محل تلاقي دو جريان آب در حوضه آمازون‌

اين دو جريان آب با وجود تلاقي، بدون مخلوط شدن در کنار يکديگر قرار دارند.

خداوند به صراحت از چنين اتفاقي در چند جاي قرآن ياد کرده است از جمله آيات سوره مبارکه الرحمن که مي‌فرمايد:
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ??بيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ??فبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ??

ترجمه: دو دريا را [به گونه‌اي] روان کرد [که] با هم برخورد کنند.(19) ميان آن دو، حدّ فاصلي است که به هم تجاوز نمي‌کنند.(20) پس کدام يک از نعمت‌هاي پروردگارتان را منکريد؟ (21)

ترجمه کامل بيانيه “سرايا اولياء الدم” در آستانه سفر پاپ به عراق

بسم رب الشهداء والصالحين

گروهان اولياء دم بدين وسيله اعلام مي‌دارد:

اولاً: مقدم پاپ واتيکان را به سرزمين مقدسات، سرزمين پيامبران و امامان و صالحان و سرزمين مقاومان و مجاهدان گرامي مي‌داريم؛ و خدمت جنابشان عرض مي‌داريم: اي بزرگوار! اگر آن روزي که زنان ايزدي و مسيحي را به کنيزي بردند از عراق ديدار مي‌کرديد؛ اثر ديدارتان بر جان دردکشيدگان به مراتب بيشتر بود.

ثانياً: سرايا اولياء الدم بر آن است که هرگونه عمليات نظامي را در روزهاي حضور پاپ واتيکان در عراق متوقف نمايد؛ که اين مهم به احترام حضرت امام سيد سيستاني است همچنين به جهت آن است که ما عرب‌ها مهمان‌نواز هستيم و هرگز به مهمان خيانت نمي‌کنيم؛ آن‌گونه که آمريکايي‌ها به مهمان عراق و سرباز اسلام حاج قاسم سليماني و همراهانش (خدايشان بيامرزد) خيانت کردند.

ثالثاً: عمليات موفقيت‌آميز و دقيق “عين الاسد” که اشغالگران و خائنان را به درد آورده و خواب را از چشمانشان گرفت به مجاهدان تبريک مي‌گوييم و دستانشان را مي‌فشاريم.

سرايا اولياء الدم
19/رجب/1442

روز دوشنبه نوزادي که تنها 6 هفته از ولادتش مي‌گذشت، در مراسم غسل تعميد در کليساي ارتدوکس روماني دچار ايست قلبي شده و پس از بستري در بيمارستان درگذشت.

رسانه‌هاي محلي حوادث مشابهي را در سال‌هاي اخير گزارش کرده‌اند.
پدر اين نوزاد به روزنامه محلي «مونيتورل دو سوچياوا» گفت: «پسرم در حال گريه بود که کشيش سه بار او را در آب غوطه‌ور کرد و آب به ريه او وارد شد. او را از آب درآوردم و خشک کردم. بعد از پزشکان که شنيدم 110 ميلي‌ليتر آب به ريه او وارد شده بود. کودکي که دهانش باز است و دارد گريه مي‌کند را که در آب فرو نمي‌برند!»
بسياري از مردم روماني با امضاي دادخواستي آنلاين خواستار تغيير اين مراسم شده و از کليساي ارتدوکس روماني به شدت انتقاد کرده‌اند.

اگر چنين حادثه تلخي در يکي از مناسک اسلامي رخ مي‌داد باز هم شاهد اين سکوت رسانه‌اي به خصوص از جانب جريانات #مسيحيت تبشيري بوديم؟!

مطالعه گزارش در خبرگزاري اينديپندنت

https://www.independent.co.uk/news/world/europe/romania-orthodox-church-baptism-baby-death-b1798061.html

 

يکي از نمازهاي واجب نزد مسلمين، نماز بر مرده و يا همان نماز ميت است.

هنگامي که مسلماني از دنيا مي‌رود، بر ساير مسلمين واجب است که بر جنازه او نماز بخوانند. هر چند با خواندن نماز توسط حتي يک نفر هم وجوب خواندن اين نماز از سايرين برداشته مي‌شود اما از قديم الايام رسم مسلمانان بر اين بوده است که اگر متوفي جايگاه برجسته‌اي از لحاظ ديني داشته است، حتي چندين نوبت بر او نماز ميت خوانده مي‌شد تا افراد بيشتري در اين نماز حاضر شده و در ثواب آن شريک باشند.

بعد از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله برجسته‌ترين شخصيت ديني که به شهادت رسيدند، حضرت زهرا سلام الله عليها بودند.
با توجه به جايگاه حضرت و فضائل بي‌نظيري که در قرآن و روايات از ايشان وجود داشت، انتظار ميرفت در هنگام مراسم تدفين و تشييع، افراد فراواني حاضر شوند و مراسم باشکوهي برگزار شود. اما ايشان به همسر خود وصيت کردند که شبانه دفن شوند تا خليفه اول و دوم نتوانند در مراسم خاکسپاري حاضر شوند.

بر اساس روايت صحيح‌ترين کتاب اهل سنت، اميرالمؤمنين عليه السلام حضرت زهرا سلام الله عليها را شبانه به خاک سپردند و به ابابکر و عمر چنين مسأله‌اي را خبر نداند تا آنها نتوانند در مراسم حاضر شوند.

با نگاهي به روايات شيعه و اهل سنت متوجه مي‌شويم که اين کار اميرالمؤمنين عليه السلام به خاطر وصيت صريح حضرت زهرا سلام الله عليها مبني بر عدم اجازه به خلفا براي شرکت در مراسم ايشان بوده است.

زيرا در آن زمان رسم بود وقتي شخصيت برجسته‌اي از دنيا ميرفت، خليفه وقت بر جنازه او حاضر مي‌شد و در مراسم خاکسپاري شرکت مي‌کرد.

به نظر شما انگيزه‌ي اصلي پاره‌ي تن پيامبر صلي الله عليه و آله براي اين وصيت چه بوده است؟!

اين وصيت تاريخي حامل چه پيامي براي نسل‌هاي بعدي بوده است که حتي خلفا براي مشروعيت بخشي به اعمال خود تصميم به نبش قبر حضرت زهرا سلام الله عليها گرفتند که با مخالفت جدي اميرالمؤمنين عليه السلام روبرو شدند.

اما در نهايت، وصيت حضرت عملي شده و خلفا موفق به حضور در مراسم خاکسپاري پاره تن پيامبر صلي الله عليه و آله نشدند تا اين سوال همواره براي مسلمين باقي بماند

یزیدیان زمان ۱

ناصر ابوالعلا (عالم و دعوتگر سَلَفي): حسين بن علي در خروجش بر يزيد خطا کرد!/ بر هر مسلماني واجب است که براي #يزيد از خداوند طلب رحمت کند!


یزیدیان زمان ۲

عبدالعزيز آل الشيخ (مفتي عربستان سعودي): خلافت #يزيد شرعي بود و حسين بن علي بايد با يزيد بيعت مي کرد!


یزیدیان زمان ۳

صالح الفوزان (عالم مشهور سَلَفي – وهابي): حسين بن علي فريب خورد و به همين دليل عليه يزيد خارج شد!


یزیدیان زمان ۴

محمد السعيدي (عالم سَلَفي – وهابي معاصر): خروج حسين بن علي بر يزيد کار اشتباهي بود که هيچ خيري براي امت نداشت و نظر صحابه هم همين است!


یزیدیان زمان ۵

طلعت زهران (عالم و دعوتگر سَلَفي معاصر): حسين بن علي در خروج بر يزيد خطا کرد و تمامي صحابه مخالف او بودند!


یزیدیان زمان ۶

سعد البريک (عالم و دعوتگر معاصر سَلَفي – وهابي): حسين بن علي در خروج بر #يزيد فريب اهل عراق را خورد و موجب وارد آمدن خسارت بزرگي به اهل بيت شد!


آيا چنين ادعاهاي هتاکانه اي با ادعاي محبت اهل بيت عليهم السلام از سوي اين جريان هاي گمراه همخواني دارد؟!

امام صادق عليه السلام خطاب به سدير فرمودند: آيا زياد به زيارت قبر حسين عليه السلام مي‌روي؟

عرض کرد: راهم دور است.

امام فرمودند: در منزلت غسل کن، به پشت بام برو و با سلام به سوي قبر حسين عليه السلام اشاره کن، براي تو آن زيارت نوشته مي‌شود.

وسائل الشيعه (آل البيت) جلد 14 صفحه 578

زيارت اربعين در نگاه اهل بيت عليهم السلام

در فرهنگ شيعي، اربعين به چهلمين روز شهادت سيد الشهداء سلام الله عليه اطلاق مي‌شود که با بيستم صفر مصادف است.
با دقت در روايات و منابع حديثي، در ميابيم که زيارت سيد الشهداء سلام الله عليه مورد تأکيد اهل بيت عليهم السلام بوده و از نشانه‌هاي يک فرد مؤمن شمرده شده است. اهميت زيارت آن حضرت تا جائي است که حتي زيارت‌نامه مخصوصي براي آن از جانب معصومين سلام الله عليهم اجمعين وارد شده است.

صفوان بن مهران از قول حضرت صادق سلام الله عليه چنين نقل مي‌کند:

عنْ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: قَالَ لِي مَوْلَاي الصَّادِقُ سلام الله عليه فِي زِيارَةِ الْأَرْبَعِينَ تَزُورُ عِنْدَ ارْتِفَاعِ النَّهَارِ وَتَقُولُ: السَّلَامُ عَلَى وَلِي اللَّهِ وَحَبِيبِهِ السَّلَامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَنَجِيبِهِ. السَّلَامُ عَلَى صَفِي اللَّهِ وَابْنِ صَفِيه‏… .

مولايم امام صادق سلام الله عليه پيرامون زيارت اربعين چنين فرموند: هنگامي که وسط روز شد، بگو: سلام بر حبيب و ولي خدا، سلام بر دوست و برگزيده خدا، سلام بر منتخب خدا و فرزند منتخب… .

الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى460هـ)، مصباح المتهجد، ص 788

شبهه

اوصاف و نام امام حسین علیه السلام در انجیل

بنابر انجيل متي (يکي از اناجيل چهارگانه مسيحيت) حضرت يحيي به ظهور شخصيتي الهي در دوران بعد از خود بشارت داده اند. و اين شخصبت بزرگ کسي نيست جز امام حسين عليه السلام

بشارت تورات درباره دوازده امام و کوثر

خداوند در سوره کوثر به پيامبر وعده مي‌دهد که به ايشان (کوثر) را عطا کرده و ثمرات وجودي ايشان تداوم خواهد داشت! يعني يک کثرت و برکت همه جانبه و فوق العاده… عملاً نيز ديديم که اين وعده محقق شد. کتاب و دين ايشان (با وجود دشمنان و تهديدات فراوان) جهاني شد، نسل ايشان از طريق اولاد حضرت فاطمه(س) توسعه يافت (با وجود انواع مظالم و کشتار‌هايي که نسبت به اهل بيت و سادات، رخ داده است.) نام ايشان فراگير شد و اين پيشگويي قرآن، نشانگر اعجاز و امداد غيبي اعطا شده به پيامبر(ص) است.

اما به گزارش تورات، قرن‌ها قبل از ظهور اسلام در حجاز، خداوند بشارت اين واقعه را به ابراهيم‌ خليل داده بود.

در #کتاب‌تورات_پيدايش چنين آمده است: «و اما در خصوص اسماعيل، تو را اجابت فرمودم. اينک او را برکت داده، بارور گردانم، او را بسيار کثير گردانم دوازده رئيس از وي پديد آيند، و امتي عظيم از وي بوجود آورم.»[1]

بنابراين، برکت و باروري و کثرتي الهي در نسل حضرت اسماعيل قرار داده شده است که حاصل اين هديه الهي، دوازده پيشوا و امتي عظيم هستند! پيداست که اگر چيزي حاصل برکت و تاييد الهي باشد، نمي‌تواند صرفا دنيوي تفسير شود. بنابراين بايد گفت: در اينجا به آمدن دوازده پيشواي الهي(=امام) و ذريه‌اي مبارک، بشارت داده شده است که در مدار دين خدا هستند. و از طرفي هم مي‌دانيم که پيامبر اکرم و اهل بيت ايشان از اعراب اسماعيلي مي‌باشند. به علاوه که بنابر تورات، حضرت ابراهيم فرزندان ديگري نيز داشت[2] ولي برکت نسل ابراهيم (که در مطلب قبلي نشان داديم بنابر تورات جهاني خواهد شد.) در دو شاخه اسحاق (ع) و اسماعيل (ع) نهاده شد. يعني مسير آن رسالت جهاني در فرزندان اسماعيل (ع) نيز تداوم يافته است.

نتيجه: بشارت خداوند درباره نسل اسماعيل(ع) مدت ها بعد در وجود حضرت محمد،حضرت فاطمه، دوازده امام و بسياري از صالحين نسل ايشان تحقق يافت.بسياري از محققين بر اين باور اند که کلمه (مئود مئود) در اين بشارت اشاره به خود حضرت محمد (ص) نيز دارد. از جمله:

رجوع شود به کتاب انيس‌الاعلام_جلد5_ صفحه68-72:

منابع:

1] تورات،سفرپيدايش_باب17_بند20:

2] تورات،سفرپيدايش،باب25_ بند1و2:

حضرت رقیه سلام الله علیها مظلومه‌ی انکار ناپذیر

از جمله شبهاتي که در ايام محرم از جانب دشمنان اهل بيت عليهم السلام مطرح مي شود، عدم وجود فرهنگ عزاداري براي اباعبدالله عليه السلام در بين معصومين عليهم السلام مي باشد، به عبارتي ديگر مخالفان مکتب اهل بيت عليهم السلام مي گويند اگر واقعا عزاداري براي امام حسين عليه السلام جايز و مشروع بوده پس چرا اين فرهنگ در بين ائمه و اهل بيت عليهم السلام رائج نبوده و روايت صحيح السندي در اين باره نقل نشده؟

اينگونه سؤال‌ها و شبهات که از مخالفين مطرح مي‌گردد بي شک ناشي از جهل و ناداني و يا عناد و دشمني مي‌باشد؛ زيرا فرهنگ عزاداري در بين ائمه‌ي معصومان عليهم السلام در روايات و کتاب‌هاي حديثي شيعه به قدري نقل شده است، که به جرأت مي‌توان گفت درجه‌ي تواتر معنوي بلکه فوق تواتر را دارد، از طرفي در بين اهل علم مبرهن است مسئله‌ي که با تواتر ثابت مي شود نياز به بررسي سندي ندارد. علي رغم اينکه صرف نظر از مطلب فوق،‌ سند تعدادي از اين روايات نيز از نظر دانش حديث از اعتبار کافي بر خوردار مي‌باشد.

 از طرفي گريه و عزاداري بر امام حسين عليه السلام، نه تنها بعد از شهادت ايشان بلکه حتي قبل از شهادت آن حضرت در روايات اهل بيت عليهم السلام به فرواني نقل شده است، که اين مسئله نه تنها نشانه‌ي رايج بودن فرهنگ عزاداري در بين اهل بيت عليهم السلام مي‌باشد بلکه از اهميت گريه و عزاداري براي امام حسين عليه السلام حکايت دارد.

گريه حضرت رسول اکرم صلوات الله عليه و آله بر امام حسين عليه السلام به نقل صفية دختر عبدالمطلب:

فَقَبَّلَ النَّبِيُّ بَيْنَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَيَّ وَ هُوَ يَبْکِي وَ يَقُولُ لَعَنَ اللَّهُ قَوْماً هُمْ قَاتِلُوکَ يَا بُنَيَّ يَقُولُهَا ثَلَاثاً قَالَتْ فَقُلْتُ فِدَاکَ أَبِي وَ أُمِّي وَ مَنْ يَقْتُلُهُ قَالَ بَقِيَّةُ الْفِئَةِ الْبَاغِيَةِ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ.

ترجمه پيامبر صلي الله عليه و آله ميان دو چشم (امام حسين عليه السلام را هنگام ولادت) را بوسيد و او را به من (صفيه عمه پيامبر) داد در حالي که مي گريست و سه بار فرمود خدا لعنت کند مردمى را که تو را مي کشند عرض کردم پدر و مادرم فداي شما چه کسى او را مي کشد؟ فرمود بقيه گروه گمراه از بنى اميه.

منبع: الشيخ الصدوق، الوفاة: 381، الکتاب، الامالي، ج 1  ص 320

حدثنا الحسين بن أحمد بن إدريس(رحمه الله)، قال: حدثنا أبي، عن جعفر بن محمد بن مالک، قال حدثني محمد بن الحسين بن زيد، قال: حدثنا أبو أحمد محمد بن زياد، قال: حدثنا زياد بن المنذر، عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس، قال: قال علي(عليه السلام) لرسول الله(صلى الله عليه وآله): يا رسول الله، إنک لتحب عقيلا؟قال إي والله إني لأحبه حبين: حبا له، وحبا لحب أبي طالب له، وإن ولده لمقتول في محبة ولدک، فتدمع عليه عيون المؤمنين، وتصلي عليه الملائکة المقربون. ثم بکى رسول الله(صلى الله عليه وآله) حتى جرت دموعه على صدره، ثم قال: إلى الله أشکو ما تلقى عترتي من بعدي

امام على (عليه السلام) به رسول خدا (صلي الله عليه وآله) عرضه داشت شما عقيل را خيلى دوست داريد، فرمود آرى به خدا از دو جهت به او محبت‏ دارم يکى براى خوبى خودش و يکى براى آنکه ابوطالب دوستش مى‏‌داشت و فرزندش به خاطر دوستى فرزندت کشته خواهد شد و ديده مؤمنان بر او اشک ريزد و فرشتگان مقرب بر او صلوات فرستند سپس رسول خدا (صلي الله عليه وآله) گريست تا اشکهايش بر سينه‏اش روان شد سپس فرمود به خدا شکايت مي‌برم از آنچه خاندانم پس از من با آن مواجه مي‌شوند.

منبع: الشيخ الصدوق، الوفاة 381، الکتاب، الامالي، جلد 1 صفحه 191 -چاپ اول، الناشر:  تحقيق قسم الدراسات الاسلامية، مؤسسة البعثة،قم، 1417 ه‌. ق

 امام صادق عليه السلام: مَنْ ذُکِرَ الْحُسَيْنُ عليه‌السلام عِنْدَهُ، فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ [عَيْنَيْهِ‏] مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ يَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّهِ؛

کسى که يادى از حضرت حسين بن على (عليه السلام) نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگسي اشک خارج شود، اجر او بر خدا است و حق‌‌تعالي به کمتر از بهشت براى او راضى نيست.

بحارالانوار جلد 44 صفحه 292

از جمله مسائل مهمي که در سيره عملي و گفتاري اهل بيت (عليهم السلام) از جايگاه بسيار والايي برخوردار است و علاوه بر اين، آن بزرگواران ياران و امت خويش را به آن توجه داده‌اند، موضوع اشک و اندوه بر مصائب حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) است.

در اهميت اين موضوع همين بس که امام صادق (عليه السلام) فرمودند:

«مَنْ ذُکِرَ الْحُسَيْنُ عليه‌السلام عِنْدَهُ، فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ [عَيْنَيْهِ‏] مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ يَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّهِ»

 «کسى که يادى از حضرت حسين بن على (عليه السلام) نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگسي اشک خارج شود، اجر او بر خدا است و حق‌‌تعالي به کمتر از بهشت براى او راضى نيست».

منبع: بحارالانوار جلد 44 صفحه 292

امام رضا (عليه السلام) نيز در حديثي فرمود:

«مَن تَذَکَّرَ مُصابَنا و بَکى لِمَا ارتُکِبَ مِنّا کانَ مَعَنا في دَرَجَتِنا يَومَ القِيامَهِ و مَن ذَکَّرَ بِمُصابِنا فَبَکى و أبکى، لَم تَبکِ عَينُهُ يَومَ تَبکِي العُيونُ و مَن جَلَسَ مَجلِسا يُحيي فيهِ أمرَنا، لَم يَمُت قَلبُهُ يَومَ تَموتُ القُلوبُ».

«هر کس مصيبت ما را به ياد آورد و به خاطر ستم‌هايى که بر ما رفته است، بگِريد، روز قيامت، با ما در يک درجه خواهد بود و هرکه ياد مصيبت ما کند و بگريد و بگرياند، در آن روزى که چشم‌ها مى‌گريند، چشم او نمى‌گريد و هر کس در مجلسى بنشيند که ياد و نام ما در آن زنده مى‌شود، در آن روزى که دل‌ها مى‌ميرند، دل او نمى‌ميرد.»

منبع: بحار الأنوار، جلد44، صفحه278

اين روزها و شب‌ها که ماه محرم فرا رسيده، فرصت را غنيمت شماريم و تا مي‌توانيم به ياد وجود مقدس و نوراني امام حسين (عليه السلام) باشيم تا خداي متعال از اين رهگذر، بهترين نعمات و توفيقات را به ما عطا کند. به ياد مولايي که با يادش دل از دنيا کَنده و به آسمان‌ها نزديک‌تر مي‌شود.

در کتاب اشعيا باب30 بند8 چنين آمده: الان بيا و اين را در نزد ايشان بر لوحي بنويس و بر طوماري مرقوم ساز تا براي ايام آينده تا ابد الآباد بماند.

حال ببينيم اين پيام مهمي که قرار است براي آينده هاي دور، باقي بماند چيست؟ در ادامه اين متن، انحرافات بني اسرائيل و عصيان ايشان در برابر فرامين الهي يادآوري شده و متقابلا وعده داده شده که خداوند ايشان را مجازات خواهد نمود و با بلايي ناگهاني قدرتشان را در هم مي کوبد!تا اينکه در همين باب30 بند17 چنين مي خوانيم: هزار نفر از نهيب يک نفر فرار خواهند کرد و شما از نهيب پنج نفر خواهيد گريخت تا مثل بيرق بر قله کوه و عَلَم بر تلي باقي مانيد.

در اينجا وعده داده شده که جريان انحرافي موجود در بني اسرائيل، در مقابل پنج نفر پا به فرار مي گذارد تا درس عبرت شوند.در صدر اسلام نيز يهوديان با پنج معصوم اهل کسا (و حضرت محمد(ص) در راس ايشان) به مقابله برخاستند ولي شکست خوردند.همچنين مسيحيان (که خود را بني اسرائيل واقعي و روحاني مي دانند.) در جريان مباهله عقب نشيني کردند.

هزار نفر از بني اسرائيل به وسيله يک‌نفر به هزيمت خواهد رفت! (رشادت‌هاي حضرت علي عليه السلام در جنگ خيبر و درگيري با مشرکاني که توسط يهود در جنگ خندق و … تحريک شدند.)

ماجراي شکست يهود توسط امام علي عليه السلام و ماجراي مباهله و عقب نشيني مسيحيان (در مقابل اهل بيت) علي رغم مبارزه شديد امويان و عباسيان و… با فضايل اهل بيت عصمت و طهارت، در کتب معتبر اهل سنت و به صورت متواتر و قطعي ذکر شده است و نمي‌توان درباره وقوع آن تشکيک کرد.

از جمله حاکم نيشابوري(محدث برجسته اهل سنت) در کتاب معرفه ‌علوم ‌الحديث صفحه50 تصريح مي‌کند که واقعه مباهله متواتر است:

و در المستدرک جلد3 صفحه494 تصريح ميکند که بنابر اخبار متواتر: قاتل مرحب (پهلوان و سردار خيبر) حضرت امير عليه السلام است.

آيه مباهله علاوه بر اثبات جايگاه عظيم حضرت امير عليه السلام نشان مي‌دهد که حضرت فاطمه سلام الله عليها و حسنين عليهما سلام نيز شاهد و دليل اثبات نبوت پيامبر بوده اند و همچنين نه تنها دعايشان مستجاب بوده است، بلکه قادر بر فرود آوردن تازيانه عذاب الهي در کافران هستند. (فنجعل لعنت الله علي الکادبين) و متقابلاً مي‌بينيم که مسيحيان قدرت مقابله نداشته و عقب نشيني کردند.

ادامه‌دارد

ما مسلمانان معتقديم تورات، انجيل، زبور و … با وجود اينکه متأسفانه دچار تحريف شده‌اند، اما هنوز هم مشتمل بر بشارت‌ها و پيشگويي‌هاي متعددي پيرامون ظهور پيامبر اکرم و اهل بيت گرامي ايشان هستند. ممکن است سوالي مطرح شود که اگر اين کتاب‌ها را تحريف شده مي‌دانيد پس چرا به آن‌ها استناد مي‌کنيد؟

پاسخ ما اين است‌ که قرآن‌کريم تمام مطالب اين کتب را تحريفي و باطل نمي‌داند! بلکه هنوز هم ميراث وحياني انبياء تا حدي در اين کتب باقي مانده‌اند. به علاوه پيروان اين کتب، آن‌ها را براي خودشان حجت و سند مي‌دانند و اگر ما حقانيت اسلام را از کتب خودشان اثبات کنيم قاعدتاً بايد بپذيرند. از اين گذشته، اينکه ظهور پيامبر اسلام و امامان معصوم ما در کتب آسماني مربوط به چند قرن قبل از اسلام مژده داده شود خود نشان‌گر وجود خط پيشرو انبياي الهي در طول تاريخ است و اينکه پيامبر خاتم صل الله عليه وآله آن چنان‌ مورد تأييد خدا بوده که خداوند علائم حقانيت ايشان را اين گونه در طول قرن‌ها حفظ کرده و پيداست که رجوع به قول صاحب معجزه، دنباله منطقي اعتماد به اوست. پيداست که اگر يک پيشگويي چند قرن قبل از اسلام، درباره رسول‌الله صلي الله عليه وآله و اهل بيت گرامي ايشان وجود داشته و محقق شده باشد، نمي‌تواند منشأ بشري داشته باشد.

________________________

بشارت‌ خداوند به حضرت ابراهيم درباره جهاني شدن دين اسلام:

در کتاب‌ پيدايش باب 12 بند 1-3 مطابق با ترجمه قديم چنين آمده است: (و خداوند به ابرام گفت: از ولايت خود، و از مولد خويش و از خانه پدر خود بسوي زميني که به تو نشان دهم بيرون شو، و از تو امتي عظيم پيدا کنم و تو را برکت دهم، و نام تو را بزرگ سازم، و تو برکت خواهي بود. و برکت دهم به آناني که تو را مبارک خوانند، و لعنت کنم به آنکه تو را ملعون خواند. و از تو جميع قبايل جهان برکت خواهند يافت.)

بنابراين عبارت، قرار است از طريق نسل ابراهيم عليه السلام تمام اقوام جهان برکت يافته و هدايت شوند! يعني ديني نجات بخش و جهاني که تمام اقوام در آن داخل مي‌شوند. همچنين در اين دين، حضرت ابراهيم جايگاه والايي دارد تا جايي که اگر کسي آن حضرت را لعنت کند، خودش نيز ملعون شمرده مي‌شود!

اين دين موعود، به دلايل مختلف نمي‌تواند دين يهوديت باشد! زيرا :

 1- شريعت يهود، شريعتي جهاني نيست.

 2- بنابر تثنيه باب 33 بند 1-2 که در پست‌هاي بعدي توضيح خواهيم داد، خود حضرت موسي نيز به آمدن دين بزرگتري بعد از تورات، بشارت داده است.

اين دين موعود، مسيحيت نيز نيست! از جمله دلايل ما بر اين مطلب، اين است که انجيل‌متي باب 15 بند 21-28 رسالت حضرت عيسي را منحصر در بني اسرائيل ميداند و حتي به ساير اقوام اهانت مي کند! اگر کسي بگويد (انجيل‌متي اساساً متني الهامي نيست) ما اين را قبول داريم! ولي در اين صورت مبناي مسيحيت تحريف شده فرو مي‌ريزد و مسيحيان بايد به دنبال آن برکت و رسالت جهاني بگردند که تحريفات دين مسيح را نيز رفع کرده است!

نتيجه: تنها مصداق اين بشارت، دين اسلام است که حضرت ابراهيم در آن جايگاه والايي دارد و حاوي شريعت و نجاتي جهاني است.

ادامه دارد…

 

ابو الحسن علي بن الجواد معروف به هادي، در چهل سالگي در سامرا از دنيا رفت و فقيه و امام و فردي اهل بندگي و تعبد بود …

منبع:  الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (المتوفى 748 هـ)، العبر في خبر من غبر، ج1، ص364، المحقق: أبو هاجر محمد السعيد بن بسيوني زغلول، الناشر: دار الکتب العلمية – بيروت.

شيخ طارق يوسف المصري: به خداوند قسم ما امتي هستيم که علي [عليه السلام] را تنها گذاشتيم!/ برخي از صحابه پس از غدير بر ضد حضرت علي توطئه کردند و ايشان را از خلافت کنار گذاشتند و راه بغض و کينه را نسبت به وي در پيش گرفتند!

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به من خبر داد که شيطان و سران اصحابش شاهد بودند که پيامبر اکرم در روز غدير خم مرا به امر خداوند عز و جل، به امامت و خلافت بر مردم و براي مردم نصب کرد و به آنها خبر داد که من نسبت به آنها از خود آنها سزاوارترم و به آن‌ها فرمود تا حاضران به غائبان برسانند و همه سران و شيطان‌هاي ابليس گرد او آمدند و گفتند: همانا اين امّت، مرحومه و معصومه است و نه تو و نه ما را بر آنها راهي نيست. همانا پيشوا و پناهگاه خود را پس از پيغمبرشان دانستند.

منبع: کافي، جلد 8 صفحه 183

 

 براي ابراز غم و اندوه در اين مناسبت دردناک، و اظهار همدردي با پيامبر اکرم(ص) و خاندان پاک آن حضرت در اين مصيبت بزرگي که به اسلام و مسلمانان وارد شده است، راه‌هاي مختلفي وجود دارد؛ که از جمله، موارد زير است:

 افزايش قابل توجه در پخش مستقيم مجالس حضرت ابا عبد الله (عليه السلام) از طريق شبکه‌هاي تلويزيوني و فضاهاي اينترنتي؛ براي اين منظور شايسته است که مراکز و مؤسسات ديني و فرهنگي، با خطيبان برجسته و مدّاحان توانا هماهنگي به عمل آورند، و نيز مؤمنان را تشويق کنند تا در خانه هاي خود و جاهايي مانند آن، به برنامه‌هاي سخنراني و مداحي گوش فرا داده و از آنها استفاده کنند.

 برگزاري مجالس خانگي در ساعت‌هاي معيني از شب يا روز؛ به گونه‌اي که تنها افراد خانواده و کساني که با ايشان رفت‌وآمد دارند در آن حضور يابند و به برخي از برنامه‌هاي عزاداري، هر چند مجالسي که به صورت مستقيم از شبکه‌هاي ماهواره‌اي يا در فضاهاي اينترنتي پخش مي‌شود، گوش بسپارند.

 در مجالس عمومي، بايد همه ضوابط بهداشتي با دقت تمام رعايت گردد؛ بدين معنا که فاصله اجتماعي بين حاضران منظور شود و ماسک‌هاي بهداشتي و ديگر لوازم بازدارنده از گسترش ويروس کرونا مورد استفاده قرار گيرد.

 لازم است به تعداد مجاز حاضران برابر با ضوابطي که مقامات ذي‌ربط تعيين مي کنند، اکتفا شود، که البته اين موضوع با توجه به برگزاري مراسم در فضاهاي سرپوشيده يا باز، و بسته به ميزان گسترش ويروس در شهرهاي مختلف، تفاوت دارد.

 پخش و توزيع پردامنه نمادهاي عاشورايي و برافراشتن پرچم‌ها و قطعات سياه رنگ در ميدان‌ها و خيابان‌ها و کوچه‌ها و ديگر فضاهاي عمومي، با رعايت عدم تعرض به حرمت اموال و املاک خصوصي و مانند آن، و تبعيت از قوانين جاري در کشور. البته مناسب است که در اين نمادها، بخش‌هايي از سخنان حضرت امام حسين (عليه السلام) در نهضت بزرگ اصلاح‌طلبانه آن حضرت و شاهکارهاي اشعار و متون گفته‌شده پيرامون فاجعه کربلا آورده شود

 در زمينه خوراکي‌هاي مرسوم به اين مناسبت، ضرورت دارد که شرايط بهداشتي لازم در توليد و توزيع آنها مد نظر قرار گيرد؛ هر چند رعايت اين مسائل موجب گردد که براي جلوگيري از شلوغي در زمان توزيع، تنها به تهيه غذاي خشک و رساندن آن به خانه‌هاي مؤمنان بسنده شود.

به مناسبت سالگرد درگذشت علامه شيخ طبرسي

فضل بن حسن معروف به شيخ طبرسي، از علما و مفسرين بزرگ شيعه در قرن پنجم است که شاگردان به نامي همچون رضى الدين حسن بن فضل طبرسى صاحب کتاب شريف مکارم الأخلاق‌، ابن شهر آشوب مازندرانى مؤلف کتاب معالم العلماء، شيخ منتجب الدين صاحب فهرست‌ و قطب الدين راوندى را در مکتب خود تربيت نمود.

ايشان نويسنده تفسير گرانسنگ مجمع البيان و جوامع الجامع است که به اعتراف علماي بزرگ اهل‌سنت همچون شيخ شلتوت از علماي الازهر مصر، در بين کتاب‌هاي تفسيري قرآن بي‌‌همتاست. اما نوشتن اين تفسير گران‌بها داستان جالبي دارد که به اختصار به آن اشاره مي‌کنم.

روزي شيخ طبرسي درحال تدريس در کلاس درس دچار سکته شده و از هوش مي‌روند. مردم نيز به خيال اينکه ايشان از دنيا رفته مراسم تشييعي برايش تدارک ديده و ايشان را به خاک مي‌سپارند، درحاليکه شيخ طبرسي هنوز زنده بود. اينگونه مي‌شود که شيخ زنده به گور مي‌شود. وقتي مردم از خاکسپاري شيخ فارغ مي‌شوند، ايشان به هوش مي‌آيد و متوجه مي‌شود که زير تلي از خاک قرار دارد و بالاي سرش نيز سنگ لحدي است که توان جابجايي و تکان دادن آن را ندارد. در همان حال به خداوند متوسل شده و نيت مي‌کند اگر بتواند از آن وضعيت جان سالم به در ببرد مابقي عمر خود را صرف تأليف و تفسير قرآن نمايد. همان روز مردي از اهالي شهر که براي امرار معاش به کفن دزدي مشغول بوده از ماجراي کفن و دفن شيخ مطلع مي‌گردد و براي سرقت کفن شيخ شبانه راهي قبرستان مي‌شود. او پس از اينکه خود را به قبر شيخ مي‌رساند مشغول نبش قبر مي‌شود، اما همين که قصد بيرون آوردن کفن را از تن شيخ ميکند ناگهان شيخ طبرسي مچ او را مي‌گيرد و به او مي‌فهماند که زنده است و از او درخواست مي‌کند که به او کمک کند تا به شهر بازگردد، و در ازاي اين کار مزدي را هم براي او در نظر مي‌گيرد. اينگونه مي‌شود که پس از مراجعت از قبرستان، آن مرد کفن دزد توبه نموده و با کمک شيخ طبرسي زندگي جديدي را شروع مي‌کند. شيخ نيز نذر خود را ادا نموده و تفسير شريف مجمع البيان به رشته تحرير در مي‌آيد تا امروزه جهانيان از ثمرات آن بهره برند.

يادداشت: محمدامين اصغري

اسناد تصویری اثبات وجود قربانی حیوانات در ایران باستان و آیین زرتشت بر اساس گزارش یشت‌ها

دانلود