلويزيون و رسانه‌ها از او دعوت کنند تا بتواند در اين رسانه‌ها عليه منتقدين فلسفه و عرفان برنامه داشته باشد. در اين مدت، فرزند وي که خود را روحاني منتقدِ نظام معرفي مي‌کرد، همواره با انتشار مطالبي تند در فضاي مجازي به موضع‌گيري عليه نظام مي‌پرداخت.

قابل ذکر است، فرزند محمود امجد ساکن مالزي است و امجد نيز هنگام سفر به خارج از ايران به محل سکونت فرزندش مي‌رفت.

تازه‌ترين سخن محمود امجد، شهيد دانستن روح‌الله زم و متهم کردن نظام اسلامي است.

 بايد ديد در ادامه روند  پر فراز و نشيب و غير متعادل امجد، موضع‌گيري‌هاي ايشان به کجا مي‌انجامد اما اميدواريم آنچه ما و ايشان براي خود رقم مي‌زنيم، منجر به شادي ارواح مطهر شهيدان همچون “حاج قاسم سليماني” شود و نه رضايت جنايتکاران رسانه‌اي و پياده نظام دشمنان اقتصادي و نظامي شيعي ايران.

عمق فاجعه درحمله سايبري به آمريکا

عمق فاجعه  حملات سايبري به آمريکا زماني مشخص ميشود که بدانيد آژانس امنيت اطلاعات آمريکا پس از ناتواني در دفع حملات، خواستار قطع برق نهادهاي فدرال شده است.

رافت اسلامي براي ملاوردي

 

او در جايگاه معاونت امور زنان و خانواده دولت يازدهم کارنامه قابل تاملي از خود بر جاي گذاشته است.

 

تشويق به فساد و فحشا تا فروختن اطلاعات و اسناد طبقه بندي شده با هدف بر هم زدن امنيت در کشور تحت عنوان برجام کوچک زنانه از جمله اتهامات وارده بر او بوده است.

 

حالا پس از حدود گذشت چهار سال شهيندخت ملاوردي در دادگاه 15 انقلاب مجرم شناخته شد. و صرفا به 2 سال حبس تعزيري بابت در اختيار قرار دادن اطلاعات و اسناد طبقه بندي شده  با پوشش مسئولين نظام و بر هم زدن امنيت کشور و شش ماه حبس تعزيري به دليل فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي محکوم شد.

 

محکوميتي که با رافت اسلامي از يازده سال به دو سال کاهش پيدا کرد.

دلايل سقوط اندلس

ماجراي اندلس يک هشدار، تجربه و عبرت تاريخي براي مسلمانان است.

فتح اندلس در بين سال هاي 92 تا 96 ه.ق بواسطه طارق بن زياد صورت مي گيرد.

حضور مسلمانان در اندلس به مدت 800 سال طول کشيد.

1.ميخوارگي که در گذشته در ميان مردم عياش اندلس در خفا انجام مي شد، بصورت عمومي رايج شد.

2.جوانان ميگسار روش پدران خود را حقير شمردند و آنان را نادان و احمق دانستند.

3.تغيير لباس مسلمانان و به شکل و شمايل اروپاييان در آمدن؛ اين رويداد در حالي رخ مي دهد که در ابتدا اروپاييان لباس مسلمانان را اختيار و به آن فخر مي فروختند.

4.مسجد و جوامع مذهبي در انحصار پيرمردان و پيرزنان مسلمان قرار گرفت  و از حضور جوانان خالي شد.

5.دختران زيبا و طناز اروپايي در همه جا ماموريت دلربايي از جوانان مسلمان را بر عهده گرفتند.(پاپ مي گويد ما اندلس را با زنا و شراب پس گرفتيم)

6.غلبه فرهنگ اندلسي ها بر مسلمانان و افتادن شمشير از دست مسلمانان

7.افزايش ازدواج مسلمانان با اهل کتاب منطقه اندلس

8.ارجاف و شايعه سازي بر عليه مسلمانان از طريق نوعروسان(اهل کتاب) اختيار کرده توسط مسلمانان

9.ايجاد اختلافات نژادي ميان مسلمانان(ميان عرب و بربر)

10.تغيير انگيزه ه از معنويت و روح اسلامي به غنايم و شهوات

11.انحطاط علمي مسلمانان و فاصله گرفتن از علم

مهمترين اخبار سياسي ايران و جهان بتاريخ دهم آذرماه هزار و سيصد و نود و نه

چند هشدار درباره انتقام احتمالي ايران

وقوع يک نبرد تمدني ميان ايران و اسرائيل اجتناب ناپذير است. اسرائيل تلاش دارد قبل از وقوع چنين جنگي، توان ايران را به حداقل برساند. جنگ با ايران ضعيف براي اسرائيلي که مشکل امنيتي دارد، بسيار مطلوب است. آمريکا با امضاي قرارداد برجام سعي در نابودي يکي از مولفه هاي قدرت ايران داشت و در اين زمينه نيز به موفقيت رسيد. اما منابع خبري در روزهاي پيش از ترور شهيد فخري زاده مدعي شده بودند که ايران مجددا فعاليت هسته اي خود را آغاز کرده است.
اين مسئله يک زنگ خطر بزرگ براي آمريکا و اسرائيل بود. آنها ابتدا تلاش کردند با جنگ رواني عليه ايران جلوي غني سازي اورانيوم در نيروگاه نطنز را بگيرند و بعد از عدم موفقيت اين طرح، دست به ترور شهيد فخري زاده، دانشمند هسته اي ايران زدند.
چنين ترور ناجوانمردانه اي نوعي اعلام جنگ عليه ايران است. آمريکا و اسرائيل سعي دارند با اين ترور، ايران را وارد يک نبرد منطقه اي با خود کنند. اما هدف آمريکا و اسرائيل از کشاندن ايران به چنين جنگ مخربي چيست؟
آمريکا و اسرائيل به شدت خواهان حمله به تاسيسات اتمي ايران در ماه هاي پاياني رياست جمهوري ترامپ هستند. دشمنان به دنبال بهانه اي هستند تا تمام زيرساخت هاي هسته اي و نظامي ايران را بمباران کنند. ترور شهيد محسن فخري زاده نيز در جهت تحريک ايران براي شروع يک جنگ است. جنگي که قرار است ماجراجويي هسته اي ايران را براي هميشه تمام کند.
حال ايران در مقابل اين ترور ملزم به گرفتن انتقامي سنگين از اسرائيل و آمريکاست. ايران حتما بايد نسبت به گرفتن انتقام اقدام کند. زيرا هرگونه تعلل در گرفتن انتقام، اسرائيلي ها را وقيح تر مي کند و ممکن است وقاحت آنها خسارات زيادي را براي ايران به دنبال داشته باشد.
ايران براي گرفتن انتقام دو راه پيش رو دارد. ايران مي تواند عجولانه و در حداقل زمان ممکن، نسبت به گرفتن انتقام خون شهيد هسته اي خود اقدام کند. بايد تذکر دهيم چنين انتقام عجولانه اي، به آمريکا و اسرائيل بهانه لازم براي حمله به تاسيسات هسته اي ايران را هديه ميکند. در واقع با انتقام عجلولانه، آمريکا و اسرائيل به اهداف خود مي رسند.
راه دوم اين است که ايران در پاسخ به اين جنايت تعلل کند. چنين تعللي در انتقام، جسارت اسرائيلي ها و آمريکايي ها را افزايش مي دهد و حتي ممکن است به عنوان ضعف ايران برداشت شود. انتقام ديرهنگام راه را براي حمله همه جانبه دشمن هموار ميکند.
ايران در گرفتن انتقام نه بايد دچار افراط شود و نه تفريط. انتقام خون شهيدان گران قدر بايد بسيار محکم باشد و در زمان مناسب گرفته شود. تعيين چنين زماني نياز به تحليل هاي دقيق توسط نيروهاي مسلح کشور دارد. اين انتقام بايد حتما متوجه اسرائيل شود و صرف نابودي منافع آمريکايي، بازدارندگي لازم را ايجاد نميکند.

فردين ساريخاني

استاد دانشگاه بغداد: حملات تروريستي عراق پيامي سياسي از سوي آمريکا است

يک استاد علوم سياسي دانشگاه بغداد گفت آمريکاها تلاش دارند اين پيام را برسانند که کم رنگ شدن حضور آنها در عراق موجب رشد گروه تروريستي داعش مي‌شود.

«اسامه السعيدي» استاد علوم سياسي دانشگاه بغداد: هدف از اين حملات اهداف سياسي آمريکايي است، به اين معني که اهداف سياسي به اوضاع کلي عراق و شرايط سياسي اين کشور و ثبات آن در پي پيروزي بر داعش مربوط مي‌شود و روشن است که گروه‌هاي تروريستي با اين حملات به دنبال ارسال اين پيام هستند که همچنان در عراق حضور دارند و تاثيرگذار هستند و مي‌توانند هر زمان که بخواهند، دست به عمل بزنند.

القاي تشديد ناامني توسط آمريکايي‌ها در صورت خروج نظامي از خاک عراق

 اما مضمون پيام آمريکايي اين است که اعلام تصميم کاهش نيروهاي نظامي آمريکايي مستقر در عراق به اين معني است که کم رنگ شدن حضور آمريکا در عراق و عدم حضور آن موجب رشد گروه تروريستي داعش مي‌شود و همين جاست که بازي موش و گربه را مي‌توان ديد.

 مضمون پيام آمريکا اين است که هنگام حضور نيروهاي آمريکايي در عراق، تعداد حملات و عمليات تروريستي در اين کشور کاهش مي‌يابد و هنگامي که نيروهاي آمريکايي از عراق بيرون مي‌روند و يا از تصميم خود براي خروج خبر مي‌دهند، حملات و عمليات ترورريستي رو به افزايش مي‌گذارد.

 پس از خروج نيروهاي آمريکايي در سال 2011 شاهد بوديم که اين نيروها بار ديگر در سال 2014 تحت عنوان مبارزه با تروريسم و نابودي داعش چه در سوريه يا عراق به اين کشورها بازگشتند و اين بازگشت تحت قطعنامه‌هاي بين‌المللي و به عبارت دقيق‌تر قطعنامه 2170 صورت گرفت.

وي در بخش ديگري از اين گفت‌وگو در مورد اظهارات اخير وزير خارجه آمريکا عليه حاکميت عراق که در جريان سفر به ابوظبي بر زبان آورد مبني بر اينکه گام‌هاي آمريکا در قبال گروهي که آن را شبه نظاميان وابسته به ايران در عراق خواند(گروههاي مقاومت عراقي)، در وقت مناسب اعلام خواهد شد، گفت: همه امروز اتفاق نظر دارند که دونالد ترامپ با شکست روحي روبه رو است و از شکست رنج مي‌برد از همين رو به دنبال جبران آن است تا بر شکست خود سرپوش بگذارد و در اين راه مي‌کوشد نگاه افکار عمومي و رسانه‌ها را منحرف کند و اين تلاش‌ها بر ايران و گروههايي که با آن همکاري دارند و متحد هستند، متمرکز شده است.

مبارزه با تروريسم؛ ترفند آمريکا براي حذف گروههاي مقاومت

السعيدي در بخش ديگري از اين مصاحبه مبارزه با تروريسم را بهانه و ترفند آمريکايي‌ها براي مقابله با گروههاي مقاومت دانست و افزود: البته دستاويزي که احتمال دارد ترامپ براي عمليات انتقام جويانه به آن متوسل شود، مبارزه با تروريسم است؛ عنواني پرطمطراق که با استفاده از آن در تلاش است تعدادي از فرماندهان يا پايگاههاي مقاومت و الحشد الشعبي را هدف قرار دهد با اين عنوان که اين پايگاهها مقرهاي ايراني موجود در خاک عراق هستند و موشک‌هاي ايراني را که منافع آمريکا را هدف قرار مي‌دهند، در خود جا داده‌اند.

به عقيده اين تحليلگر عراقي، احتمال اقدام انتقام جويانه ترامپ قوي است تا از اين طريق بر شکست خود در انتخابات تحت عنوان مبارزه با تروريسم سرپوش بگذارد به ويژه اينکه تعداد زيادي از گروهها و فرماندهاني در عراق حضور دارند که در اصل نام آنان طبق ديدگاه آمريکا در فهرست تروريسم قرار گرفته است.

احتمال تغيير آرايش سياسي جديد در انتخابات پارلماني عراق

 اوضاع کنوني با سردرگمي فراوان همراه است به اين معني که نخست وزير عراق با مشکلات زيادي روبه رو است و روشن است که پرونده‌هاي زيادي را پيش رو دارد و چه بسا پرونده مالي و اقتصادي بزرگترين مساله پيش روي او باشد؛ موضوعي که بر دستور کار دولت سايه انداخته است و آن را در خود غرق کرده تا جايي که قادر به تشخيص و دقت در اقداماتي که صورت مي‌دهد، نيست.

موضوع انتخابات اکنون در حال حرکت در مسير درست است و کميسارياي عالي انتخابات نيز اقداماتي انجام داده است که البته ناقص بوده و نيازمند تکميل است و علاوه بر اين قانون انتخابات تصويب شده و نيازمند تامين مالي است وبه نظر من امکان تامين مالي آن وجود دارد، در نتيجه اين انتخابات زودهنگام اگر تحقق يابد، خط فاصلي براي مشخص شدن نيروهاي قديمي هستند که روند سياسي با آنان کليد خورده است و مي‌توان به سمت مرحله بعدي حرکت کرد.

از جمله اين نيروها، گروههاي سياسي جديدي هستند که در تظاهرات و تحصن‌ها مشخص شدند و احتمال دارد در مرحله سياسي آينده جايگاهي داشته باشند.

آمريکا دو بمب افکن را براي حمله به ايران به سوي خاورميانه گسيل کرد!

برخي منابع معتبر خبري، از اعزام دو فروند بمب افکن ب-52 از داکوتاي شمالي به مقصد خاورميانه خبر داده اند.
همچنين رسانه فاکس نيوز که به طيف جنگ طلب آمريکا نزديکتر است، در جديدترين تحليل خود مدعي شده است که هدف اين بمب افکن ها حمله به تاسيسات هسته اي ايران است.
طبق آن چيزي که آژانس بين المللي انرژي اتمي مدعي شده، ايران با تزريق گاز به سانتريفيوژهاي نسل دوم خود در حال غني سازي اورانيوم در نيروگاه نطنز بوده و حجم اورانيوم موجود در کشور به 12 برابر حد مجاز آن در برجام رسيده است.
اگرچه اين اتفاق از سوي مقامات بلند پايه ايران به شدت نقض شده است، اما آمريکا در صدد مقابله با نقض برجام و هسته اي شدن ايران است.
هفته پيش رسانه خبري نيويورک تايمز با انتشار مقاله اي مدعي شده بود که ترامپ در حضور مشاوران و معاونانش، گزينه حمله به ايران را مطرح کرده بود که البته با مخالفت علني دستيارانش مواجه شده بود.
معاونان و مشاوران حاضر در اين جلسه به ترامپ تذکر داده بودند که هر گونه حمله به تاسيسات هسته اي ايران براي توقف برنامه هاي اين کشور، مي تواند به يک نبرد همه جانبه با کل نيروهاي مقاومت در سطح خاورميانه مبدل شود.
مايک پمپئو در سفر اخيرش به خاورميانه در اظهار نظري درباره ايران بيان کرده است براي توقف برنامه هاي هسته اي و منطقه اي ايران تمام گزينه ها روي ميز است.
آن چيزي که مشخص است اين است که آمريکا از شروع فعاليت هاي هسته اي ايران بسيار هراسناک شده و به دنبال راهي کم هزينه براي توقف اين فعاليت ها مي گردد.
اعزام دو فروند بمب افکن ب-52 براي حمله به ايران به هيچ عنوان کافي نيست و اين تعداد از جنگنده، جنبه عملياتي ندارد.
اولين قدم آمريکا براي جلوگيري از پيش برد هسته اي ايران، استفاده از عمليات رواني است. آن ها سعي دارند با ايجاد ترس و ارعاب، ايران را از ادامه غني سازي بازدارند. اعزام اين دو فروند بمب افکن را نيز مي توان در همين راستا تحليل کرد.
از طرفي با شکست فشار حداکثري و از سرگيري فعاليت هاي هسته اي از سوي ايران، ترامپ خود را با يک شکست بزرگ در قبال ايران رو به رو مي بيند و سعي دارد هر طور که هست مانع پيشرفت اين شکست شود.
به علاوه کشورهاي حاشيه خليج فارس در راس آنها عربستان، حساب ويژه اي را روي ترامپ براي مهار ايران بازکرده بودند. حالا با اعلام خروج از منطقه توسط ترامپ و شکست انتخاباتي او، اين کشورها به تلاطم افتاده اند و شکست خود در برابر ايران را حس مي کنند. بعيد نيست اين اقدام آمريکا در اعزام بمب افکن به خاورميانه در جهت تزريق مسکني زودگذر براي تسکين شکست هاي اين مدت کشورهاي حاشيه خليج فارس باشد.
با وجود تمام تحليل ها بعيد نيست ترامپ در آخرين روزهاي رياست جمهوري خود دست به اقدامي احمقانه بزند. ايران از نظر نظامي بايد کاملا آماده باشد و بايد هر چه سريعتر به آمريکا بفهماند هر گونه حمله هرچند جزئي به منافع ايران، ممکن است به قيمت يک جنگ تمام عيار و نابودي اسرائيل تمام شود.
به علاوه آمريکا شديدا به دنبال احياي برجام و توقف فعاليت هاي هسته اي ايران است. ايران بايد شديدا در مواضع خود پافشاري کند تا آمريکاي سر در گم را مجبور به بازگشت به برجام و برداشتن تحريم ها کند.
همچنين نبايد فراموش کرد که ايران در اين زمينه دست بالاتر را دارد و به هيچ عنوان نبايد از جنبه ضعف با آمريکا برخورد کند.

فردين ساريخاني

توهم و دروغي بزرگ بنام راه حل مذاکره!

لغو جامع تحريم ها از راه مذاکره، توهم و دروغ بزرگي است که مصداق واقعي ندارد. مثل اين است کسي بگويد ميخواهم با پاي پياده به فضا بروم!

 طرفداران لغو تحريم از طريق مذاکره يک نمونه نشان دهند که توانسته اند از اين روش به طور جامع تحريم ها را لغو کرده باشند. در برجام هم همه جوره امتياز دادند اما تحريمهاي اصلي تکان نخورد؛ حتي در همان حوزه تحريم هاي هسته اي!

اين يک واقعيت راهبردي است که مجموعه ‎تحريم ها امکان ندارد از طريق مذاکره لغو بشود چون ابزار قدرت و زورگويي طرف مقابل است. طرف مقابل نيز هيچگاه بر سر بکارگرفتن يا بکار نگرفتن ابزار اعمال قدرتش مذاکره نميکند.

 تحريم ممکن است «بي اثر» شود، همانطور که با ساخت پالايشگاه ستاره خليج فارس در بندر عباس، تحريم بنزين عليه ايران در عمل بي اثر شد اما روي کاغذ لغو نشد و همچنان پابرجاست اما ايران عملا در بنزين خودکفاست و نه تنها از واردات آن بي نياز شده بلکه بنزين توليدي اش را صادر هم ميکند.

 کساني که هنوز بعد تجربه برجام از امکان لغو تحريم از راه مذاکره حرف ميزنند دو دسته هستند؛ يا الفباي روابط بين الملل را نمي دانند يا شياداني هستند که براي کسب قدرت آگاهانه دروغ ميگويند و همچنان به مردم سراب نشان ميدهند‌.

اميرحسين_ثابتي

رشته توييت استاد رائفي پور درباره حواشي پيش آمده پيرامون مراسم عيد بيعت

‌‎ ‌‎هييت مذهبي مجتمع اميرالمومنينِ مشهد پس از اخذ مجوزهاي لازم و ارسال آنها براي بنده ، از حقير براي سخنراني در مراسم #عيد_بيعت امسال رسماً دعوت نمود.
با توجه به روال بودن برگزاري مراسمات مذهبي در ورزشگاه امام رضا ع، اخذ مجوزهاي قانوني وشرط بنده مبني بر رعايت پروتکل ها پذيرفتم.

‏به غير از بنده، از آقايان محمد طاهري ، احمد واعظي ، صابر خراساني، حسين طاهري و سيد مهدي تحويلدار نيز دعوت شده بود.

براستي چرا اين جماعت فقط روي سخنران مراسم تمرکز کرده اند؟

به فرض صحت ادعاي منتقدان ، مسئولين برگزار کننده بايد پاسخگو باشند يا بنده؟

در ضمن گفتني است موسسه مصاف ‏تمامي مراسمات خود از جمله برنامه اصلي که هرساله در ميدان امام حسين ع تهران برگزار مي شد را به دليل شيوع بيماري کرونا لغو کرد.
درثاني مشاهدات بنده هنگام ورود به مراسم مشهد نيز حاکي از رعايت ضوابط بهداشتي بود. تست تب،شرط داشتن ماسک و… صندلي ها نيز يکي درميان نشانه گذاري شده بودند.

‏آنچه بنده از روي جايگاه سخنراني ديدم نيز حاکي از تناسب نسبي در پراکندگي جمعيت بود
گفتني است بنابر اعلام مسئولانِ ورزشگاه نيز  مراسمات عزاداري ماه محرم مشهد به همين شيوه در ورزشگاه امام رضا ع برگزار شده بود.

متوجه نمي شوم منتقدان محترم دقيقا انتظار دارند بنده چه اقدامي مي کردم؟

‏بلافاصله پس از مراسم ، تصاويري مغرضانه از زواياي افقي (که فهم آن فقط پر ارزني شعور و سواد رسانه اي نياز دارد) براي القاي عدم رعايت پروتکل ها و ضوابط بهداشتي در رسانه هاي ليبرال انتشار يافت که با توجه به شناختي که از ميزان خباثت اين جماعت سراغ داريم امري طبيعي است.

‏چند سوال!

1- به فرض صحت ادعاي منتقدان ، چرا فقط سخنران مراسم که او هم يکي از مدعوين بوده هدف شماست ؟

2- چرا در مراسم تشييع شجريان که از قضا در همين شهر برگزار و فاتحه تمام پروتکل هاي بهداشتي خوانده شد اين جماعت لال بودند؟

در مترو و اتوبوس ها خبري نيست؟

 يک شبه نگران مردم شديد؟

‏3-اما چرا برخي انقلابي ها ناجوانمردانه با اين جريان همراه شدند؟

همراهي با اين ها به درک، چرا دوشادوش رسانه هاي ملکه انگليس و عربستان قرار گرفته ايد؟

آيا نمي دانيد اساساً مشکل اين جماعت برگزاري مراسمات باشکوه مذهبي است؟

حقد و کينه از رائفي پور داريد؟ سرتان سلامت! اما به چه قيمتي؟

‏مگر نمي بينيد ؟هرسال بهانه اي را براي به حاشيه بردن مراسم تجديد بيعت با امام زمان عج قرار مي دهند؟

مگر درباره مراسم سال گذشته نگفتند رائفي پور ميتينگ ورود به بهارستان راه انداخته است؟

مگر نمي بينيد از رونق گرفتن #عيد_بيعت و به حاشيه رفتن مراسم بدعت آميز نهم ربيع آتش گرفته اند؟

‏در مظلوميت مولايمان همين بس که مبتلاي امثال من و شماست.

اگر فکر کرده ايد در مارپيچ سکوت فرو مي روم و اين حملات، توهين ها، تمسخرها و… ذره اي در اراده بنده خللي ايجاد ميکند زهي خيال باطل… تنها تاثيرش اين است که مصمم تر شوم

سر خُم مي سلامت شکند اگر سبويي

#اللهم_عجل_لوليک_الفرج

https://twitter.com/a_raefipour1/status/1320960236396695553?s=19

پيش‌بيني مجله اکونوميست: بايدن پيروز قطعي انتخابات آمريکاست. 

پيش‌بيني 56 دقيقه پيش وبسايت مجله سرشناس اکونوميست خيلي مهم است. پيروزي بايدن را قطعي مي‌داند. تا دوشنبه، 26 اکتبر 2020/ 5 آبان 1399 آراء الکتُرال بايدن را 355 و ترامپ را 184 مي‌داند. کسي که 270 رأي الکتُرال داشته باشد رئيس‌جمهور است. کل الکترال کالج 538 نفر است که نصف آن مي‌شود 269 رأي. 270 رأي نصف + 1 است. (پيش‌بيني مجله اکونوميست لندن)

دزد سياسي!

کلا دزدا دو قسم‌اند:

دزد عادي: کسي که جيبتو بزنه، مثلا ساعت، گوشي يا کيفتو بدزده.

دزد سياسي: کسي که آينده و آرزوهاتو بدزده.

اما عجيبه که دزد اول تو رو انتخاب مي‌کنه اما دزد دوم رو تو انتخاب مي‌کني!

عجيب‌تر اين‌که پليس دنبال دزد اوله، اما براي حفاظت از دزد دوم گارد امنيتي ميذاره!(مراقب انتخاب هامون باشيم.)

جايگاه سياهپوستان در قانون اساسي اوليه آمريکا

سردمدارن آمريکا نژادپرستان مخوفي به حساب مي آمدند و انسانهاي معمولي نبودند

ميزان مشارکت مردم  آمريکا در انتخابات کنگره

به نظر شما ميزان مشارکت مردم آمريکا در انتخابات کنگره چقدر است؟