چرایی انتخابات زودهنگام در ترکیه

 

سیاست‌های رجب طیب اردوغان درقبال بحران سوریه با دو واکنش کاملا متفاوت از سوی مردم و رای دهندگان مواجه شد …

سیاست‌های رجب طیب اردوغان درقبال بحران سوریه با دو واکنش کاملا متفاوت از سوی مردم و رای دهندگان مواجه شد به نوعی که بسیاری گرایشات مذهبی و سیاست‌های اقتدارگرایانه و خصمانه وی در قبال کردها و دولت سوریه را نفی کرده و در مقابل بسیاری از ترک‌ها نیز اردوغان را احیا کننده اقتدار و احساسات ملی گرایانه ترکیه و عامل تبدیل آنکارا به یک قدرت تاثیرگذار در خاورمیانه(غرب آسیا) می‌دانند.

با این اوصاف باید اعتراف کرد تغییر ژئوپلتیک و سیاست‌های اقتدارگرایانه اردوغان در قبال سوریه به همان میزان که سبب گرایش اقشار سنتی جامعه ترکیه به وی خواهد شد، سبب دوری جامعه مدرن‌تر و سکولار ترکیه از وی نیز شده است.

دیگر دلیل عمده برگزاری انتخابات زودهنگام در این هفته مربوط به مسائل اقتصادی است.

تغییرات ساختاری در سیاست داخلی مانند تغییر نظام حکومتی و از سوی دیگر پیش‌بینی‌ناپذیر بودن صحنه سیاسی ترکیه براثر اتفاق فوق سبب خروج قابل ملاحظه سرمایه‌گذاران بین‌المللی و کاهش شدید ارزش لیر در بازارهای جهانی شده است.

اردوغان از یک‌سو خطر تاثیر حداکثری اتفاقات منفی اقتصادی درمیان حامیان خود را احساس می‌کند وازسوی دیگر جهت حل و فصل این مشکلات نیاز به قدرت بیشتر مبتنی بر قوانین جدید نظام حکومتی ترکیه دارد.

به همین دلیل با برگزاری زودهنگام انتخابات به مدت ۱۶ماه قصد دارد از تاثیرات‌سوء این اتفاقات پیشگیری‌کند.

عدم‌توفیق‌ احزاب اپوزیسیون ترکیه در جهت نیل به یک گزینه واحد حداکثری در مقابل اردوغان و نیز آشنایی کامل و فوق العاده وی به بازی‌های انتخاباتی باید اذعان داشت اردوغان به هیچ‌عنوان از پیش برنده انتخابات نبوده و شاید برای نخستین‌بار رقابت بسیار سخت، نزدیک و به واقع غیرقابل پیش‌بینی‌ای را تجربه می‌کند.

محرم اینجه، نامزد حزب جمهوریخواه خلق که به‌دلیل بهره‌مندی از پارامترهای پوپولیستی براحتی توانایی بسیج عمومی توده را دارد، رقیب اصلی اردوغان به‌شمار می‌رود.

اما او نمی‌تواند اردوغان را در دور اول شکست دهد، بلکه وی می‌تواند نقش مهمی در کشیده شدن انتخابات به دور دوم داشته باشد. از این‌رو احزاب اپوزیسیون می‌توانند به دور دوم انتخابات به طور جدی امیدوار باشند.

البته نباید فراموش کرد گستردگی سلایق مردم در ترکیه از جهات مختلف مانند نگرش‌های مختلف به مساله دین و سکولاریزم، پان ترکیسم و مساله کردها عملا ایجاد یک ائتلاف قدرتمند را برای هر حزبی غیرممکن می‌سازد.

در این میان از آرای کردها نباید غافل بود. هر دو رقیب قدرتمند انتخابات یعنی اردوغان و اینجه دارای پارامترهای بارز ملی‌گرایانه بوده و این مساله سبب عدم‌گرایش کردها به آنها خواهد شد.

دکتر مانی محرابی

شفافیت، واقعیت یا بهانه

یکی از چالش‌های امروز کشور موضوع fatf است.

یکی از چالش های امروز کشور موضوع fatf است.

تاقبل از فرصت دوماه مجلس، بحث و درگیری پیرامون این مسئله شدت یافت و هیاهوی رسانه ای فراوانی بپاشد ولی بنظرمیرسد نمایندگان مجلس متوجه این مهم شدند که قبل از هر جدل، بررسی کارشناسی موضوع در اولویت قرا دارد و برای اینکار به فرصتی بیش از ٢٠دقیقه نیازاست.

 

دو ویژگی که سبب میشود قبل از آنکه موضوعی در اتاق های تخصصی بررسی شود، وارد فضای گفت و گو های بی فایده شود:
۱- عدم اطلاعات یا سطحی بودن اطلاعات درمیان دوگروه موافق و مخالف است و یک طرف یا هردوطرف، استدلال قانع کننده ای برای یک دیگر ندارند و چه بسا حرفی به غیراز تنش و درگیری نخواهدماند.

۲- عدم درک تصمیم گیرندگان نسبت به سطح تاثیر گذاری اتفاقات و رویدادهای روز در کشور است.

متاسفانه موضوعاتی که در سطح فروملی قراردارند، درحد موضوعات حیاتی کشور بالا میروند و رویدادهایی که تاثیراتشان در سطح ملی و فرا ملی ثابت شده است، زمان کوتاهی از نمایندگان و مسئولین کشور را برای بررسی بیشتر میگیرند و یا اگر بخواهند کارگروهی هم دررابطه با موضوعی خاص تشکیل دهند، تجربه برجام نشان داد بعد از اعلام نتیجه کارگروه، اندک توجهی به آن کارگروه نخواهند داشت!

موافقانfatf، استدلال میکنند تازمانی که شفافیت مالی وجود نداشته باشد، ریسک سرمایه گذاری در کشور بالا رفته و شرکت ها و کشورهای مختلف در ایران سرمایه گذاری نخواهندکرد البته غالب کسانی که این ادعا را دارند هنگام تصویب برجام و باوجود اینکه ایران همچنان در لیست سیاهfatf قرارداشت و هنوز جنجال و خبری درمورد عضویت ایران در این سازمان مطرح نبود با برجام بدون fatf، قول ورود سرمایه به کشور را داده بودند!

جای تعجب است که امروز بجای پاسخگویی درباره چرایی عدم سرمایه گذاری خارجی درایران، همچنان برای مردم شروط جدید تعریف کرده و حال مدعی شده اند دلیل عدم ورود سرمایه بخاطر عدم عضویت ایران و پذیرش قوانین fatf است!!

سخنانی که دولتمردان و حامیان آنها بعد از تصویب برجام در رسانه های مختلف بیان داشتند، حول محور این مسئله بوده است که شرکت های مختلف در صف همکاری با ایران ایستاده و رونق اقتصادی در چندقدمی کشور قراردارد؛ اما بعدازچندسال امروز حامیان دولت سعی دارند برجام بدونfatf را بی فایده جلوه دهند!! و بی توجه به وعده های قبلی خود، به تناقض گویی روی بیاورند!

لذا این استدلال که صرفاً با عضویت در fatf، سرمایه گذاری خارجی تضمین می شود و یا دلیل عدم سرمایه گذاری های خارجی در عدم عضویت ایران در این سازمان است، نه تنها با سخنان گذشته آنها که از برجام بعنوان شاه کلید رونق اقتصادی کشور یادمیکردند درتضاد است، بلکه این استدلال درواقع اعتراف حامیان برجام به ناکارآمدی برجام در اقتصاد کشور تلقی است.

طبق اعترافات حامیان برجام میشود دو نتیجه گرفت:

۱- آنکه برجام همیشه وابسته و محتاج است، یک روز محتاج به کدخدا، روز دیگر محتاج به مذاکرات موشکی و روز دیگر محتاج بهfatf!

۲- اینکه بعد از بدعهدی اروپا و امریکا در برجام، همچنان از دیدگاه برخی تصمیم گیرندگان راه حل برون رفت از وضعیت اقتصادی فعلی، باز نگاه به بیرون از مرزهاست!
و اگر دیروز نگاه به دستانبرجام بود، امروز نگاه به دستانfatf است.

همچنین کارشناسان امر که استدلال داشتند در برجام راه های نفوذ وجوددارد؛ حال درموردfatf هم واقعیاتی را مطرح میکنند که باعث میشود نسبت به کارکرد ادعایی این سازمان دقیق تر بشویم،
مثلا
کشوری مانند عربستان، که درسطح منطقه ای ذره ای از کمک به تروریست ها کوتاهی نکرد و همچنین درسطح داخلی بی بند و باری ویژه ای را در سیستم اقتصادی خود داراست، نه تنها در لیست سیاه این سازمان قرار ندارد! بلکه عضو ناظر سازمانfatf است!!

همین سازمانfatf که قوانین ویژه ای برای مبارزه با پول کثیف بخصوص مبارزه با تروریسم تصویب کرده، درمقابل بی انضباطی عربستان نه تنها سکوت، بلکه همکاری هم میکند.

به وضوح مشخص است که fatf صرفا یک سازمان فنی و غیرسیاسی نیست، بلکه به شدت تحت تاثیر سیاست های آمریکا و متحدان اوست.

یکی دیگر از اهداف بیان

تشکیل طبقه اجتماعی جدید زیر پوست تلگرام/«اتحاد» غیراخلاقی زیر 18 ساله‌ها بر بستر مخدر و فحشا

زیر پوست کانال‌ها و گروه‌های رسمی، فان، خانوادگی و حتی غیراخلاقی بزرگسالانه تلگرام، «اتحاد»هایی خارج از عرف متشکل از نوجوان‌ها و افراد کم سن ایجاد شده که در فضایی به دور از هر نوع نظارت والدین با قوانین و ادبیات خاص خود، با هدف افزایش کاربر و بازدید دست به هر کاری می‌زنند.

یکی از کسب و کارهای مهم و تاثیرگذار در پیام رسان مشاغل مرتبط با کانون‌های تبلیغاتی و کانال‌داری است که طبق برآوردهای غیررسمی گردش مالی بازار تبلیغات روزانه در تلگرام تا 5 میلیارد تومان می‌رسد و مدیر کانال یک شغل ثابت با درآمد متغیر 300 هزار تومان تا 30 میلیون تومان در ماه است.
اما علیرغم اهمیت تجارت تبلیغات، نقش این اکوسیستم در اقتصاد پیام رسان مغفول مانده است. اکوسیستمی که از 4 گروه اصلی سفارش‌دهندگان تبلیغات، توزیع کنندگان تبلیغات، مدیران کانال و کاربران تشکیل شده است.
«گسترده‌ها» یا گروه‌های تبلیغات گسترده در تلگرام یکی از بازیگران اصلی این تجارت هستند که وظیفه‌ سازماندهی توزیع تبلیغ در کانال‌ها را برعهده دارند و پیش از این فارس در گزارشی با عنوان «مقاومت‌‌های پنهان و آشکار «گسترده‌ها» در برابر خروج از تلگرام/ کانال‌هایی که به پیام‌رسان داخلی مهاجرت کرده‌اند تهدید می‌شوند» به فعالیت آنها پرداخته و در گزارشی با عنوان «4 بازیگر تجارت تبلیغ درپیام‌رسان‌ها/ انتقال کسب‌وکارهای تبلیغات گسترده تلگرام به پیام‌رسان‌های داخلی» جزییات روش فعالیت آنها را تشریح کرده است. اما علاوه بر گسترده ها، لایه دیگری نیز در تلگرام تشکیل شده است که اگر چه مبادلات مالی در آن نقش مهمی دارد، اما از نظر ماهوی به طور کامل با ماجرای تبلیغات و کسب‌وکارهای معمول متفاوت است. این پدیده جدید و ناشناخته که بیشترین مخاطبان آن نوجوانان زیر 18 سال هستند را «اتحاد» نام داده‌اند. در این گزارش برای اولین بار به فعالیت غیرمعمول و ناشناخته «اتحادها» بر بستر تلگرام پرداخته‌ایم.
* تفاوت «گسترده‌ها» و «اتحادها» در تلگرام
برعکس اینکه گسترده ها جمعی برای افراد بزرگسال هستند، اتحادها جمعی متشکل از نوجوانان در رنج سنی زیر 18 سال هستند.گسترده ها اغلب کانال های بزرگ با محتوای رسمی را پشتیبانی می‌کنند در حالی که فعالیت اتحادها اغلب در کانال ها و گروه های غیررسمی با محوریت افزایش ممبر و بازدید کانال است.
برای مثال اتحادها اغلب با کانال ها و گروه های مربوط به نوجوانان مرتبط هستند و در موضوعاتی مانند دوست‌یابی و موسیقی و در موارد غیرمجاز، فاز سنگین و غم، فاز خودکشی، موضوعات غیراخلاقی و فروش مواد مخدر کار می‌کنند.
*تشکیل اتحاد‌ها در تلگرام و هویت یابی نوجوانان در بسترهای خلاف اخلاق
اتحاد یک شبکه پیچیده با سازوکاری عجیب است. نوجوان‌ها در فرآیندی عضو اتحادها می‌شوند و در آن رشد می‌کنند و به طور کامل دور از چشم خانواده، آموزش و پرورش، پلیس و نهادهای حمایت‌گر اجتماعی، یک طبقه اجتماعی جدید را زیر پوست تلگرام به لطف رانت گسترده‌ای که در طول سال‌های طولانی به یک پیام‌رسان خارجی داده شده است، شکل می‌دهند.
در این فضا و بستر ویژه، با رشد افراد در اتحادها، افرادی که در اتحادها فعالیت قوی داشته باشند ممکن است تا چند میلیون تومان در ماه نیز درآمد کسب کنند.
اعضای اتحادها ادبیات مخصوصی دارند و برای هر منظور از اصطلاحاتی خاص استفاده می‌کنند که حتی در ادبیات محاوره‌ای معمول هم اغلب این اصطلاحات ناشناخته و جدید هستند. رل، تونل، اک، چالش، سیک، چنل، کل، فیک، ریپ، ریم و کیپ از جمله اصطلاحاتی ست که اغلب در همین فضا ساخته و استفاده شده است.
* به پدر و مادرت فحاشی کن و وارد شو


افرادی که وارد اتحاد می شوند با ضبط یک فیلم از خودشان و فحاشی به مادر و پدرشان، قول می دهند که به اعضای اتحاد خیانت نکنند.

هر کس وارد اتحاد می‌شود باید با یک غیرهمجنس خود دوست شود و اصطلاحی نیز برای این کار وجود دارد.
هر شخص در ابتدای ورود به اتحاد در مقام ادمین قرار می‌گیرد و به تدریج رشد می‌کند و به مقام های بالاتر می رسد. رتبه  پسرها از ادمین شروع می شود و تا رهبر،کینگ و خالق بالا می رود. رتبه دخترها نیز از ادمیندخی شروع می شود و تا ملکه و پرنس ادامه می یابد.


فضای رقابتی و تلاش برای افزایش رتبه و فضای مشترک بین دختر و پسر در اتحادها برای نوجوانان بسیار جذاب است.
بسیاری از این ارتباطات به رابطه مجازی و حقیقی کشیده شده و پس از مدت کوتاهی از بین می رود؛ برخی اعضا مجبور می شوند چندین بار با افراد مختلف رابطه جدید برقرار کنند. همین فرآیند موجب شده در موارد متعددی پسرها تصاویر دختران را منتشر کنند و به ایجاد نگرانی‌های روانی جدی برای اعضا منجر می‌شود. مواردی نیز از اقدام به خودکشی در اعضا دیده شده است.
شکل گیری چنین ارتباط‌هایی خارج از نظارت و اطلاع والدین، زمینه‌ساز بروز بسیاری از آسیب‌ها برای نوجوان‌ها می‌شود. اما این تازه شروع ماجراست.


*کسب درآمد در اتحادها از راه فروش ممبر و ویو
نوجوانان در اتحادها اقدامات فنی و هکری را آموزش می بینند تا در اتحاد ارتقا پیدا کنند. اعضای اتحادها کانال و گروه تاسیس می کنند، عضوگیری می‌کنند و با ایجاد اکانت‌های بعضا مجازی ممبر و ویوی کانال‌ها را افزایش می‌دهند. و این یعنی چرخه اقتصادی تشکیل شده و ادامه فعالیت طولانی‌مدت این اتحادها را تضمین می‌کند.


برای مثال یکی از اعضای اتحاد، کانال فاز غمگین ایجاد کرده که محتوای این کانال‌ها حتی می‌تواند اعضا را به خودکشی ترغیب کند. این ادمین پس از بالابردن اعضا، کانال خود را برای فروش گذاشته است.
در مقابل طرح این موضوعات، شاید برخی از نوجوان ها تجربه مشابه خود را از حضور در اتحادهایی بیان کنند و برای آن نیز عواقبی را متصور نباشند؛ اما خطرات حضور در چنین فضاهایی برای همه یکسان نیست و برخی از نوجوان‌ها حتی بیشتر از دیگران در معرض آسیب قرار می‌گیرند. اما وقتی به موضوع سازماندهی برای توزیع مخدرها و حتی فحشا می‌رسیم ماجرا به طور کامل تغییر می‌کند.


*مدیریت سازماندهی شده و شبکه‌‌سازی برای توزیع مواد مخدر بین نوجوانان
در میان این بستر اجتماعی تازه شکل‌گرفته، فضای امنی برای شبکه‌سازی برای توزیع مخدر بین یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌های سنی یعنی نوجوانان شکل داده شده است. فرهنگ اتحادها مبنی بر وفاداری به اتحاد، وابستگی عاطفی به اجتماع جدید و هویتی که نوجوانان از این بخش دریافت می‌کنند در کنار آموزش‌هایی که در این اتحادها به اعضا داده می‌شود، بستری بسیار عالی برای اعمال خلاف قانون است. در این بستر، بعضی از اتحادها صرفا برای اعمال خلاف تاسیس و مدیریت می‌شوند. برای مثال اتحاد H… بیش از 150 گروه همجنس باز را در تلگرام مدیریت می‌کند و اتحاد عرفان… شبکه‌های فروش مواد مخدر را مدیریت می‌کند.
افرادی که مدیریت گروه‌های غیراخلاقی در اتحادها را انجام می‌دهند به شکل سوال برنگیزی رفتار حرفه‌ای دارند. به این صورت که خود مدیریت فنی گروه ها را انجام می‌دهند و مدیریت محتوایی را به افراد بیرون از اتحاد می‌سپارند
که با همین ساختار معمولا قابل شناسایی نیستند. این سازوکار حرفه‌ای شباهت بسیاری به رفتارهای سازمان‌دهی شده دارد و قطعا خارج از توان تعدادی نوجوان طالب هیجان است.
همچنین توزیع گسترده مواد مخدر در این بستر، احتمال سازماندهی شدن این رویه را بسیار تقویت می‌کند و به نظر می رسد این اتحادها، نه تنها خودجوش نیستند بلکه در نهایت و با واسطه‌های زیاد به وسیله «برادران بزرگ‌تری» برای ایجاد یک بازار دائمی و شبکه فروش مطمئن برای مواد مخدر سازماندهی می‌شوند.
با توجه به شباهت این شیوه تشکیل گروه و شبکه‌سازی به گنگ‌ها و باندهای توزیع مواد مخدر در آمریکا و کشورهای آمریکای لاتین، این احتمال که باندهای بزرگ توزیع مواد روی این اتحادها تسلط داشته باشند و برای شبکه سازی تلاش کنند اصلا دور از ذهن نیست.
علاوه بر این، یکی از کارکردهای دیگر این نوع شبکه سازی سوءاستفاده از نوجوانان در محتواسازی مخرب از جمله پورنوگرافی است.


*‌هویت یابی نوجوانان در سایه بی خبری والدین
البته بسیاری از اعضا پس از مدتی فعالیت از فعالیت‌های نامناسبی که در اتحادها انجام داده‌اند مانند فحاشی و پخش کردن عکس دیگر اعضا پشیمان می شوند و با خداحافظی برای همیشه اتحاد را ترک می کنند. اما تاثیر رفتارهایی که انجام داده یا با آن مواجه شده به سادگی یک خداحافظی در نوجوان از بین نمی‌رود.


والدین این نوجوانان هیچ خبری از فعالیت آنها در فضای مجازی ندارند. معنای این بی‌خبری آن است که این نوجوانان می‌توانند به خانواده‌هایی از طبقات مختلف اجتماعی و فرهنگ‌های متفاوت تعلق داشته باشند. نوجوانانی که اجزای هویت‌یابی را از خانواده، مدرسه، آموزش عمومی و اجتماع دریافت نمی‌کنند، در رتبه‌بندی اتحادها می‌توانند یک جایگاه قابل فهم در یک خرده فرهنگ به دست آورده و هویت خود را در این فضا تعریف کنند. چنانکه این هویت دوم، با فرهنگ خانوادگی معمول این نوجوانان فرسنگ‌ها فاصله دارد و عموما برای اغلب والدین و خانواده‌ها غیر قابل باور است که نوجوانان‌شان تا این حد هویت خود را در این خرده‌فرهنگ‌ها تعریف کرده‌اند. وقتی یکی از اعضای یکی از اتحادها برای اذیت کردن عضو دیگر با خانه او تماس ‌می‌گیرد و با مادرش صحبت می‌کند و فایل این صحبت را پخش می‌کند، عمق این فاصله به وضوح مشخص می‌شود.
منطقی است حضور در فضایی به دور از هرگونه نظارت برای نوجوان‌ها آسیب‌زا است؛ به ویژه نتیجه حضور در جمع‌هایی که اساسا طبق معیارهای خلاف اخلاق تشکیل شده باشند مشخص است و آسیب‌های ناشی از آن در سال‌های آینده روی نسل جوان کشور نمایان خواهد شد. یکی از دلایل اصلی ایجاد این بستر امن در تلگرام، آزادی عمل بی‌اندازه این پیام رسان‌ در سال‌های اخیر بوده که امکان هر نوع پیگیری و مقابله با تخلف را از بین برده است. اما مخدر هم نقطه پایانی ماجرای اتحادها نیست. این اتحادها یک دام بزرگ برای دختران نوجوان کم اطلاع و آموزش ندیده محسوب می‌شود. چنانکه در ابتدای گزارش اشاره شد، یکی از شروط حضور در اتحاد برقراری ارتباط با جنس مخالف است. ارتباطاتی که عموما به نقطه مطلوبی نمی‌رسند و پس از تکرار این نوع ارتباطات، بسیاری از این دختران حساسیت خود را برای ورود به شبکه‌های آنلاین فحشا از دست می‌دهند. در این فضا، اجتماع یا طبقه اجتماعی جدیدی شکل می‌گیرد که نه فرهنگ آن نسبتی با فرهنگ عمومی جامعه دارد و نه جایی برای فعالیت سالم خواهد داشت. در این بستر، ابزار سازماندهی و عضوگیری برای شبکه‌های مختلف خلافکاری سازمان یافته کاملا فراهم می‌شود.
منبع: فارس

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت(3)

 

کلاغ سه چشم اشاره به چاکرای اجنه و چشم سوم دارد که قدرت دیدن شخص را در حالات ماورایی و مشترک فیزیکی متافیزیکی بالا می‌برد.

در دو شماره گذشته، ضمن بررسی گذرا پیرامون تاریخچه کمپانی سازنده سریال «بازی تاج‌وتخت» به معرفی اجمالی این سریال و بررسی خاندان تارگرین‎ها پرداختیم و برخی از نمادهای این خاندان که شباهت عجیبی به نمادهای مطرح شده در میان یهودیان و مسیحیان داشت؛ در این شماره در نظر داریم به بررسی خاندان لنیسترها و همچنین یکی از خدایان مورد پرستش در این فیلم بپردازیم.

لنیسترها را در فیلم می‎توان نماد یهود دانست. این شباهت را می‎توان به صورت زیر دسته‎بندی کرد :
اولین شباهت نماد پرچم لنیسترهاست وهمانطور که در ابتدا عرض کردم نماد لنیسترها ؛ نماد سبط یهودا است.
دومین شباهت ثروتمند بودن لنیسترها است که از تمام خاندان‎ها در فیلم ثروتمندتر هستند. و ما میدانیم یهودیان با لنیسترها در این مورد شباهت دارند.
سومین شباهت نفوذ لنیسترها است. لنیسترها همانند یهودیان در همه‌جا نفوذ دارند. تا حدی که پادشاه رابرت باراتیونرا از طریق ساقی شراب او که یک لنیستر بود مسموم کردند.
چهارمین شباهت جاسوسی لنیسترها از تمام نقاط دنیا است. آن‌ها از طریق لرد واریس در همه جای اسوس و وستروس جاسوس دارند و یک شبکه مخفی را به وجود آوردند.
پنجمین شباهت ؛ دست‌های پشت پرده لنیسترها در هر مورد مرموزی در فیلم است و همچنین حکومت کردن پنهانی تایوینلنیستر و سرسی دخترش بر وستروس گویای این ماجراست.
مذهب دیگری که در وستروس وجود دارد ؛مذهب شمالی‌هاست.
شمالی‎ها درختانی تنومند را پرستش می‎کنند که در شمال می‎روید. این درخت به دلایلی که در ادامه خواهم گفت ؛ درخت کابالاست!!
خدایان قدیم توسط شمالی‎ها پرستش مي‎شوند. سمبل آن‌ها درختان جادویی هستند.
آن‌ها قديمی‎ترين خدايان وستروسی محسوب مي‎شوند که حتی قبل از این‌که انسان‌ها پا به عرصه وجود بگذارند، توسط فرزندان جنگل پرستش مي‎شدند. این خدایان بعدها توسط مردم اوليه پذيرفته شدند. این خدایان به‌صراحت اشاره به درخت کابالا دارد. درخت کابالا ؛ بنیان این عرفان یهودی است و کابالیست‎ها معتقدند از طریق این درخت می‌توان خدا را نعوذبالله به زیر کشید.
برندون استارک یکی از فرزندان لرد است. استارک با وصل شدن به درخت کابالا به خلسه رفته و باوجوداینکه فلج است می‎تواند به‌صورت تقریبا فیزیکی طی الارض کند. فیزیکی بودن برن استارک در سفر به زمان آنجایی مشخص می‎شود که بر دنیای مادی تأثیر می‎گذارد. مثلاً درجایی که به خلسه رفته و در تاریخ به گذشته می‌رود و پدرش را صدا می‌کند و او صدای فرزندش را می‌شنود. همچنین دیده شدن برن استارک توسط شخصی به نام هودور در حالت خلسه گویای این ماجراست. پس برندون استارک می‌تواند از طریق درخت کابالا به خلسه رود و طی الارض کند و بر جهان مادی تأثیر بگذارد.
برندون استارک قدرتی ماورایی دارد. و در قسمتی از فیلم نزد فردی متصل به ریشه درخت کابالا می‌رود که کلاغ سه چشم نام دارد. چشم وسطی این فرد اشاره به چاکرای اجنه و چشم سوم دارد که قدرت دیدن شخص را در حالات ماورایی و مشترک فیزیکی متافیزیکی بالا می‌برد. نکته جالب اینجاست که برندون استارک وقتی متصل به درخت کابالا میشود و به خلسه می‌رود ؛توسط پادشاه تاریکی یا همان فرمانده قدرتمند وایت واکرها ؛ دیده و شناخته می‌رود. 
خدای دیگری که در فیلم مطرح می‌گردد خدایی است به نام خدای نور که با توجه به پادشاه تاریکی ؛ مقابل او قرار می‎گیرد.
خدای نور بیشتر در قاره اسوس و شهرولانتیس خواهان دارد. این مذهب؛ جادوگرانی مؤنث به خدمت دارد که حکم راهبه رادارند. این جادوگران زن لباس قرمز به تن دارند‌. مهم‌ترین این جادوگران، زنی جادوگر به نام ملیساندرا است که علاوه بر لباس قرمز، موهای قرمز نیز دارد.
این بانوی سرخ‌پوش می‌تواند اشاره به یکی از اسرار فراماسونری به نام بانوی سرخ داشته باشد که از آن به‌عنوان ببلن هم یاد می‌شود. در مورد ببلن در ابتدا توضیح دادم که الهه شهوت در بابل بوده است.
از مواردی که مربوط به خدای نور و آتش می‎شود قربانی کردن انسان است!! قربانی کردن انسان‎ها از دیرباز برای اجانین و شیاطین انجام می‎گرفته است. بانوی سرخ انسان‎ها و حتی کودکی را زنده‌زنده در آتش می‎سوزاند و تقدیم خدای نور و آتش می‎کند. یعنی دقیقاً همان قربانی باستان که توسط جادوگران برای شیطان انجام می‌گرفت و درآمیخته شدن لفظ خدای آتش ؛ که عنصر اجانین است و راهبه هایی سرخ‌پوش موضوع را کمی عجیب می‎کند.
از نکات دیگری که می‎تواند شیطان بودن خدای نور و آتش را اثبات کند ؛ رابطه بانوی سرخ یا همان جادوگر ملیساندرا با استنیس باراتیون است و ذریه حرامی که به دنیا میاورد و این خصوصیات شیاطین را دارد و این شیطان متولدشده از این رابطه ؛ شخصی را به قتل می‌رساند.
نکته دیگری که حتماً باید توجه کرد ؛ موسیقی عجیبی است که در زمان نشان دادن بانوی سرخ و یا هر وقت حرفی از خدای نور زده می‌شود، است. اگر دقت کنید متوجه مرموز بودن این موسیقی می‌شود که برای القا کردن مطلب خاصی ساخته‌شده است.
همچنین خون پادشاهی برای خدای نور و جادوگرش مسئله مهمی است. بانوی سرخ از طریق زالو خون حرامزاده‎ای را که خون پادشاه رابرت باراتیون داشت را گرفت و سحر و جادویی ترتیب داد که باعث کشته شدن تعدادی از شخصیت‌های مهم فیلم گشت.
ادامه دارد…
سید میلاد میرعلینقی

مقالات نقدی بر سریال بازی تاج و تخت(۲)

از موارد مربوط به پرنسس دنریس تارگرین سوارشدن او بر اژدهایی سهمگین است که هر پژوهشگری را یاد اسطوره دیگری در تاریخ به نام ببلن میندازد.

در شماره گذشته، ضمن بررسی گذرا پیرامون تاریخچه کمپانی سازنده سریال «بازی تاج‌وتخت» به معرفی اجمالی این سریال و خاندان‎های مطرح در این فیلم پرداختیم.
در این شماره در نظر داریم به بررسی خاندان تارگرین‎ها در این فیلم بپردازیم.
یکی از خاندان‌های بسیار مهم در فیلم ؛خاندانی عجیب باقدرت های ماورالطبیعه هستند که از آن‌ها با نام تارگرین ها نام می‌برند.
تاراگرین ها خاندانی هستند که اصالتشان به جزیره‌ای اسرارآمیز به نام والریا بازمی‌گردد که حکم افسانه آتلانتیس در دنیای ما را دارد. ازدواج محارم و داشتن خون اژدها و موهای نقره‌ای خصوصیات تارگرین هاست و از مواردی است که در فیلم از آن‌ها یاد می‌شود.
همچنین آن‌ها به علت داشتن خون اژدها به‌صورت نسل به نسل ؛ نا سوختنی هستند و به داشتن یک یا چند اژدهای غول‌پیکر معروف‌اند.
چندین قرن قبل از شروع شدن فیلم ؛ شخصی قدرتمند به نام اگون تارگرین از والریاسوار بر اژدهایی غول‌پیکر به وستروس حمله می‌کند و هفت‌پادشاهی را تصرف و متحد می‌سازد.
پس از اگون ؛ سلسله تاراگرین ها نسل به نسل بر وستروس حکمرانی می‌کنند تا اینکه سلطنت به فردی نالایق می‌رسد و موجب شورش در وستروس می‌گردد و همین شورش باعث نابودی سلسله تارگرین ها می‌شود تا اینکه حکومت به دست دو لرد از هفت‌اقلیم به نام‌های رابرت باراتیون و  ادارد استارک و دخالت لنیسترها و چند خاندان دیگر ؛ سرنگون می‌شود و رابرتباراتیون به‌عنوان پادشاه وستروس تاج‌گذاری می‌کند.
از آخرین پادشاه از نسل تارگرین ها دو بچه می‌ماند که به قاره اسوس برده می‌شوند.این دو خواهر و برادر ؛ وسیریس و دنریسنام دارند که به‌شدت به نام‌های ایسیس واسیریس دو خواهر و برادر در اسطوره‌های مصر باستان شباهت دارند!!
شباهت دیگر این دو خدا با دنریس و وزیریس؛ ازدواج با یکدیگر است. اگرچه دنریس ووسیریس باهم ازدواج نمی‎کنند اما در فیلم اشاراتی به ازدواج تارگرین ها باهم به‌وفور شده است شباهت دیگری که خیلی هم عجیب است ؛ حکومت دنریس تارگریان بر رأس هرمی بزرگ در شهر مرین قاره اسوس است.
دنریس مدت زیادی بر رأس هرمی بسیار عظیم بر منطقه‌ای بزرگ حکمرانی می‌کند که این هم نکته‌ای جالب در مورد تاراگرین هاست.
از موارد مربوط به پرنسس دنریس تارگرین سوارشدن او بر اژدهایی سهمگین است که هر پژوهشگری را یاد اسطوره دیگری در تاریخ به نام ببلن میندازد.
ببلن را الهه شهوت در بابل باستان می‌خوانند که سوار بر اژدهایی هفت‌سر ترسیم می‌شده است.
برخاستن دنریس از آتش و سجده تعداد زیادی از مردم بر وی نشانگر ارتباط این پرنسس در فیلم باشخصیت‌های اسطوره‌ای دارد که پرستیده می‌شدند.
توجه داشته باشید که دنریس در اتش نمی سوزد و به جهت داشتن خون اژدها که آن‌هم آتش است ؛ آتش هیچ تأثیری بر وی ندارد و این جز آتش بودن عنصر دنریس نیست!!!
از نکات بسیار مهم در فیلم ؛ خدایان و مذاهب آن است که به آن اشاره می‌کنیم
در وستروس دو مذهب بیشتر وجود ندارد. یکی هفت خدا و دیگری مذهب شمال.
بیشتر مردم وستروس هفت خدا را پرستش می‌کنند که معبدی دارند به نام سپت در فیلم که توسط سپتون اعظم اداره می‌شود.
نوع این مذهب و چندخدایی آن بسیار شبیه مسیحیت است. و از طرفی سپتون ها و سپتا ها همان کشیش‌ها و راهبه های کلیسا و سپتون اعظم می‌تواند اشاره به پاپ یا اسقف اعظم داشته باشد که البته پاپ محتمل‌تر است.
نکته مهم در مورد این مذهب ؛ نماد آن است که به‌صورت ستاره هفت پر نشان می‌دهند. و ما میدانیم عدد هفت اگر با نور درآمیخته باشد ؛ می‌تواند نماد یهودیان باشد چراکه برای آن‌ها مقدس است. همچنین کلمه سپت بسیار شبیه به کلمه سبتاست که می‌تواند اشاره به روز شنبه (سبتیا شبت) و یوم شبات یهود داشته باشد.
البته شباهتش فقط در تلفظ است و می‌تواند بی‌ربط باشد اما وقتی در کنار موارد دیگر
مثل ستاره هفت پر بیاید ؛عجیب می‌شود!
شماره هفت در این مذهب، مقدس تلقی می‌شود. این باور وجود دارد که همانند هفت چهره خدا، هفت جهنم هم وجود دارد. هفت آواره ( همان سیاره برای وستروسی ها) در آسمان، هم مقدس محسوب می‌شود. حتی این باور وجود دارد که لطف و بخشش هم هفت جنبه دارد. وجود عدد هفت در مراسم مذهبی یا انواع اشیا، به‌گونه‌ای یک امضای مقدس محسوب می‌شود. مؤمنین به مذهب هفت، ستاره هفت پر، منشور کریستالی و تیر و کمان را به‌عنوان نماد مذهبشان استفاده می‌کنند.در مراسم مذهبی، به‌کرات از نور و کریستال به‌عنوان نماینده هفت جنبه دریک خدا استفاده می‌شود
یکی از نکات مربوط به دین هفت خدا ؛تغییر مذهبی است.توجه داشته باشید ابتدا معبد سپت توسط شخصی اداره می‌شد که سپتونی بی‌بند و بار بود. ناگهان یک تغییر بزرگ مذهبی صورت می‌گیرد و گنجشک اعظم جای سپتون بی‌بندوبار را می‌گیرد.
نکته مهم ؛ افراط بیش‌ازحد گنجشک اعظم و دار و دسته‌اش است که جالب اینجاست ستاره هفت پر را در پیشانی‌شان حک می‌کنند.یعنی ابتدا تفریط بود و سپس با آمدن گنجشک اعظم مذهبی افراطی بر وستروس حاکم شد.
شباهت بسیار زیاد این تغییر در مذهب فیلم ؛ به تاریخ بسیار حائز اهمیت است. به گفته بسیاری از پژوهشگران و برخی منابع تاریخی ؛ کاتولیک و پروتستان توسط یهود در دو عصر متفاوت به وجود آمد و می‌توان گفت لنیسترها مانند یهودیان باعث تغییر در مذهب شدند. تفاوت آنجاست که جای افراط‌وتفریط در فیلم با تاریخ بالعکس است.حتی شباهت بسیاری زیادی در چهره پاپ فرانسیس و گنجشک اعظم وجود دارد.
ادامه دارد…
سید میلاد میرعلینقی

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

ساخت و تولید سریال جنجال‌برانگیز Game of Thrones را می‌توان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای شبکه HBO برشمرد که خیلی زود توانست به نقطه عطفی در این صنعت تبدیل شود.

در سال ۱۹۹۰ که برادران وارنر (Warner Bros.) امتیاز یکی از بزرگ‌ترین پخش‌کننده‌های شبکه‌های تلویزیونی کابلی در آمریکا، یعنی اچ‌بی‌او (Home Box Office) را خریداری کردند، می‌شد پیش‌بینی کرد که در آینده‌ای نه‌چندان دور، شاهد تحولی عظیم در آثار تلویزیونی باشیم. تحولی که به‌مرور تمام خط قرمزهای موجود در قوانین پخش شبکه‌های تلویزیونی کابلی را پشت سر گذاشت و زمینه‌ساز آغاز فصلی نو در تولیدات آینده آن‌ها شد.
در این میان، ساخت و تولید سریال جنجال‌برانگیز Game of Thrones را می‌توان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای شبکه HBO برشمرد که خیلی زود توانست به نقطه عطفی در این صنعت تبدیل شود.
این سریال که بر اساس داستانی با عنوان ترانه یخ و آتش (A Song of Ice and Fire) به قلم جرج آر. آر. مارتین (George Raymond Richard Martin) نویسنده و نمایشنامه‌نویس آمریکایی سبک‌های فانتزی، علمی-تخیلی و وحشتناک به رشته تحریر درآمده، روایتگر داستان درگیری چندین خاندان مختلف برای تصاحب تاج‌وتخت پادشاهی و حکومت بر هفت‌اقلیم است.(۱)
سریال بازی تاج‌وتخت شمارا وارد یک جهان خیالی می‌کند که از دو قاره تشکیل‌شده است.
۱ –  قاره وستروس (غربی)
۲-  قاره اِسوس (شرقی)
وستروس از هفت‌اقلیم تشکیل‌شده است که توسط لردها اداره می‌شوند و همگی تحت لوای پادشاه وستروس می‌باشند.
نکته جالب در مورد هفت‌اقلیم این است که می‌توان آن را اقالیم سبعه خواند که در طول تاریخ به جهان گفته می‌شد و در این فیلم هم‌بارها از وستروس به‌عنوان دنیا یادشده است. 
اقالیم هفتگانه یا اقالیم سبعه (در زبان پارسی میانه هفت‌اقلیم را هفت‌کشور می‌نامیدند)
۱ . هندوستان
۲ . عربستان و حبشستان
۳ . مصر و شام
۴ . ایران
 ۵ . روم و صقلاب
 ۶ . ترکستان
 ۷ . چین
از طرفی ؛ وستروس را می‌توان نماد اروپا دانست. الگوبرداری نقشه وستروس از نقشه بریتانیا ؛ می‌تواند مرکزیت انگلستان را نسبت به دیگر کشورهای اروپا را در بیننده القا کند.
از نکات مهم این سریال الهامات تاریخی می‌باشد.
جنگ رزها (۸۵–۱۴۵۵ میلادی) در انگلستان بین خاندان‌های لنکستر و یورک از سلسله پلانتاژنه از موارد الهام‌بخش داستان بوده که در این مجموعه منعکس‌کنندهٔ نبرد خاندان لنیستر و استارک است. حتی ازنظر رنگ پرچم‌ها هم شباهت دارند. نماد خاندان لنکستر قرمز و خاندان یورک ،سفید بود. دقیقاً مثل خاندان لنیستر وستارک. حتی شباهت اسم لنیستر و لنکسترهم از الهامات تاریخی نرد رزها و بازی تاج‌وتخت واقعی در بریتانیا است.
سرزمین وستروس با قلعه‌ها و شوالیه‌هایش نمادی از دوران اولیه قرون وسطی در اروپای غربی را به نمایش می‌گذارد.
برای مثال شخصیت «سرسی» برگرفته ازایزابلا ملکه فرانسه (۱۲۹۵–۱۳۵۸میلادی) است.
مجموعه از ترکیبی از واقعیت‌ها همچون،دیوار هادریان، سقوط روم و افسانه آتلانتیس (والریای باستانی)، آتش یونانی بیزانسی‌ها (وایلدفایر)، حماسه ایسلندی عصر وایکینگ‌ها (آیرون‌بورن‌ها) و ایل مغول (دوتراکی‌ها) است که با نشانه‌هایی از جنگ صد ساله (۱۳۳۷–۱۴۵۳ میلادی)و رنسانس ایتالیایی (۱۴۰۰–۱۵۰۰ میلادی)نیز الهام گرفته است
همان‌طور که در ابتدا گفته شد ؛ وستروس توسط هفت‌اقلیم و هر اقلیم توسط یک خاندان اداره می‌شود و همگی طبق قوانین باید به پادشاه وفادار باشند.
  ۱٫شمال –  فرماندهی توسط استارک ها دروینترفل
 ۲٫ دره –  فرماندهی توسط ارن ها در ایری
 ۳٫ پادشاهی دورن – مقر فرماندهی ساناسپیر توسط خاندان مارتل
 ۴٫ ریورلند – فرماندهی توسط تالی‌ها درریورران
 ۵٫ وسترلند – فرماندهی توسط لنیسترها درکسترلی راک
 ۶٫ استورم لند – فرماندهی توسط براتیون ها در استورمزاند
 ۷٫ ریچ – فرماندهی توسط تایرل ها در های گاردن هر اقلیم هم متشکل از قلعه های زیادی است که خاندان‌های مختلفی بر آن‌ها حکومت می‎کنند و طبق قوانین باید به لرد اقلیم پادشاه وفادار باشند.
هر خاندان در وستروس یک نماد دارد که در پرچم‌هایشان استفاده می‌کنند.
یکی از این نمادها که شاید کمتر کسی به آن دقت کند ؛ نماد سبط یهودا از اسباط دوازده‎گانه بنی اسراییل است. یعنی همان سبطی که بعدها قدرت را به دست گرفتند و امروزه هم نام آن‌ها بر روی یهودیان است.
در حقیقت خاندان مهم و قدرتمند لنیستر نماد یهودا را دارد!!
بدین معنا که شیر ایستاده و شیر به سبک نماد لنیسترها در طول تاریخ نماد سبط یهودا یکی از دوازده اسباط بنی‌اسرائیل بوده است و حتی امروزه هم این نماد را درجای جای دنیا می‎توانید ببینید. مثلاً در بسیاری از نمادهای سلطنتی دو شیر ایستاده و یا شیر و اسب شاخ‌دار به‌کاررفته که اسب شاخ‌دار و شیر روبروی هم نماد قوم اسراییل است که امروزه هم می‎توان این نماد را در نمادهای سلطنتی اروپا دید. مثل انگلستان و اسپانیا و اسکاتلند و ….
یکی از نکات قابل‌توجه در فیلم ؛ آمدن موجوداتی اهریمنی و خبیث از آن‌سوی دیوار شمال به سمت هفت‌اقلیم است.
این موجودات «وایت واکر» نام دارند که با رستاخیز و زنده کردن مردگان جمعیت قابل‌توجهی را به‌سوی وستروس روانه کردند.
نکته جالب  صدای شیپوری است که هنگام آمدن و رستاخیز مردگان به صدا درمی‎آیدکه می‎توان از آن به‌عنوان صوراسرافیل یادکرد.
وایت واکرها که رهبری مردگان را به عهده‌دارند ؛ خود یک فرمانده خشن و قدرتمند دارند که از او به‌عنوان پادشاه تاریکی نام می‌برند. از نکات مهمی که این موجودات را با شیاطین منطبق می‎سازد ؛ قربانی کردن برای آن‌هاست که توسط عده‌ای صورت می‎گیرد و فردی نوزادان خود را تقدیم پادشاه تاریکی می‌کند و او هم نوزاد را به وایت واکر تبدیل می‌سازد!
آن‌طور که در فیلم گفته می‎شود با آمدن پادشاه تاریکی ؛ زمستان و تاریکی آغازمی گردد که اشاره به استیلای شیطان دارد.
ادامه دارد…
سید میلاد میرعلینقی
منابع
۱- http://www.jc313.ir/42942-

مقام محمود چیست؟

آیا انسان عادی می‎تواند به این مقام دست یابد؟!

نوع و سبک زندگی‎ انسان‎ها و شیوه‎های الگوپذیری آنان، زمینه تغییر و تحول مادی و غیر مادی در هر فرد را به‎وجود می‎آورد؛ به‎گونه‎ای که ممکن است انسانی به واسطه پذیرش الگویی غلط و انتخاب سبک زندگی اشتباه، از اوج سعادت در پرتگاه رذالت قرار گیرد.
از این روست که اهل بیت گاه به صورت احادیث مستقیم و گاه در قالب دعا و نیایش سعی در آموزش سبک زندگی صحیح برای دستیابی به سعادت را داشته‎اند و حتی در اکثر موارد نتیجه این سعادت را به طور واضح بیان نموده‎اند.
یکی از مقاماتی که هر انسانی با انتخاب صراط مستقیم و قرار گرفتن در مسیر حق می‎تواند به آن دستیابی مقامی است که از آن به مقام محمود تعبیر می‏شود که اگر امکان دستیابی به آن نبود، هیچ‎گاه مورد دعا و درخواست در زیارت عاشورا قرار نمی‎گرفت.
نکته‎ای که ذکر آن خالی از لطف نیست این مسئله می‎باشد که زیارت عاشورا آن گونه که از روایت امام صادق(ع) در کتاب مصباح شیخ طوسی به دست می‌آید، از جانب خداوند و حدیث قدسی است، یکی از تفاوت‌های حدیث قدسی با قرآن این است که رساندن آیات قرآن بلافاصله بعد از نزول آن به همه مردم واجب است، ولی ممکن است یک حدیث قدسی از جانب خداوند به پیامبر اکرم(ص) عرضه شود، بدون آنکه پیامبر(ص) آن را به یک نفر هم بگوید یا فقط به افراد خاص مثل سلمان و مقداد و … تعلیم دهد.
زیارت عاشورا توسط خداوند بیان و توسط جبرئیل امین برای پیامبر اکرم(ص) هدیه آورده شد و امیرمؤمنان(ع) به امام مجتبی(ع) و ایشان به برادرش امام حسین(ع) و ایشان به امام سجاد(ع) و ایشان به فرزندش امام باقر(ع) و او به امام صادق(ع) انتقال دادند تا اینکه در زمان امام باقر و امام صادق(ع) که موقعیت بهره‌مندی خواص شیعیان از این حدیث قدسی ایجاد شد، امام باقر(ع)به علقمه و امام صادق آن را صفوان بن مهران در نجف آموزش دادند، و این مسئله ما را وامی‎دارد که با عمق بیشتری به فرازهای زیارت عاشورا مخصوصا فرازهای مقامات این دعا تامل نماییم.
در توضیح مقام محمود باید گفت بر طبق روایات و تفاسیر وارده این مقام ، مقام شفاعت است که در مرحله نخست، ویژه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و بعد اهل بیت(علیهم السلام) او است. روایات فراوانى وجود دارد که مقام محمود را به مقام شفاعت، تفسیر کرده است. امام صادق(علیه السلام) درباره مقام محمود مى‏فرماید: مقام و مرتبه‏اى است که همه پیشینیان و متأخران، غبطه آن را مى‏خورند.(۱) در حدیث دیگرى چنین آمده‏است: وقتى على بن ابى طالب(علیه السلام)، آیه فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَهً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً؛(۲) را تلاوت کرد، پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)،به على(علیه السلام) فرمود:  همانا پروردگار متعال، شفاعت را به من بخشید تا در حق اهل توحید از امتم، شفاعت کنم و آن را درباره دشمنان تو و دشمنان فرزندان تو، ممنوع ساخت.(۳) همچنین فرمود: مقام پسندیده، مقامى است که من در آن براى امتم شفاعت مى‏کنم.(۴)
 مفسران به پیروى از این احادیث، معتقدند که «منظور از این مقام والا و ارجمند، منزلت شفاعت و حتی بالاتر از مقام شفاعت است(۵)
 گرچه مقام محمود، ویژه پیامبر و آل اوست، ولى در مراحل پایین‏تر، عالمان راستین، شهدا و مؤمنین هم مى‏توانند این مقام را دارا شوند و به اذن خدا، از بعضى افراد، شفاعت کنند. امیرالمومنین(علیه السلام) در مورد اهل محشر مى‏فرماید: «جمع مى‏شوند در موطنى که در آن جا، مقام حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) است. آن گاه، پیامبر به گونه‏اى خداوند را ستایش مى‏کند که هیچ کس قبل از او ستایش نکرده است و بعد از آن، ستایش مى‏کند هر مؤمن و مؤمنه‏اى، و ابتدا مى‏کند به صدیقین و شهدا و بعد از آن صالحان؛ در این هنگام تمامى اهل آسمان و زمین، پیامبر را ستایش مى‏کنند؛ چنان که در قرآن آمده است:  عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً؛ «پس خوشا به حال کسى که براى او در این روز، بهره و نصیبى باشد و واى به حال کسى که در این روز، بهره و نصیبى نداشته باشد(۶)
همان‎گونه که دیدیم«مقام محمود» مقام والایی است انسانی عادی را همانند معصومین به مرتبه شفاعت می‎رساند و ما به واسطه حب امام حسین(ع) و یاران ایشان و برائت از دشمنانشان، می‎توانیم به آن دستیابیم به شرط این‎که مسیر زندگی خود را در نهان و آشکار حسینی انتخاب کنیم.
انشاءالله…
فهرست منابع
۱٫    نورالثقلین، ج ۳، ص ۲۰۶
۲٫    اسراء (۱۷)، آیه ۷۹٫
۳٫    تفسیر برهان، ج ۲، ص ۴۳۸٫
۴٫    .نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۹۲٫
۵٫    .تفسیر موضوعى قرآن، ج ۵، (معاد در قرآن)

خلافت علی ابن ابن ابی طالب فرمان مطلق الهی

خلافت علی ابن ابن ابی طالب فرمان مطلق الهی

بررسی خلافت امیرالمومنین بر مبنای منابع اهل سنت

خلافت علی ابن ابن ابی طالب فرمان مطلق الهی
امامت و خلافت بر روی زمین امری نیست که توسط شخص یا اشخاص یا شوری و مجلس و … تعیین شود، خلافت و امامت امری الهیست که قصد داریم این موضوع را از قرآن و سنت و کلام اهلبیت و مفسرین شیعه و سنی بیان کنیم تا علاوه بر روشن شدن این مطلب،شبهه ای در ولایت مولا علی ابن ابی طالب وجود نداشته باشد ان شاالله.
قرآن کتابیست مبین و هادی که اگر به آن رجوع شود از نص و تفسیر و تأویل آن میتوان کمال استفاده را برده و یقینا هدایتگری آشکار است.در خصوص الهی بودن ولایت و خلافت و امامت همین بس که در قرآن صراحتا آمده است که:
“إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً” (بقره ١٢۴)
در قرآن از آیات انذار و اوالامر و مودت و مباهله و ولایت و اکمال دین در غدیر و امثالهم بگذریم که در مقالات دیگر به صورت مشروح و کامل توضیحات آن و ارتباط مستقیم آن با حضرت مولا امیرالمومنین و اهل بیت عصمت و طهارت آمده است.
در این مقاله سعی داریم نکات دیگری را که کمتر بیان شده را بیاوریم.
آیا براستی در کتب برادران اهل سنتمان نیز چنین عقیده ای آمده است یا تنها در کتب و تفاسیر شیعه یافت میشود؟
در پاسخ به این سوال سراغ صحاح سته (یعنی شش کتاب صحیح برادران اهل سنت رفته و در بین آنها باز صحیحین را انتخاب میکنیم که شک و شبهه ای در صحت آن (از نظر برادران اهل سنت ) نباشد:
در بخاری و مسلم هردو روایتی آمده که جای تامل دارد
ابن عَبَّاسٍ رضى الله عنهما گفت: مُسَیْلِمَه کَذَّاب در زمان رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم مى‌گفت:اگر محمد امارت بعد از خودش را براى من قرار دهد از او پیروى مى‌کنم، او با افراد فراوان از قبیله‌اش به سمت آن حضرت آمد و رسول خدا صلى الله علیه وسلم به همراه ثابت بن قیس به او رو کرد و در حالى که در دستشان تکه چوبى بود به نزد او رفت و در مقابلش ایستاد و فرمود: “اگر این تکه چوب را از من بخواهى، به تو نخواهم داد وَ هرگز امر الله را در خود نخواهى دید”و اگر پشت کنى (و اسلام نیاوری) قطعا خداوند تو را خوار خواهد کرد و من عاقبت تو را شوم مى‌بینم.١
در جای دیگر از کتاب صحیح بخاری آمده است که:
رسول خدا می فرماید  : خدای متعال  هیچ پیامبری را نفرستاده و هیچ خلیفه ای  را خلیفه نکرده است  که دو گروه از خصیصین (مشاوران ، همراهان ویا همان اصحاب ) با او همراه بودند: یک گروه خیر خواه و گروه دیگر بد خواه ٢
از روایت بالا مشخص است که پیامبری و خلافت به فرمان خداست نه انتخاب مردم!
از صحیحین که بگذریم باز به کتاب خدا رجوع میکنیم و این بار نه از دیدگاه اهل تشیع و علمای شیعه، بلکه در تفاسیر بزرگان و مفسران اهل سنت میریم:
“یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَهً فِی الأْرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى” سوره ص،آیه ٢۶
حقی برسوی ،یکی از مفسران اهل سنت در ذیل این آیه می نویسد :
این آیه اشاره به معانی مختلفی دارد من جمله اینکه خلافت حقیقی برای انسان قابل کسب نیست  بلکه عطا و فضل الهی است که بر شخصی که خدا بخواهد ان را عطا می کندهمانگونه که خدای متعال فرموده است : (ما تو را خلیفه قرار داده ایم ) یعنی به تو خلافت  را داده ایم .٣
قرطبی  نیز  می نویسد :
این آیه اصل است در منصوب بودن امام و خلیفه‌اى که کلام او شنیده مى‌شود و اطاعت مى‌شود براى این‌که وحدت کلمه ایجاد شود و  دستورات خلیفه تنفیذ (استوار و ثابت شود) و هیچ اختلافى در واجب بودن امامت در بین امت اسلام و  پیشوایان اسلام نیست .
و سپس این آیات شریفه را دلیل بر واجب بودن نصب امام و خلیفه مى‌آورند:
دلیل ما بر این مطلب این گفته خداوند است که ««من در روى زمین، جانشینى‏[ نماینده‏اى‏] قرار خواهم داد» و این گفته خداوند : ««اى داوود! ما تو را خلیفه و(نماینده خود) در زمین قرار دادیم.»  و همچنین این سخن خداوند : « «خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد که قطعاً آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد» « یعنى از بین آنها افراد (ازکسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند) خلفایى منصوب مى‌کند.» و آیات دیگر …
تا آنجایى که قرطبى امامت را رکنى از ارکان دین دانسته  است و مینویسد:
پس دلالت مى‌کند بر وجوب امامت؛ این‌که آن؛ رکنى ( پایه ای) از ارکان دین است که به آن پایدارى و بقاء  مسلمانان وابسته است.پس خداوند انتخاب خلیفه و پیشوا را به خود نسبت داده است همانطوى که انتخاب و اعزام انبیاء را به خود نسبت داده است.۴
ممکن است سوال پیش آید که وقتی امامت فرمان الهیست چطور امیرالمومنین از آن گذشت و خانه نشین شد؟چرا اسدالله الغالب برای فرمان الهی نجنگید؟
جواب را در وصیت پیغمبری بجوییم که لاینطق علی الهواء است و کلامش کلام خداست:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در وصیت خود به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : یا علی ! قریش به زودی علیه تو هم پیمان خواهند شد و همه آن ها اجماع کرده و بر ظلم و قهر بر تو هم کلام می شوند . اگر یاورانی یافتی ، با آن ها جهاد کن اگر یارانی نیافتی ، دست بردار و خونت را حفظ کن که شهادت خواهد آمد و لعنت خدا بر قاتل تو باد۵
و تایید این موضوع در کلام امام باقر علیه السلام نمایان میشود که فرمودند:
 چون مردم  آن چه در بیعت با ابوبکر کردند، هیچ چیز از فراخوانی امیرمؤمنان به سوی خود مانع نشد، مگر توجه به مردم وبیم آن که از اسلام بازگردند و به پرستش بتها روی آورند و به یگانگی خداوند و رسالت خدایی حضرت محمد(ص)گواهی ندهند. پس از سر ناچاری و بی یاوری بیعت کرد.۶
همچنین امام حسن علیه السلام در خطبه اش، هنگامی که تصمیم به صلح با معاویه گرفت فرمود: پدرم دستش را دراز کرد و سوگندشان داد و اصحابش را به یاری نمودن فراخواند، اما اجابت نشد و یاری نگردید و اگر بر ضد پیش گرفتگان در خلافت، یاورانی می یافت، دعوتشان را به بیعت نمی پذیرفت.٧
و این سوال پیش میاید که آیا خود امیرالمومنین نیز خلافت را حق الهی خود میدانست؟
در پاسخ کلام حضرت را در نهج البلاغه می آوریم:
به خدا سوگند مرا همواره از حق خویش محروم ساختند و از هنگام وفات رسول خدا تا امروز حق مرا باز داشتند .٨
یا در خطبه ای میفرمایند:
خداوندا ! قریش را ذلیل و خوار فرما ؛ چون آنان حقم را گرفتند و حقم را غصب کردند .خداوندا قریش را که به من ظلم و حقم را غصب کردند ، مجازات کن . آنان فرماندهی و امامت فرزند مادرم را به ناحق گرفتند .٩
و در جای دیگر میفرماید:
آگاه باشید ! به خدا سوگند ! ابابکر ، جامۀ خلافت را بر تن کرد ؛ در حالى که مى دانست ، جایگاه من در حکومت اسلامى ، چون محور سنگ هاى آسیاب است (که بدون آن آسیاب حرکت نمی کند) او مى دانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جارى است ، و مرغان دور پرواز اندیشه ها به بلنداى ارزش من نتوانند پرواز کرد١٠
و خطبه های دیگر که اوج اندوه و مظلومیت را در کلاشان دارد همچون خطبه شقشقیه و یا خطبه  های ٢٧و ١٧٢و…
و سوال دیگر اینجاست که امیرالمومنین در صورت بی یاوری از جنگ منع شد،اما آیا در دفاع از خود اعتراضی کرد که به مردم و نسل های بعد با کلامش نارضایتی و اعتراض صریحش را برساند؟
پاسخ را باز هم از کلام بلیغ و فصیح حضرتش میاوریم:
امیرالمومنین خطاب به ابوبکر: گر تو از طریق شورا مالک امور مردم شدی. این چه شورائی است که طرفهای مشورت [ امثال من ] غائب بودند ؟ و اگر از طریق قرابت با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در برابر مخالفانت استدلال کردی دیگران از تو به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزدیکترند١١
دیدیم که از قرآن،تفاسیر اهل سنت،کتب تشیع،نهج البلاغه و… الهی بودن امر خلافت و امامت بدون هیچ ابهامی ثابت میشود واینکه امامت امری فراتر از مشاوره و شورا و رای و نظر مردم است .
الحمدلله الذی جعانا من المتمسکین بولایه مولانا امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام.
                                                                                                                     “والتین والزیتون”
_________________________________
١-صحیح بخاری و صحیح مسلم
٢-صحیح البخاری ج ۹ ص ۷۷
٣-حقى برسوى ، تفسیر روح البیان‏، ج۸، ص ۲۱
۴-جامع احکام قرآن القرطبی، ج ۱، ص ۳۹۵ و ۳۹۶
۵-کتاب الغیبه للطوسی ؛ ص: ١٢٢
۶-کافی،ج٨ص٢٩۵،حدیث ۴۵۴
٧-محمدی ری شهری،دانشنامه امیرالمومنین،صفحه٨٢
٨-نهج البلاغه،‎خطبه۶
٩-شرح نهج البلاغه ج٩ ص٣٠۶
١٠-نهج البلاغه،خطبه٣
١١-نهج البلاغه ،خطبه ١٩٠

تحلیل عملیات روانی دشمن در خصوص شایعه مرگ رهبر انقلاب

تحلیل عملیات روانی دشمن در خصوص شایعه مرگ رهبر انقلاب

هر شایعه می‌تواند دربرگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت باشد که ضریب نفوذ آن بستگی به درجه‌ی ابهام و اهمیت آن دارد در حقیقت هرچقدر شایعه پیرامون مسائل مبهم و مهم باشد همان مقدار ضریب نفوذ آن‌ها افزایش می‌یابد

با توجه به اینکه درعصر حاضر مدیریت اذهان و قلوب توسط رسانه انجام می شود باید قدرت تحلیل حرکات و عملیات روانی رسانه ها را داشته باشیم در این میان یکی از تکنیک های عملیات روانی برای جهت دهی و در حقیقت مهندسی ذهن و فکر مخاطب شایعه می باشد
شایعه در فضایی تولید می شود که امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق وجود نداشته باشد شایعه انتقال شفاهی پیامی است که برای برانگیختن باور مخاطبان و همچنین تاثیر عمیق در روحیه ی آنان ایجاد می شود مطالب یک شایعه باید کلی بوده و حول محورهای اساسی حساس و مهمی باشد که مخاطب نسبت به آن حساسیت بالایی دارد
هر شایعه می تواند دربرگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت باشد که ضریب نفوذ آن بستگی به درجه ی ابهام و اهمیت آن دارد در حقیقت هرچقدر شایعه پیرامون مسائل مبهم و مهم باشد همان مقدار ضریب نفوذ آن ها افزایش می یابد
با توجه به موضوع و جامعه ی هدف ، شایعات گوناگونی تولید می شوند که عبارت اند از :شایعات تفرقه افکن ، هراس آور ، امیدبخش،آتشین ، خزنده و … که به تناسب زمان تولید و بعد از تاثیرگذاری برای مدتی ، خاموش و دوباره با ایجاد زمینه های ذهنی لازم در جامعه ایجاد می شود
در شایعه سازی از تاکتیک های گوناگون از جمله همانندسازی،برجسته سازی و … نیز استفاده می شود پخش یک شایعه باعث ایجاد شبهه در ذهن مخاطب می شود که نسبت به شرایط زمانی ، قدرت و وسعت آن متفاوت است اما خبرهای اینچنینی بیشتر هدف تخریب ذهن دارد تا رساندن پیام.
در شرایط مهم سیاسی کشور و موقعیت بین المللی انقلاب اسلامی، مهمترین و حساس ترین خبری که به صورت شایعه در برهه های مختلف زمانی منتشر شده شایعه فوت رهبر انقلاب است که از نگاه جنگ نرم و کارکردهای مربوط به آن، این مساله یک استراتژی هدفمند و طراحی شده از سوی دشمن برای رسیدن به اهدافی مشخص می باشد برای درک صحیح و اقدام مناسب ، نیاز به تحلیل این استراتژی داریم ابتدا باید به این سوال پاسخ داد که دشمن از مطرح کردن خبر فوت رهبر انقلاب به چه چیزی می اندیشد؟
عملیات رسانه ای که در گام اول در پخش و انتشار این خبر انجام می شود مقدمه ای است برای گام های بعدی و القائات برنامه ریزی شده ، سوال مهم بعدی این است که این شایعه درچه برهه هایی قوت پیدا می کند و پخش می شود؟
اساس این استراتژی برای تضعیف روحیه ی مردم یک سرزمین است که در دوره های حساس سیاسی قدرت تحلیل و تصمیم گیری را از آن ها سلب کند
نکته ی جالب در این خصوص ، شایعات در مورد مرگ فیدل کاسترو می باشد که حدود ۶۳۹ بار این شایعه پخش و تکذیب شد همچنین در اوج درگیری ها و بحران های سوریه هم شایعه مرگ بشار اسد در سه مرتبه قوت گرفت و سپس تکذیب شد
اما خاستگاه پخش شایعه فوت رهبر انقلاب چیست؟
۱-یکی از دلایل مهم پخش این شایعه دریافت عکس العمل های مردم و دیدگاه های آن ها نسبت به این مساله است بطور مثال در سال ۱۳۸۵ که این شایعه قوت گرفته بود در نماز جمعه و مساجد شعار خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما بیشتر گفته می شداین شایعه در زمانی منتشر شد که یک دولت انقلابی در جمهوری اسلامی ایران به قدرت رسیده بود و جریان غرب گرا دچار ضعف شده بود این خبر به این علت منتشر شد تا در دل انقلابی ها و کسانی که  برنامه ریزی برای پیشرفت کشور داشتند تزلزل ایجاد کند و همچنین با توجه به تغییر دولت ، جامعه شناسی رفتار مردم ایران چگونه خواهد بود
۲-دلیل دیگری که می توان برای انتشار چندوقت یکبار این شایعه گفت ، انحراف ذهن مردم از متن اصلی یک خبر مهم در جامعه به سمت دیگر است به طور مثال در جریان های سال ۱۳۸۸ که کشور دچار بحران شده بود مایکل لدین نومحافظه کار آمریکاییو متخصص امور ایران در سایت شخصی خود نوشت آیت الله خامنه ای از دیروز به کما رفته است(۲۲/۷/۸۸) با درج این خبر بدنبال دو هدف بودند : یک انحراف تمرکز و ذهن مردم نسبت به مسائل مهم وجاری کشور و کمک به جریان برانداز در آن سال ، دوم ایجاد ترس و اضطراب در دل مردم با توجه به شرایط خطرناک کشور که مردم در اراده ی خود برای مبارزه با دشمن سست شوند این درحالی است که در اوایل انقلاب نیز که کشور هنوز به ثبات مطلوب نرسیده بود و همچنین در طول دفاع مقدسهمین شایعه یعنی فوت امام خمینی(ره) از رسانه های عراقی و صهیونیستی منتشر می شد و خاستگاه آن آماده سازی ذهن مردم بود تا اگر توانستد شرایط ترور امام خمینی را فراهم کنند و برای اینکار زمینه سازی کرده باشند. نکته ی جالب مانور رسانه ای بر روی این شایعه در خروجی خبرگزاری های رسانه های معاند و ضدانقلاب بود به طور مثال وب سایت بالاترین اینگونه نوشت:
حمیدرضا ذاکری مامور اسبق وزارت اطلاعات از سکته خامنه ای خبر می دهد خبر قبلی ایشان در مورد دستگیری سران جنبش که روز ۵۵ شنبه قبل انتشار یافت نیز بعد ۳۳ روز تایید شد . هاشمی رفسنجانی و مهدوی کنی در دیداری بسیار محرمانه امروز ترتیباتی را برای جلسه ای اضطراری که فردا با حضور فرماندهان سپاه و ارتش و همچنین رئیس قوه قضائیه فردا برگزار خواهد شد را اعلام نموده اند که احتمال به یقین اختیارات رهبری را موقتا به آیت الله مهدوی کنی واگذار خواهند نمود . در همین راستا سپاه پاسداران ماموریت پیدا نموده تا از درز این خبر جلوگیری نماید تا امکانات را برای مقابله با مردم نه تنها در تهران بلکه در دیگر نقاط ایران آماده نمایند. در خبر قطعی اعلام شده که فرمانده سپاه پاسداران و واحد حفاظت سپاه در اطراف بیت خامنه ای شدیدترین حلقه امنیتی و حفاظتی را تشکیل داده اند و از وحشت هجوم مردمی پس از اعلان این خبر ترس فزاینده ای در حاکمان حکمفرما می باشد . در نهایت تهران و حکومت دیکتاتوری به سقوط نزدیک شد زنده باد ایرانیان سبز

در این خبر نکات رسانه ای مطرح است
۱-برای وثوق خبر از منبعی امنیتی که قبلا به اطلاعات دسترسی داشته استناد می کند
۲-در مرحله ی بعد برای ثبات خبر و اطمینان خاطر مخاطب از درست بودن خبر، اشاره به خبری که تایید شده است می کند(دستگیری سرانجنبش سز)
۳-از دوتن از افراد سیاسی مطرح و اثرگذار نامبرده شده که هرکدام گرایش به یک جریان خاص دارند به این دلیل که در تمام اقشار جامه این خبر تثبیت شود
۴- در این خبر به مخاطب القا می شود که سپاه پاسداران قصد برخورد با مردم را دارد و تزلزل عجیبی در بین مسئولین ایجاد شده که برای مخاطب این مطلب جا بیفتد که نظام در آستانه ی فروپاشی و شکست است
هدف این خبر سوق دادن مردم به سمت نافرمانی مدنی در تمام نقاط ایران بود حتی پس از تکذیب شدن این خبر اثر آن به صورت موقت در ذهن مخاطب به علت تکنیک های عملیات روانی باقی خواهد ماند
این ترفند در اوج جنگ ۳۳ روز جنوب لبنان در مورد سیدحسن نصرالله نیز از سوی منابع رژیم صهیونیستی بکار گرفته شد تا تزلزل در اراده و تمرکز نیروهای عملیاتی حزب الله ایجاد کنند همین ترفند در سال ۲۰۱۴ در مورد پوتین رئیس جمهور روسیه با عنوان ترور پوتین مطرح شد که پوتین در کاخ کرملین کشته شده و در حال حاضر بدل او رئیس جمهور است این ترفند در مورد رهبران اکثر کشورهایی که ضد آمریکایی هستند به کار گرفته می شود
در آستانه ی انتخابات ۹۶ ریاست جمهوری نیز باز این شایعه از سوی رسانه های صهیونیستی و معاند قوت بسیاری پیدا کرده است

اهداف غرب در خصوص پخش این شایعه
هدف اول اثبات ناکارآمدی نظام و انقلاب در اداره ی کشور بعد از این اتفاق است. به عبارت دیگر نظام نمی تواند مشکلات اجرایی را بعد از این اتفاق حل کند و احتمال تغییر ساختاری ولایت فقیه وجود دارد
احیای نظریه شورای رهبری. گام بعدی در اثبات این شایعه تئوریزه نمودن نظریه شورای رهبری است که همان اوایل انقلاب بعد از رحلت امام خمینی(ره) در خبرگان رهبری رد شد فارغ از بررسی مسائل فقهی پیرامون این  نظریه ، وجود شورای رهبری یعنی اختلاف و عدم انسجام و قدرت در انجام امور و از همه مهمتر باعث انشعاب در نهادهای مختلف نظام خواهد شد که این امر به استحاله ی درونی در نظام ختم خواهد شد همچنین که این مطلب را در محافل خصوصی خود مطرح می کنند که قانون باید به یک کشور حکومت کند در ابتدای امر این جمله زیبا به نظر می رسد اما نظام ولایت فقیه از موفق ترین نظام های موجود در جهان است در حالیکه همه ی تئوری های حکومت داری با شکست روبه رو شده اند. ثانیا ولایت فقیه خود در قانون اساسی پیش بینی شده ثالثا کدام قانون مدنظر آقایان است؟ قانونی که اجازه ی بی قانونی به آن ها بدهد؟ یا قانونی که به این جریان اجازه دهد تا کشور را دودستی تقدیم غرب کند؟ این گفته ها و اظهارنظرها در خصوص تشکیل شورای رهبری پیش زمینه ی طرحی جدید برای براندازی و استحاله ی نظام است
تضعیف قدرت انقلاب اسلامی در منطقه و عدم تمایل دیگر کشورهای منطقه به این مدل حکومت. این شایعه باعث تضعیف روحیه ی جریان مقاومت در منطقه خواهد شد و همین فرصت هرچند کوتاه زمینه ی نفوذ و انجام توطئه های مختلف علیه جریان مقاومت در منطقه می باشد
بی حس سازی ذهن مردم
همانطور که قبلا گفته شد شایعه مرگ فیدل کاسترو ۶۳۹ بار تکرار شد و همین تکرار باعث شد که شوک و اهمیت خبر فوت برای مردم کوبا عادی شود مثل خیلی دیگر از خبرهایی که در طول روز شنیده می شود
پیروز شدن نماینده ی جریان غرب گرا در انتخابات
این شایعه بدنبال دوقطبی سازی رهبری – مردم است به این صورت  که یکی از کاندیداها  را منتصب به رهبری کند دیگری کاندیدای مردم که اگر در نهایت کاندیدای مردم انتخاب شد پروژه ی عدم مقبولیت رهبری را با قوت بیشتر در بین مردم توسط رسانه ها دنبال کنند و در نتیجه به ناکارامدی نظام برسند تا بتوانند این نظام را تغییر دهند. به عبارت دیگر انتخابات ریاست جمهوری کنونی به نوعی انتخابات رهبری آینده ایران نیز تلقی شود به طور کلی این شایعه پیش زمینه و مقدمه چنین اخباری در صورت به وقوع پیوستن این دوقطبی می باشد.
انحراف ذهن مردم از مساله ی ایرادات دولت
تقویت این شایعه و دامن زدن به آن توسط رسانه ها باعث می شود که مردم از تمرکز بر روی ایرادات و مشکلات اقتصادی ، سیاسی دولت منحرف شوند و انتقادات کمتری به سمت دولت روانه شود
عدم تعقل در انتخابات
این شایعه باعث می شود که قدرت تصمیم گیری در انتخابات را بدلیل نگرانی و استرس بالا که با شرایط انتخاباتی کشور همراه شده است سلب کند حتی اگر غربی ها بتوانند، برای تشویش بیشتر اذهان بدنبال ایجاد نا امنی در انتخابات هستند.
تصور اینکه در آینده ای نزدیک قرار است کشور دچار هرج و مرج و بی ثباتی شود مردم را به سمت حفظ وضع و افراد موجود (کمتر دامن زدن به بی ثباتی و تغییرات بیشتر ) و به عبارتی صریح تر رای دوباره دولت کنونی سوق می دهد.
کما اینکه اگر دقت کرده باشید بلندگوهای رسانه ای طرفدار دولت مانند کانال تلگرامی آمد نیوز بشدت در حال پخش شایعه مذکور است
سخن آخر
بکار بردن این ترفند جز برای انجام مهندسی فکر و ذهن مردم در خصوص انتخابات ، کارآمدی نظام و مسائل منطقه نمی باشد تا موفق شوند که جبهه ی انقلاب را شکست دهند، اما دشمنان انقلاب باید بدانند که انقلاب تا ظهور حضرت حجت(عج) مسیر خود را ادامه خواهد داد. در پی انتشار همین شایعات در سال ۸۵ رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان و پرسنل نیروی هوایی ارتش۱۹/۱۱/۱۳۸۵ در سخنانی پاسخی محکم به دشمنان این انقلاب دادند وفرمودند:
«دشمنان نظام اسلامی شایعات مختلفی درباره فوت و بیماری درست می کنند تا شاید چند روزی روحیه ملت ایران را تضعیف کنند اما آن ها نمی دانند که در ایران با یک شخص روبه رو نیستند بلکه با ملتی روبه رو هستند».
در هر صورت باید آگاه بود که مبادا مثل جنگ احد با پخش شایعه کشته شدن پیغمبر(ص) صحنه را خالی کنیم و باعث پیروزی جبهه غرب گرا و لیبرال در کشور شویم و تنگه ی احد انتخابات را خالی کنیم . گفتنی است با افزایش سواد رسانه ای مردم می توان این عملیات ها را خنثی نمود
علیرضا پورمسعود

اصول و مبانی کلّی آیین هندوئیسم

اصول و مبانی کلّی آیین هندوئیسم

بنابر اصل آهینسا، گوشتخواری حرام اعلام شمرده شده است، زیرا لازمه گوشتخواری انسان، سلب حیات از موجود زنده دیگری است

در یادداشت گذشته پیرامون خدای مورد پرستش در یوگا توضیحاتی ارائه گردید و اثبات شد که بنابر اتّفاق تمامی محقّقین «شیوا» خدای مورد پرستش در یوگا است. در این یادداشت در صدد تبیین اصول و مبانی کلّی هندوئیسم هستیم. آگاهی از اصول و مبانی هندوئیسم از آن جهت اهمیّت دارد که روشن می‌سازد مکتب یوگا که یکی از مهمترین و معروفترین مکاتب هندوئیسم است، بر چه پایه و اساسی بنیان نهاده شده است.
به طور کلّی اصول و مبانی آیین هندو را می‌توان در چهار مورد ذیل خلاصه نمود:
۱٫ کرمه (Karma) یا کردار
مراد از اصل کرمه آن است که انسان اثر و نتیجه هر کاری را در جهان انجام می‌دهد، خواهد دید. به عبارت ساده‌تر، هر کنشی در این جهان واکنش متناسب با خود را به دنبال دارد و این واکنش هم در زندگی فعلی انسان و هم در آینده او تأثیر خواهد گذاشت. اعتقاد به این اصل، مسئله‌ای است که پیامبران الهی پیش از پیدایش مکاتب هندوئیسم بارها بدان اشاره کرده‌اند. از این رو باید گفت اصل کرمه، اصلی است که مفاهیم آن از اعتقادات منتشر شده از سوی پیامبران آسمانی وارد اصول و مبانی آیین هندو شده است.
۲٫ سنساره (Samsara) یا تناسخ
از این اصل با عناوین دیگری چون «گردوه بازپیدایی» و «چرخه حیات» نیز یاد می‌گردد. بر مبنای اعتقاد به تناسخ، زندگی انسان با مرگ ظاهری‌اش پایان نمی‌یابد؛ بلکه پس از نابودی کالبد جسم، روح از آن کالبد جدا شده و در کالبدی دیگر به حیات خود ادامه می‌دهد. نکته قابل توجّهی که در این میان وجود دارد، آن است که بنابر عقاید هندو، چگونگی حیات بعدی انسان و قرار گرفتن روحش در کالبد دیگر به نحوه زندگی پیشین او بستگی دارد. به عبارت ساده‌تر، در صورتیکه انسان در دوران حیات پیشین خود مرتکب أعمال نیکو شده باشد، روح وی در جسم انسانی با طبقه اجتماعی بالاتر حلول خواهد کرد و در صورتیکه که مرتکب أعمال زشت شده باشد، روحش به کالبد حیوانات حلول خواهد کرد. با توجّه به همین مسئله، تناسخ را به چهار دسته تقسیم می‌کنند؛ نسخ یا انتقال روح انسان به انسان دیگر، مسخ یا انتقال روح به حیوان، فسخ یا انتقال روح به گیاه و رسخ یا انتقال روح به جماد. این در حالی است که بنابر اعتقادات موجود در تمامی ادیان آسمانی، با مرگ انسان روح آدمی از بدن جدا شده و به عالم برزخ منتقل می‌گردد تا أعمالش مورد سنجش قرار گرفته و متناسب با عملکرد دنیایی خود، به حیات خویش ادامه دهد.
۳٫ موکشه (Moksa) یا رهایی
موکشه به معنی نجات و رهایی بوده و مراد از آن، این است که انسان از قید و بند تعلّقات بشری رها شود تا در سایه چنین رهایی‌ای بتواند از گردونه باز پیدایی یا همان تناسخ نجات یافته و دوباره متولّد نشود و روحش به حقیقت مطلق پیوسته و تا ابد آزاد و رها باشد. البتّه از نظر هندوئیسم رها شدن انسان از قید و بند تعلّقات بشری به معنای نداشتن حب و دلبستگی به دنیا و استفاده از آن‌ها نیست، بلکه ترک کامل دنیا و لذّات متعلّق به آن است. رهایی‌ای که مکاتب هندوئیسم به عنوان اصل و مبنای عقیده خود مورد پذیرش قرار داده‌اند، از سوی تمامی ادیان آسمانی رد شده است؛ تمامی پیامبران الهی به مردم اعلام داشته‌اند که در عین استفاده از دنیا و تعلّقات بشری، بدان‌ها دل نبسته و آن‌ها را به عنوان هدف اصلی زندگی خود قرار ندهند.
۴٫ آهینسا (Ahimsa) یا بی‌آزاری 
مهمترین اصل عملی هندوئیسم، اصل آهینسا یا همان بی‌آزاری است. بر اساس این اصل انسان نباید به هیچ موجود زنده دیگری (اعم از انسان و حیوان) هیچگونه آزاری برساند. بنابر همین اصل، گوشتخواری حرام اعلام شمرده شده است، زیرا لازمه گوشتخواری انسان، سلب حیات از موجود زنده دیگری است. لذا به دلیل آنکه موجودات دیگر نیز دارای حیات بوده و همچون انسان درد دارند، دلیلی ندارد که انسان به منظور راحتی و لذّت بردن از زندگی خود، دیگر موجودات زنده را از بین ببرد.
به یاری خداوند ادامه دارد …
نویسنده: محمّد حسن نجّاری
برگرفته از مقاله انسان آرمانی از منظر هندوئیسم، نوشته فیاض قرائی، منتشر شده در مجله مطالعات اسلامی، زمستان ۱۳۸۲، شماره ۶۲، صص ۱۶۱-۱۹۲٫